حکومت فراگیر؛ وعده‌ای برای همه یا سهمیه‌ای برای جاسوسان؟

وزیران امور خارجه روسیه، چین، ایران و پاکستان از طالبان خواستند تا حکومتی فراگیر در افغانستان تشکیل دهد. آن‌ها در بیانیه‌ای مشترک، بر لزوم تأمین حقوق و نیازهای همه اقوام و گروه‌های مذهبی در افغانستان تأکید کردند. این چهار وزیر امور خارجه روز پنجشنبه، ۳ میزان، در حاشیه هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویارک، بیانیه‌ای مشترک درباره افغانستان صادر کردند.

نویسنده : سید حسن موسوی

طالبان این روزها با فشار کشورهای منطقه و جهان، به‌ویژه همین چهار کشور، به تشکیل یک «حکومت فراگیر» فراخوانده شده‌اند. اما وقتی به واقعیت نگاه می‌کنیم، پرسش اصلی این است: منظور این کشورها از «فراگیر» چیست و چرا چنین مدل سهمیه‌بندی فقط در افغانستان اعمال می‌شود؟

در نگاه نخست، فراگیرسازی به معنای حضور همه اقوام و گروه‌ها در قدرت است؛ ایده‌ای که برای هر کشوری جذاب به نظر می‌رسد. اما واقعیت افغانستان نشان می‌دهد که این «فراگیرسازی» بیشتر از آنکه برای عدالت اجتماعی باشد، ابزاری برای کنترل و نفوذ خارجی است.

در نظام‌های سیاسی جهان، حتی کشورهای چندملیتی، هیچ‌کدام سیاست سهمیه‌ای خشک و رسمی برای تعیین کرسی‌های دولتی ندارند. تصمیم‌گیری و انتصاب‌ها معمولاً بر اساس شایسته‌سالاری، تجربه و تخصص انجام می‌شود، نه تعلق قومی یا مذهبی. مثال روشن، چین، روسیه و ایران است که هرچند اقوام مختلفی دارند، اما هیچ‌کدام سیستم سهمیه‌ای رسمی برای پست‌های کلیدی کشور خود اعمال نمی‌کنند.

پس چرا این مدل برای افغانستان طراحی شده است؟ پاسخ ساده است: این «فراگیرسازی» بیشتر شبیه پازل سیاسی برای جاسوسان و وابستگان خارجی است؛ همان کاری که در دوران جمهوریت رخ داده بود، وقتی قدرت‌های منطقه‌ای و جهان، افراد مورد اعتماد خود را در نهادهای حساس و بالاترین مقامات می‌نشاندند تا نفوذشان در کشور حفظ شود.

طالبان، از یک سو، با قدرت نظامی و شبکه‌های داخلی خود حکومت می‌کنند و از سوی دیگر، با فشار خارجی مواجه‌اند. وعده تشکیل حکومت فراگیر به‌نوعی برای آن‌ها یک ابزار دیپلماتیک است تا فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی کاهش یابد. اما در عمل، طالبان هیچ علاقه‌ای به تقسیم واقعی قدرت ندارند؛ تجربه چهار سال گذشته نشان می‌دهد که تنها گروه خودشان را در کرسی‌ها جای داده‌اند و مخالفان و اقوام دیگر تقریباً حذف شده‌اند.

روسیه، چین، ایران و پاکستان با فشار برای تشکیل حکومت فراگیر، بیش از آنکه دغدغه مردم افغانستان را داشته باشند، دنبال حفظ منافع ژئوپلیتیک خود هستند. آن‌ها نمی‌خواهند افغانستان به کشوری مستقل و شایسته‌سالار تبدیل شود؛ بلکه خواهان حکومتی هستند که نماینده ظاهری اقوام باشد و در عمل، شبکه‌های اطلاعاتی و نفوذی خودشان را در رأس قدرت داشته باشند.

این سیاست حتی با منطق سیاسی داخلی این کشورها هم همخوانی ندارد: هیچ‌کدام در کشور خود سهمیه‌بندی قومی یا مذهبی برای پست‌های بالای حکومتی اعمال نمی‌کنند، چرا باید برای افغانستان چنین مدلی طراحی کنند؟ پاسخ روشن است: این کشورها می‌خواهند از افغانستان به‌عنوان میدان نفوذ و جاسوسی استفاده کنند، همانطور که در دوران جمهوریت نیز دیده شد.

نتیجه این بازی سیاسی، بار دیگر فشار و محدودیت برای مردم خواهد بود. سهمیه‌بندی، شایسته‌سالاری را نابود می‌کند و مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی مقامات را کاهش می‌دهد. این مدل باعث می‌شود تصمیمات حیاتی کشور نه بر اساس نیاز مردم، بلکه بر اساس خواست قدرت‌های خارجی و شبکه‌های نفوذی گرفته شود.

حکومت فراگیر طالبان، اگر با فشار خارجی و سهمیه‌بندی اجباری شکل گیرد، نه یک اقدام واقعی برای عدالت اجتماعی، بلکه یک بازی استخباراتی و سیاسی است. کشورهای منطقه و جهان این شعار را مطرح می‌کنند تا نفوذ خود را حفظ کنند و شبکه‌های جاسوسی‌شان در قدرت تثبیت شود. طالبان نیز در این میان قربانی فشارها نیست، بلکه بخشی از این بازی است و آن را به‌عنوان ابزار ادامه حیات سیاسی خود به کار می‌گیرد.

در نهایت، بزرگ‌ترین بازنده این معادله، مردم افغانستان‌اند؛ کسانی که همچنان از حکومت انحصاری، تبعیض و فساد رنج می‌برند و وعده «حکومت فراگیر» جز یک نام پرطمطراق برایشان معنایی ندارد. عدالت واقعی زمانی محقق خواهد شد که تصمیمات سیاسی بر اساس شایسته‌سالاری، نیاز جامعه و مشارکت واقعی مردم باشد، نه فشار خارجی و سهمیه‌بندی مصنوعی.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button