مرگ در سکوت؛ از جان‌دادن مادر باردار تا قتل مرموز یک مرد در بادغیس


در ولایت بادغیس، جایی که فقر، ناامنی و نبود خدمات صحی دست‌به‌دست هم داده‌اند، یک مادر باردار به‌دلیل نرسیدن به مرکز درمانی جان باخت و هم‌زمان یک مرد ۴۰ ساله پس از اختطاف به‌گونه‌ی مرموز کشته شد؛ دو رویداد که تصویری تلخ از فروپاشی امنیت و خدمات حیاتی در افغانستان ترسیم می‌کند.


خبرگزاری آگاه

منابع محلی می‌گویند یک مادر باردار در ولسوالی قادس ولایت بادغیس به‌دلیل عدم مراجعه به مرکز درمانی هنگام زایمان جان خود را از دست داده است.

منابع روز دوشنبه، ۶ دلو، در گفت‌وگو با روزنامه ۸صبح گفتند که در بیش‌تر مناطق ولایت بادغیس، مراکز صحی به‌دلیل نبود امکانات کافی یا اصلاً وجود ندارند و خدمات درمانی مؤثر ارایه نمی‌شود.

این رویداد در حالی رخ می‌دهد که نبود خدمات صحی، کمبود داکتران زن و دسترسی محدود زنان به مراکز درمانی از دلایل اصلی افزایش مرگ‌ومیر مادران در افغانستان عنوان شده است.

یونیسف پیش‌تر گزارش داده بود که بیش از یک میلیون زن باردار و شیرده در کشور با سوءتغذیه مواجه‌اند و دسترسی به خدمات صحی برای آنان به‌شدت محدود است.

هم‌زمان، منابع محلی از یک رویداد جنایی دیگر در همین ولایت خبر می‌دهند. به گفته این منابع، یک مرد ۴۰ ساله در منطقه «بره‌خانه» ولسوالی آبکمری بادغیس توسط تفنگ‌داران ناشناس اختطاف و سپس کشته شده است.

یک منبع دیگر گفته است که این قتل ممکن است توسط پسر این مرد انجام شده باشد، اما انگیزه دقیق این اقدام هنوز روشن نیست.

این قتل در حالی صورت گرفته که در ماه‌های اخیر، ناامنی‌ها، اختطاف‌ها، دزدی‌های مسلحانه و قتل‌های هدفمند در برخی مناطق کشور افزایش یافته است.

چندی پیش نیز منابع محلی گزارش داده بودند که یک داکتر به نام داوود هوشمند در کابل توسط افراد ناشناس اختطاف شده است.


🧠 تحلیل آگاه

این دو رویداد—مرگ یک مادر باردار و قتل یک مرد پس از اختطاف—دو روی یک بحران‌اند: فروپاشی هم‌زمان «امنیت» و «خدمات حیاتی» در افغانستان.

مرگ مادر باردار در بادغیس فقط یک حادثه نیست؛ این یک فریاد خاموش از دل نظام صحی ویران‌شده کشور است. در قرن بیست‌ویکم، زنی که هنگام زایمان جان می‌دهد، قربانی طبیعت نیست؛ قربانی سیاست است. قربانی نبود داکتر زن، نبود مرکز صحی، نبود راه امن و نبود اراده برای نجات جان زنان.

وقتی طالبان زنان را از کار در مراکز صحی محدود می‌کنند، وقتی خانواده‌ها از ترس یا ناتوانی اقتصادی نمی‌توانند زن باردار را به شفاخانه ببرند، نتیجه‌اش مرگ‌هایی است که «قابل پیش‌گیری» بودند اما «عمداً نادیده گرفته شدند».

از سوی دیگر، قتل مرد ۴۰ ساله پس از اختطاف نشان می‌دهد که طالبان نه‌تنها امنیت عمومی را تأمین نکرده‌اند، بلکه فضای بی‌قانونی گسترش یافته است. وقتی مردم نمی‌دانند قاتل کیست—تفنگ‌دار ناشناس، اختلاف خانوادگی یا جنایت سازمان‌یافته—یعنی نظم حقوقی فروپاشیده است.

این دو بحران به هم وصل‌اند:
▪ وقتی دولت مشروعیت ندارد،
▪ وقتی پولیس پاسخ‌گو نیست،
▪ وقتی شفاخانه‌ها بی‌امکانات‌اند،
جامعه وارد مرحله «زیست در خطر دائمی» می‌شود.

در چنین وضعیتی، زن باردار در زایشگاه تنها نیست؛ کل کشور در زایش دردناک یک فاجعه انسانی است.

طالبان از «امنیت سراسری» سخن می‌گویند، اما امنیت فقط نبود انفجار نیست. امنیت یعنی:
▪ زن باردار زنده بماند
▪ کودک سالم به دنیا بیاید
▪ مرد اختطاف نشود
▪ و قاتل بی‌نام نماند

امروز در بادغیس، نه زن امنیت دارد، نه مرد، نه کودک آینده.

این فقط داستان یک ولایت نیست؛ تصویری فشرده از افغانستانِ پس از سقوط است:
کشوری که در آن مرگ، از خانه تا زایشگاه و از جاده تا قبرستان، بی‌صدا می‌چرخد.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button