طالبان ۱۸ مضمون دانشگاهی را حذف و تدریس ۶۶ مضمون دیگر را مشروط کردند

به گزارش خبرگزاری آگاه، وزارت تحصیلات عالی طالبان با ارسال مکتوبی به دانشگاههای دولتی و خصوصی اعلام کرده است که ۱۸ مضمون دانشگاهی بهطور کامل از نصاب افغانستان حذف و تدریس ۶۶ مضمون دیگر تنها پس از «اصلاحات» و «بازنگری» مجاز خواهد بود.
وزارت تحصیلات عالی طالبان روز چهارشنبه با صدور مکتوبی به دانشگاههای افغانستان اعلام کرد مضامینی چون حقوق اساسی افغانستان، جامعهشناسی زنان، حکومتداری خوب، حقوق بشر و دموکراسی، تاریخ ادیان، فلسفه اخلاق، آزار و اذیت جنسی و نقش زنان در ارتباطات عامه بهطور کامل از نصاب تحصیلی کشور حذف شدهاند.
در این مکتوب آمده است که تدریس ۶۶ مضمون دیگر، از جمله در رشتههای علوم سیاسی، حقوق، روابط بینالملل، جامعهشناسی، روانشناسی و رسانهها، تنها پس از بازنگری و «اصلاحات» امکانپذیر خواهد بود. این فهرست شامل موضوعاتی چون حقوق بینالملل عمومی، مبانی سیاست خارجی، تاریخ اندیشههای سیاسی غرب، امنیت بینالملل، جامعه مدنی، جمعیتشناسی، توسعه انسانی، روانشناسی عمومی، آسیبشناسی روانی و سواد رسانهای میشود.
وزارت تحصیلات عالی طالبان تأکید کرده است که دانشگاهها موظفاند تدریس این مضامین را متوقف یا تغییر دهند و هیچگونه استفاده از مواد درسی پیشین مجاز نخواهد بود.
این اقدام بخشی از روند «اسلامیسازی نصاب» است که به دستور هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، در سال ۲۰۲۲ آغاز شد. بر اساس گزارش نشریه نیچر در اگست ۲۰۲۴، برخی رشتههای هنری و فرهنگی مانند موسیقی و هنرهای بصری نیز در آینده از نصاب دانشگاهی افغانستان حذف و با مضامین زراعت و مذهبی جایگزین خواهد شد.
سازمان دیدبان حقوق بشر پیشتر هشدار داده بود که این تغییرات باعث کاهش کیفیت آموزشی، فرار استادان متخصص و افت انگیزه دانشجویان شده و عملاً «بازطراحی ایدئولوژیک» نظام آموزش عالی افغانستان است.
تحلیل آگاه:
حذف و بازنویسی گسترده مضامین دانشگاهی توسط طالبان، نه تنها یک تصمیم آموزشی، بلکه بخشی از پروژه کلان ایدئولوژیکسازی جامعه افغانستان است. این اقدام در واقع تلاشی برای بازآفرینی نظام آموزشی بهگونهای است که نه پرسشگری را پرورش دهد، نه شهروند آگاه به حقوق خویش، بلکه تنها مطیع ایدئولوژی رسمی باشد.
نخستین پیامد این تغییرات، فروپاشی استقلال علمی دانشگاهها است. آموزش عالی در ذات خود باید محل تضارب اندیشهها، تولید دانش و پرورش مهارتهای متنوع باشد. اما وقتی مضامینی چون حقوق بشر، فلسفه اخلاق، جامعهشناسی زنان و تاریخ اندیشههای سیاسی حذف میشوند، در واقع ستونهای اصلی علوم انسانی و اجتماعی از میان برداشته میشوند. این خلأ، دانشگاه را از یک نهاد علمی به یک ابزار تبلیغاتی حکومت فرو میکاهد.
دوم، این تغییرات بهوضوح بخشی از سیاست سیستماتیک طالبان علیه زنان و نقش آنان در جامعه است. حذف مضامینی که به جایگاه زنان در سیاست، ارتباطات و جامعه میپردازند، نشان میدهد که طالبان حتی در سطح آکادمیک هم تلاش دارند «زنِ خاموش و نامرئی» را بهعنوان تنها الگوی پذیرفتهشده تحمیل کنند. این موضوع نه تنها تبعیض جنسیتی را نهادینه میکند، بلکه امکان رشد فکری و اجتماعی یک نسل کامل را محدود خواهد ساخت.
سوم، بازنویسی مضامین علوم سیاسی، حقوق و روابط بینالملل، نشاندهنده ترس طالبان از هر نوع تفکر مستقل سیاسی است. موضوعاتی مانند حکومتداری خوب، جامعه مدنی یا حقوق اساسی، ابزارهای فکری برای نقد قدرت و آگاهی سیاسیاند. حذف این مضامین به معنای مهندسی ذهنی دانشجویان است تا به جای شهروند منتقد، سربازان وفادار ایدئولوژی تربیت شوند.
چهارم، این سیاستها ضربه سنگینی به جایگاه علمی و بینالمللی دانشگاههای افغانستان خواهد زد. دانشگاهی که از علوم مدرن و مباحث بنیادی جهانی تهی شود، نه قادر به جذب استادان متخصص خواهد بود، نه در فضای علمی بینالمللی اعتبار خواهد داشت. در نتیجه، افغانستان بیش از پیش به انزوای علمی و فرهنگی کشانده میشود.
در نهایت، این روند را میتوان «طالبانیسازی دانشگاهها» نامید؛ تلاشی برای بازآفرینی نسل آینده بر اساس اطاعت، ترس و ایدئولوژی بسته. اما تاریخ معاصر افغانستان نشان داده است که هرگاه تفکر و آزادی در آموزش سرکوب شود، جامعه دیر یا زود در برابر چنین مهندسی فکری مقاومت خواهد کرد. این تصمیم، بیش از آنکه ثبات طالبان را تضمین کند، بذر بحرانهای فکری و اجتماعی آینده را میکارد.




