فرار زنِ دوم فرمانده طالبان در بادغیس؛ رسوایی تازه از پشت پرده «اخلاق‌گرایی» این گروه


منابع محلی در ولایت بادغیس می‌گویند زن دوم یکی از فرماندهان طالبان در ولسوالی قادس، تنها دو ماه پس از ازدواج با مرد دیگری فرار کرده است؛ رویدادی که بار دیگر شکاف عمیق میان شعارهای دینی طالبان و رفتار واقعی فرماندهان این گروه را آشکار می‌کند.


خبرگزاری آگاه

براساس اطلاعات منابع محلی، زن دوم «حکیم‌زی»، فرمانده کندک دوم ده‌بیرنج طالبان در ولسوالی قادس ولایت بادغیس، با فرد دیگری فرار کرده است. منابع روز شنبه ۱۱ دلو/بهمن به رسانه‌ها تأیید کردند که این زن تنها دو ماه پس از ازدواج، خانه فرمانده طالبان را ترک کرده و به مکان نامعلومی رفته است.

به گفته منابع، علت دقیق این فرار هنوز روشن نیست؛ اما گفته می‌شود که فضای زندگی در خانه این فرمانده با فشار، محدودیت و رفتارهای تحقیرآمیز همراه بوده است.

منابع همچنان می‌گویند حکیم‌زی برای برگزاری مراسم عروسی دوم خود، هزینه‌ها را به‌گونه اجباری از مردم محل و اطراف جمع‌آوری کرده بود؛ اقدامی که باعث نارضایتی شدید ساکنان منطقه شده است.

باشندگان قادس می‌گویند طالبان نه‌تنها امنیت و رفاه نیاورده‌اند، بلکه با زورگویی و تحمیل هزینه‌ها، زندگی مردم را دشوارتر ساخته‌اند.

گروه طالبان تاکنون در مورد این رویداد واکنش رسمی نشان نداده است.


تحلیل آگاه

این حادثه در نگاه اول شاید یک «مسأله شخصی» به‌نظر برسد، اما در واقع آینه‌ای است از بحران عمیق‌تری که در درون ساختار طالبان جریان دارد: بحران اخلاق، مشروعیت و رابطه با مردم.

طالبان خود را «مدافع ارزش‌های دینی و اخلاقی» معرفی می‌کنند و به نام همین شعارها، زندگی زنان، جوانان و خانواده‌ها را محدود کرده‌اند. اما وقتی زنِ یک فرمانده بلندپایه‌شان، آن هم تنها دو ماه پس از ازدواج، راه فرار را انتخاب می‌کند، این پیام روشن است: چیزی در این ساختار به‌شدت نادرست است.

فرار یک زن از خانه یک فرمانده طالبان، نه نشانه بی‌اخلاقی زن، بلکه نشانه فشار، اجبار و نبود کرامت انسانی در آن محیط است. در جامعه‌ای که طالبان ساخته‌اند، زن نه حق انتخاب دارد، نه حق اعتراض، و نه حتی حق ترک یک زندگی تحمیلی. وقتی راه قانونی بسته باشد، فرار آخرین گزینه می‌شود.

از سوی دیگر، جمع‌آوری اجباری پول برای عروسی دوم یک فرمانده، چهره واقعی «عدالت طالبان» را نشان می‌دهد. مردمی که خود در فقر، بیکاری و ناامنی زندگی می‌کنند، مجبور می‌شوند هزینه خوش‌گذرانی و تجمل یک فرمانده را بپردازند. این نه شریعت است، نه عدالت؛ این سوءاستفاده آشکار از قدرت است.

چنین رویدادهایی اعتماد اجتماعی را از درون می‌پوساند. مردم وقتی می‌بینند کسانی که به نام دین و اخلاق حکومت می‌کنند، در عمل زورگو، فاسد و بی‌پروا هستند، نه‌تنها از طالبان فاصله می‌گیرند، بلکه به اصل آن شعارها هم بی‌باور می‌شوند.

در بادغیس و ده‌ها ولایت دیگر، طالبان با ترس حکومت می‌کنند؛ اما ترس پایدار نیست. هر رسوایی اخلاقی، هر سوءاستفاده از مردم، و هر تحقیر زنان، خشم پنهان جامعه را بیشتر می‌کند.

فرار زن فرمانده طالبان فقط یک خبر محلی نیست؛ نشانه‌ای است از فروپاشی درونی نظامی که با زور ایستاده و با بی‌عدالتی ادامه می‌دهد.
طالبان شاید با اسلحه قدرت را گرفته باشند، اما با چنین رفتارهایی، مشروعیت را روزبه‌روز از دست می‌دهند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button