
طالبان و جنگ با نمادهای مدرن؛ چرا یک نکتایی اینهمه خطرناک است؟
در ظاهر، ماجرا ساده است: محتسبان طالبان در جشن فراغت دانشجویان طب هرات، ۵۰ دانشجو را مجبور کردند نکتاییهایشان را باز کنند. اما پشت این «باز کردن یک نکتایی»، پروژهای بزرگتر خوابیده است: جنگ با معنا، هویت و نشانههای جهان مدرن.
نکتایی فقط یک تکه پارچه نیست؛ نماد دانشگاه، حرفه، نظم مدنی و پیوند با جهان معاصر است. طالبان با خودِ پارچه مشکل ندارد—با آن چیزی مشکل دارد که پارچه نمایندگی میکند: آموزش مدرن، استقلال فردی، و انسانی که خودش انتخاب میکند چگونه باشد. به همین دلیل است که حتی در جشن فراغت طب—جایی که باید نماد علم، امید و آینده باشد—دست از مداخله برنمیدارند.
طالبان در سه سطح با «مدرنیت» میجنگد:
۱) سطح نمادها:
نکتایی، موسیقی، خنده، عکس، رنگ، حتی سبک ایستادن و راه رفتن. اینها ابزارهای کنترل نیستند؛ اما طالبان آنها را خطر میبیند چون نشانهی انتخاباند. هر نشانهای که بگوید «من خودم تصمیم میگیرم»، برای طالب خطر است.
۲) سطح فضاها:
دانشگاه، مکتب، تالار جشن، سینما، استودیو موسیقی—همه فضاهایی که انسان در آنها خودِ واقعیاش را تجربه میکند. طالبان میخواهد این فضاها را به «محل اطاعت» تبدیل کند، نه «محل اندیشیدن». جشن فراغت باید به کلاس درس اطاعت بدل شود.
۳) سطح معنا:
مدرنیت یعنی فرد حق دارد انتخاب کند: چه بپوشد، چه بخواند، چه بیندیشد. طالبان این را تهدید میداند، چون حکومتش بر «اطاعت جمعی» بنا شده، نه بر «انتخاب فردی».
از این زاویه، باز کردن نکتایی در هرات یک حادثه نیست؛ یک پیام است:
«دانشجو هم باید شبیه ما شود، نه خودش باشد.»
طالبان از نمادهای مدرن میترسد چون این نمادها حامل سه چیزند که طالبان با آنها دشمن است:
- اعتمادبهنفس فردی
- پیوند با جهان بیرون
- قابلیت پرسشگری
دانشجویی که نکتایی میزند، در ذهن طالب فقط خوشلباس نیست؛ «خارج از قالب» است. و خارج از قالب یعنی قابل پیشبینی نیست—و انسانِ غیرقابلپیشبینی، برای حکومتهای ایدئولوژیک خطرناکترین نوع انسان است.
به همین دلیل است که طالبان با زنان سختتر برخورد میکند: زنِ تحصیلکرده، مستقل و دیدهشده، نماد کامل «مدرنیت» است. طالبان برای کنترل جامعه، اول باید زنان را حذف کند؛ بعد مردان را یکدست بسازد.
در این میان، دانشگاهها به میدان اصلی این جنگ بدل شدهاند. طالبان میداند اگر دانشگاه زنده بماند، جامعه میزاید. اگر دانشگاه خاموش شود، جامعه اطاعت میکند. بههمین خاطر، نکتایی را باز میکنند، موسیقی را خاموش میکنند، لبخند را گناه میسازند.
اما یک تناقض بزرگ اینجاست:
طالبان با نمادهای مدرن میجنگد، اما بدون مدرنیت نمیتواند زنده بماند.
آنها از بانک، موبایل، هواپیما، اینترنت، کمکهای جهانی و حتی دیپلماسی استفاده میکنند—اما میخواهند جامعه «پیشامدرن» بماند. یعنی حکومت مدرن، مردمِ غیرمدرن. این فرمول همیشه شکست میخورد.
سؤالهای کلیدی که باید پرسید:
🔹 حکومتی که از یک نکتایی میترسد، با آزادی فکر چه میکند؟
🔹 دولتی که جشن فراغت را تحمل نمیکند، آینده را چگونه مدیریت خواهد کرد؟
🔹 اگر امروز نکتایی را باز میکنند، فردا چه چیز دیگری را خواهند شکست؟
طالبان در حال مهندسی یک جامعه «قابلکنترل» است، نه «قابلزندگی». جامعهای که در آن انسانها شبیه هم فکر کنند، شبیه هم بپوشند و شبیه هم سکوت کنند.
اما تاریخ یک چیز را ثابت کرده است:
جامعهای که فقط اطاعت میکند، دوام نمیآورد.
نمادهای مدرن را میشود شکست، خاموش کرد، ممنوع ساخت—اما معنا را نه. معنا راه خودش را پیدا میکند؛ در زیرزمینها، در ذهنها، در نسلهای بعدی.
طالبان اگر فکر میکند با جنگ با نکتایی، موسیقی و دانشگاه میتواند جامعه را مهار کند، اشتباه میکند. این جنگ، جنگ با آینده است—و هیچ حکومتی که با آینده بجنگد، در نهایت پیروز نمیشود.



