
قتل پرستار هراتی بهدست شوهرش؛ خشونت خانگی در سایه سرکوب زنان افزایش مییابد
منابع محلی در هرات میگویند یک مرد همسرش را که پرستار شفاخانه حوزوی هرات بود، پس از بازگشت از وظیفه شبانه به قتل رسانده است. این رویداد در حالی رخ میدهد که افزایش خشونتهای خانوادهگی همزمان با ممنوعیتهای طالبان علیه زنان، به یک بحران خاموش در افغانستان تبدیل شده است.
خبرگزاری آگاه
منابع محلی در هرات روز دوشنبه، ۱۷ قوس، تأیید کردند که یک مرد در منطقه «جکان» شهر هرات همسرش را به قتل رسانده است. قربانی این رویداد، خانمی بوده که در شفاخانه حوزوی هرات بهحیث پرستار کار میکرد.
به گفته منابع، این زن شب گذشته نوکریوالی (شیفت شب) بوده و پس از بازگشت به خانه، توسط شوهرش خفه شده است. عامل قتل پس از کشتن همسرش، کودکشان را با خود برده و متواری شده است.
اعضای خانواده این زن او را به شفاخانه انتقال دادهاند، اما در زمان رسیدن، او جان باخته بوده است. یک منبع صحی نیز تأیید کرده که «علایم واضح خفهگی در گردنش دیده میشود.»
منابع میافزایند که این قتل پس از مشاجره بر سر فروش زیورآلات زن توسط شوهرش رخ داده است.
تحلیل آگاه
بحران خشونت خانگی در افغانستان؛ قربانیان بیپناه زیر سایه طالبان
قتل این پرستار هراتی تنها یک حادثه فردی نیست، بلکه بخشی از یک روند رو به گسترش خشونت علیه زنان در افغانستان است؛ روندی که پس از تسلط طالبان شدت گرفته است.
سه عامل مهم در افزایش خشونتهای خانگی نقش دارند:
بیکاری و فشار اقتصادی که زنان را وابستهتر و مردان را خشنتر میسازد.
ممنوعیتهای گسترده طالبان بر کار و آموزش زنان که آنان را از استقلال اقتصادی و اجتماعی محروم کرده است.
نبود نهادهای حمایتی، قانونی و پناهگاههای امن برای زنان؛ طالبان نه تنها حمایت نمیکند بلکه خشونت را با سیاستهایش تقویت مینماید.
در شرایطی که زنان از حق شکایت، پناهبردن به نهادهای مدافع حقوق و دسترسی به عدالت محروماند، خشونت خانگی بهعنوان یک «جنایت بیپیامد» در حال گسترش است. حذف زنان از فضاهای اجتماعی و قانونی، مردان را به «مالک» تبدیل کرده و جان هزاران زن بیدفاع را تهدید میکند.
خشونت ساختاری، نه مجرد
زمانی که حکومت خود نقش سرکوبگر جنسیت زن را بر عهده میگیرد، خشونت خانگی تنها یک نتیجه طبیعی از این سرکوب سازمانیافته دولتی است. طالبان با ممنوعیت آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان، عملاً پایههای حقوقی و فرهنگی خشونت را تقویت میکند.



