
آیخانم و تپه براتا؛ میراث تاریخی افغانستان در سایه غارت و سوءمدیریت
آیا تمدن چند هزارساله افغانستان در معرض نابودی است؟ آیخانم در تخار و تپه براتا در بغلان، تنها نمونههایی از میراث تاریخی این سرزمین هستند که پاسخ تلخ این سوال را نشان میدهند. این مکانها نه تنها شاهکارهای باستانشناسیاند، بلکه سندی زنده از تمدنهای پیشین، شبکههای اقتصادی و فرهنگی آسیای مرکزی و هنر و مهندسی بشر هستند. اما حفاریهای غیرمجاز و سوءمدیریتهای حاکمان کنونی، این گنجینهها را در معرض تخریب سیستماتیک قرار داده است.
شهر باستانی آیخانم، با بیش از ۲۳۰۰ سال قدمت، زمانی مرکز اقتصادی و فرهنگی در مسیر جاده ابریشم بود. شبکههای تجاری گسترده، معماری پیچیده و سیستم آبرسانی پیشرفته، آیخانم را به نمونهای بینظیر از سازمان اجتماعی و مهندسی دوران هخامنشی و یونان باستان تبدیل کرده بود. حالا، حفاریهای غیرقانونی و بدون مستندسازی، این لایههای تاریخی را تخریب کرده و دههها پژوهش علمی را به خطر انداخته است. هر شیء، هر لایه خاک، حامل اطلاعاتی منحصر بهفرد است؛ وقتی موقعیت و عمق آنها در زمین تغییر کند، پیوند بین دادهها و تاریخ واقعی از دست میرود.
تپه براتا در بغلان نیز وضعیت مشابهی دارد. این تپه، شاهد پیوستگی سکونتی از هزارههای پیش از میلاد تا دوران اسلامی اولیه بوده است. ابزارهای سفالی، فلزی و ساختارهای معماری آن، هر یک داستانی از زندگی و فرهنگ انسانهای گذشته روایت میکنند. اما حفاریهای شبانهروزی و غیرمجاز، این روایتها را به هم میریزند و امکان پژوهشهای آینده را محدود میکنند.
واقعیت نگرانکننده این است که طالبان، با نقش مستقیم در مدیریت این مناطق، نگاه کوتاهمدت و اقتصادی به میراث فرهنگی دارند. سوءمدیریت، استفاده از نیروی انسانی غیرمتخصص و استخراج غیرقانونی منابع، نه تنها استانداردهای بینالمللی حفاظت از میراث جهانی را نقض میکند، بلکه دانش تاریخی بشر را نیز از دسترس خارج میسازد. به عبارتی، میراث افغانستان به ابزار منافع شخصی و اقتصادی بدل شده است، نه منبعی برای حفظ تاریخ و فرهنگ.
تخریب آیخانم و تپه براتا پیامدهای فراتر از باستانشناسی دارد. این اقدامات هویت فرهنگی و غرور ملی را نشانه گرفته و جامعه را از امکان درک و فهم گذشته خود محروم میکند. آیخانم و تپه براتا نمادی از مرکزیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان در طول تاریخ هستند. وقتی چنین میراثی نابود شود، جامعه نه تنها اطلاعات علمی و تاریخی، بلکه بخشی از حافظه جمعی و هویت خود را از دست میدهد.
سوءمدیریت طالبان در این زمینه، نمونهای از بحران عمیق فرهنگی و علمی است که پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی منطقه را نیز تهدید میکند. افغانستان با تاریخ چند هزارسالهاش، اکنون در چهار سال اخیر با یک تهدید سیستماتیک روبهروست: نگاه کوتاهمدت، فساد و بیتدبیری حاکمان. این شرایط باعث شده تا میراث باستانی و فرهنگی کشور نه فقط آسیب ببیند، بلکه به نسلهای آینده نیز منتقل نشود.
تحلیل علمی نشان میدهد که هر لایه خاک و هر شیء تاریخی ارزش پژوهشی خود را دارد. وقتی لایهها با حفاریهای غیرمجاز مخلوط شوند، تاریخگذاری و مطالعه دقیق آنها غیرممکن میشود. آیخانم و تپه براتا نمونههایی از این واقعیت تلخ هستند: آنچه باید سند و درسی برای نسلهای آینده باشد، اکنون قربانی سوءمدیریت و غارت شده است.
در نهایت، پرسش اصلی این است: آیا جامعه جهانی، پژوهشگران و نهادهای بینالمللی میتوانند کاری کنند که این میراث تاریخی از بین نرود؟ اگر امروز سکوت کنیم، فردا نه تنها اشیاء و لایههای تاریخی از دست میرود، بلکه هویت فرهنگی افغانستان نیز دچار آسیب جبرانناپذیر خواهد شد. آیخانم و تپه براتا، بیش از آن که آثار باستانی باشند، آینهای از سرنوشت یک ملت و میزان اهمیت جامعه جهانی به حفاظت از تاریخ و فرهنگ بشریاند.



