
سراجالدین حقانی: جرگه راهحل است اما خون جوانان ما هنوز میجوشد!
وزیر داخله طالبان در ولسوالی برمل پکتیکا مدعی شد که مشکلات افغانستان باید از طریق جرگه و مذاکره حل شود، اما تأکید او بر «خون جوانان و ذهن جنگی» نشان میدهد که طالبان هنوز زیر سایه خشونت و تهدید زندگی میکنند و جرگههایشان بیشتر جنبه نمایشی دارد تا راه حل واقعی.
متن خبر:
سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، روز دوشنبه در مراسم جنازه برادر مولوی کلام نافذ، فرمانده پیشین این گروه، در ولسوالی برمل پکتیکا، با لحنی دوگانه از مردم خواست امنیت منطقه را حفظ کنند و اجازه ندهند از این مناطق برای ایجاد مشکل برای دیگران استفاده شود.
او پاکستان را «همسایه مسلمان و برادر» خواند و گفت طالبان خواهان امنیت مشابه در افغانستان برای همسایگان خود هستند. در عین حال، حقانی تأکید کرد که طالبان در حل مشکلات «از طریق جرگه و مذاکره» هم قوی هستند و توانایی کوتاه آمدن در برابر هیچکس را ندارند.
اظهارات او، در حالی که شعار مصالحه و گفتگو سر داده میشود، بیشتر شبیه یک پیام تهدیدآمیز است: «خون جوانان ما هنوز میجوشد، ذهنشان همان ذهن جنگی است و کوتاه آمدن برایشان خوشایند نیست.»
این سخنان نشان میدهد که جرگهخوانی طالبان بیشتر جنبه نمادین دارد و از واقعیتهای سیاسی و نظامی جداست. پاکستان بارها ولسوالی برمل را هدف حملات هوایی قرار داده و طالبان گروههای مسلح پاکستانی را به عنوان «مسئول مشکل داخلی پاکستان» معرفی کردهاند، اما این اظهارات واقعیت اقدامات مرزی و تهدیدهای نظامی را پوشش نمیدهند.
طالبان در طول چهار سال اخیر بارها ثابت کردهاند که وعدههای «صلح و مذاکره» تنها پوششی برای حفظ قدرت و توجیه خشونت بوده است. استفاده از اصطلاحاتی مانند جرگه و گفتوگو، بدون شفافیت و سازوکار واقعی، بیش از آنکه راه حل باشد، ترفندی برای مشروعیتبخشی به اقدامات نظامی و تهدید علیه همسایگان و مردم داخلی است.
تحلیل آگاه:
اظهارات حقانی نمونهای آشکار از سیاست دوگانه طالبان است: ظاهر صلح و مذاکره، و واقعیت تهدید و خشونت. وقتی وزیر داخله طالبان از جرگه و گفتگو سخن میگوید، اما همزمان بر ذهنیت جنگی و «خون جوانان» تأکید میکند، این یک پیام روشن است: طالبان هنوز در میدان عمل به زور تکیه دارند و جرگهها و مذاکرات تنها ابزار نمایشی برای مدیریت تصویر داخلی و فشار بر همسایگان است.
در سطح خارجی، پیام برای پاکستان واضح است: طالبان ادعا میکنند نیت خیر دارند، اما همچنان ظرفیت و اراده استفاده از خشونت و تهدید را حفظ کردهاند. این رفتار نشان میدهد که حمایت پیشین پاکستان از طالبان، امروز به یک باتلاق امنیتی تبدیل شده است؛ کشوری که اکنون باید از پیامدهای سالها پشتیبانی از گروهی که هنوز «ذهنیت جنگی» دارد، هزینه دهد.
در داخل افغانستان نیز شعار جرگه و مذاکره بدون شفافیت و تضمین واقعی، تنها به ایجاد توهم مشروعیت و مدیریت ذهنیت مردم منجر میشود، نه حل مشکلات واقعی. طالبان میگویند «صلح میخواهند» اما اقدامات و سخنانشان نشان میدهد که هنوز خشونت و تهدید را در رگهای قدرت خود دارند. این تناقض، عمق بحران مشروعیت طالبان را عیان میکند و نشان میدهد که مردم افغانستان هنوز باید با ذهنیت جنگی و زورمداری این گروه زندگی کنند، حتی اگر جرگه و مذاکره بر زبانشان جاری باشد.



