دلهره دختران صنف ششم در آستانه امتحانات؛ چهارمین سال محرومیت از آموزش در افغانستان


با نزدیک‌شدن امتحانات سالانه در ولایت‌های سردسیر، دختران صنف ششم می‌گویند که نگرانی از ممنوعیت ادامه تحصیل، تمرکز و انگیزه آن‌ها را برای شرکت در آزمون‌ها مختل کرده است؛ ممنوعیتی که طالبان از سال ۱۴۰۰ تاکنون بدون تغییر حفظ کرده‌اند.


خبرگزاری آگاه – در آستانه برگزاری امتحانات نهایی مکتب‌ها در ولایت‌های سردسیر، دختران صنف ششم با نگرانی از آینده مبهم و محرومیت از آموزش، روزهای دشواری را می‌گذرانند.

مریم، دانش‌آموز صنف ششم که تنها پنج روز تا آخرین آزمون‌هایش مانده، می‌گوید تمرکز بر درس برایش دشوار شده است:
«همین امتحان‌ها که بگذرد دیگر مکتب رفته نمی‌توانم. دوستانم را دیده نمی‌توانم. آرزو داشتم داکتر شوم، اما از این‌که نمی‌توانم ادامه بدهم، بسیار جگرخون هستم.»

او تنها یکی از هزاران دختر نوجوانی است که رویای تحصیل و حرفه آینده‌شان را زیر سایه سیاست‌های آموزشی طالبان در حال رنگ‌باختن می‌بینند.

وزارت معارف طالبان اعلام کرده که امتحانات سالانه در ولایت‌های سردسیر آغاز شده است. امتحان صنف‌های اول تا سوم از ۲۵ تا ۳۰ عقرب و امتحان صنف‌های متوسطه و لیسه از اول تا ۱۵ قوس برگزار می‌شود.

این در حالی است که ۱۵۲۰ روز از بسته بودن دروازه‌های مکاتب متوسطه و لیسه به روی دختران می‌گذرد. طالبان یک ماه پس از بازگشت دوباره به قدرت، در ۲۶ سنبله ۱۴۰۰ رفتن دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کردند و این محدودیت تا امروز ادامه دارد.

پیامدهای اجتماعی و روانی

گزارش‌های نهادهای بین‌المللی نشان می‌دهد که ممنوعیت تحصیل دختران پیامدهای گسترده‌ای داشته است، از جمله:

  • افزایش افسردگی و بحران‌های روانی
  • گسترش ازدواج اجباری
  • منزوی‌شدن دختران و از دست‌رفتن فرصت‌های شغلی
  • مهاجرت‌های اجباری خانواده‌ها

سازمان ملل متحد هشدار داده که ۲.۱۳ میلیون کودک در سن ابتدایی در افغانستان از آموزش محروم‌اند و ادامه محرومیت تحصیلی دختران می‌تواند آینده یک نسل را به‌طور کامل نابود کند.

در حال حاضر بیش از ۲.۲ میلیون دختر نوجوان اجازه رفتن به مکتب ندارند. برآوردها نشان می‌دهد که اگر این محدودیت تا سال ۲۰۳۰ ادامه یابد، نزدیک به ۴ میلیون دختر از آموزش متوسطه بازخواهند ماند و خسارت اقتصادی آن تا سال ۲۰۶۶ می‌تواند به ۹.۶ میلیارد دالر برسد.

تحلیل آگاه

محرومیت دختران از آموزش در افغانستان اکنون به نقطه‌ای رسیده است که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک تصمیم آموزشی یا محدودیت موقتی دانست؛ این سیاست به یک بحران عمیق اجتماعی و نسلی بدل شده است. ترسی که امروز در چهره دختران صنف ششم دیده می‌شود—دخترانی که هنوز وارد نوجوانی هم نشده‌اند—نماد روشن آینده‌ای است که در برابر آن‌ها بسته شده است. دلهره و نگرانی آن‌ها از پایان امتحانات، نه از سختی درس، بلکه از پایان یک مسیر است؛ مسیری که باید دروازه‌ فرصت‌ها را باز می‌کرد، اما اکنون به دیواری بلند و تاریک ختم می‌شود.

وقتی دختری ۱۲ ساله می‌گوید: «بعد از امتحان دیگر مکتب رفته نمی‌توانم»، این جمله یک گلایه ساده نیست؛ این جمله اعلام زندگی‌ای است که پیش از آغاز، متوقف شده است. این نخستین بار نیست که رؤیاها در افغانستان خاموش می‌شوند، اما این‌بار خاموشی نه از جنگ، بلکه از تصمیمی تحمیل‌شده بر آینده نسل‌هاست—تصمیمی که امید را در روزهای ابتدایی زندگی می‌خشکاند.

نتایج گزارش‌های جهانی نشان می‌دهد که پیامدهای این سیاست تنها در سطح روانی یا خانوادگی باقی نمی‌ماند؛ این محرومیت، ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور را در ریشه سست می‌کند. کشوری که نیمی از جمعیت خود را از آموزش محروم می‌کند، عملاً موتور توسعه‌اش را خاموش کرده است. هیچ کشوری در جهان بدون حضور زنان آموزش‌دیده در اقتصاد، طب، علوم، مدیریت و هنر نتوانسته پیشرفت کند. اما در افغانستان دختران پیش از آن‌که فرصت انتخاب رشته، ساختن آینده و مشارکت در جامعه را داشته باشند، از حق ابتدایی آموزش محروم می‌شوند.

افزایش افسردگی، انزوا، ازدواج‌های اجباری و مهاجرت‌های فشاری، زخم‌های پنهان این سیاست‌اند؛ زخم‌هایی که در خانه‌ها، در سکوت و دور از چشم جامعه در حال عمیق‌تر شدن است. این محرومیت نه‌تنها دختران، بلکه خانواده‌ها، آینده اقتصادی کشور و حتی مشروعیت اجتماعی نظام آموزشی را تهدید می‌کند. وقتی میلیون‌ها دختر نتوانند به مکتب بروند، هیچ نظام آموزشی نمی‌تواند سالم بماند و هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند رویای پیشرفت را دنبال کند.

امروز، آغاز امتحانات برای دختران صنف ششم یک مراسم پایان است—پایان کودکی و آغاز بلاتکلیفی. این نسل حق دارد بداند چرا باید بهای تصمیمی را بپردازد که هیچ نقشی در آن نداشته است. حق دارد بپرسد چرا رؤیای داکتر شدن، مهندس شدن یا معلم شدنش باید در ۱۲ سالگی نابود شود.
افغانستان اگر راهی برای آینده می‌خواهد، باید از همین نقطه آغاز کند: باز کردن دوباره دروازه‌های آموزش. زیرا هیچ جامعه‌ای با نسل‌هایی سرکوب‌شده، منزوی و محروم نمی‌تواند دوام بیاورد. درد امروز دختران صنف ششم، خاموش‌ترین اما واقعی‌ترین هشدار برای آینده افغانستان است؛ هشداری که اگر جدی گرفته نشود، یک نسل کامل در تاریکی فراموش خواهد شد.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button