سد پاشدان در هرات؛ آب هریرود به‌سوی افغانستان، اعتراض ایران بالا گرفت

با آبگیری سد پاشدان در هرات و مسدود شدن جریان رودخانه هریرود به‌سوی ایران، رسانه‌های ایرانی از خشک‌شدن سد دوستی در مرز ایران و ترکمنستان و قطع آب مشهد خبر داده‌اند. این موضوع بار دیگر مناقشه آب میان افغانستان و ایران را به صدر خبرها آورده است.

خبرگزاری آگاه

روزنامه جمهوری اسلامی گزارش داده است که با آغاز آبگیری سد پاشدان در ولایت هرات، جریان رودخانه هریرود به‌سوی ایران بسته و مهم‌ترین منبع آب آشامیدنی مشهد، یعنی سد دوستی، تقریباً خشک شده است.
بر اساس آمار شرکت مدیریت منابع آب ایران، ذخایر سد دوستی که از رودخانه‌های افغانستان تغذیه می‌شد، اکنون به «حجم مرده» رسیده و نصف میزان سال گذشته است.
رسانه‌های ایرانی این بحران را نتیجه انحراف آب هریرود به‌سوی بند تازه‌ساخته‌شده پاشدان توسط طالبان دانسته‌اند. سد پاشدان در نزدیکی هرات از سال گذشته آبگیری شده و یکی از پروژه‌های مهم ذخیره و مدیریت آب افغانستان به شمار می‌رود.
این در حالی است که همزمان، موضوع حقابه هلمند نیز بار دیگر به اختلاف جدی میان کابل و تهران تبدیل شده و نشان می‌دهد که آب به یکی از حساس‌ترین مسائل روابط افغانستان با همسایگان بدل شده است.

🔎 تحلیل آگاه

مسأله آب در افغانستان دیگر تنها یک پروژه توسعه‌ای نیست، بلکه به خط مقدم کشمکش‌های سیاسی، اجتماعی و هویتی منطقه تبدیل شده است. واکنش‌های کاربران افغان در فضای مجازی نشان می‌دهد که یک صدا میان مردم بلند است: «آب افغانستان برای مردم افغانستان.»

بسیاری از افغان‌ها باور دارند که ده‌ها سال رودخانه‌های کشور بدون قرارداد الزام‌آور به ایران و پاکستان جاری بود، در حالی‌که مردم افغانستان در خشکسالی، بی‌برقی و فقر زندگی کردند. اکنون که بندهای پاشدان، سلما و کمال‌خان ساخته شده‌اند، افکار عمومی آن را نه پروژه سیاسی طالبان یا دولت‌ها، بلکه دفاع از عزت ملی می‌دانند.

از سوی دیگر، حافظه تلخ مهاجران افغان در ایران و پاکستان—پر از تبعیض و اخراج‌های اجباری—اعتماد اجتماعی را از بین برده است. برای بسیاری، این پرسش مطرح است: وقتی مهاجر افغان در ایران نان و حرمت نداشت، چرا باید آب رایگان برای آن کشور جاری شود؟

از نظر حقوقی نیز افغانستان یادآور می‌شود که درباره هریرود هیچ توافق‌نامه‌ای وجود ندارد و درباره هلمند، ایران همواره بیش از سهم مندرج در قرارداد ۱۳۵۱ مطالبه کرده است. همین امر نگاه عمومی را تقویت کرده که آب باید همچون نفت برای ایران، به‌عنوان ابزار چانه‌زنی و سرمایه ملی افغانستان به‌کار گرفته شود.

با وجود این، واقعیت‌های جغرافیایی هشدار می‌دهد که اگر تفاهم‌نامه‌های عادلانه و مدیریت مشترک شکل نگیرد، رودخانه‌ها می‌توانند به کانون‌های دایمی تنش و تهدید امنیتی بدل شوند. افغانستان بدون همکاری منطقه‌ای نمی‌تواند نیازهای داخلی و ثبات همسایگان را همزمان پاسخ دهد.

به این ترتیب، آب امروز برای افغانستان دو چهره دارد: سرمایه‌ای استراتژیک و ابزار قدرت ملی از یک‌سو، و خط مقدم حساسیت‌های منطقه‌ای از سوی دیگر. افکار عمومی افغان‌ها دیگر اجازه نمی‌دهند منابع کشور رایگان واگذار شود، اما سیاست‌مداران مجبورند میان عزت‌طلبی ملی و روابط پایدار منطقه‌ای توازن برقرار کنند—چالشی که آینده مناسبات افغانستان با همسایگان را رقم خواهد زد.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button