
افسانه حکومت فراگیر؛ وقتی سهمیهبندی قومی تنها به نفوذ خارجی خدمت میکند
نشستهای بینالمللی بارها از «حکومت فراگیر» سخن میگویند، اما تجربه بیست ساله جمهوریت نشان داد که تقسیم قدرت بر اساس قومیت نه تنها ثبات نمیآورد، بلکه فساد، ناکارآمدی و سقوط نظام را رقم زد. افغانستان امروز به شایستهسالاری واقعی نیاز دارد، نه نسخهای که قدرتهای خارجی طراحی کردهاند.
سید حسن موسوی
هر بار که نشستهای بینالمللی درباره افغانستان برگزار میشود، یک جمله تکراری در بیانیهها میآید: «تنها راه صلح و ثبات، تشکیل حکومت فراگیر با حضور همه اقوام و گروههای سیاسی است.» در ظاهر، این جمله زیبا به نظر میرسد؛ اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، تناقض بزرگی در آن پنهان است.
در بیست سال حکومت جمهوریت (۲۰۰۱–۲۰۲۱)، افغانستان دقیقاً همین مدل «حکومت فراگیر» را تجربه کرد. ریاستجمهوری در دست یک قوم بود، معاونت اول و دوم به قومهای دیگر داده میشد، وزارتخانهها مثل کیک بین اقوام تقسیم میشدند، و سهمخواهی قومی جای شایستهسالاری را گرفته بود. نتیجه چه شد؟
فساد گسترده
ناکارآمدی اداری
نارضایتی اجتماعی
و در نهایت سقوط کامل نظام.
سوال اینجاست: اگر نسخه «سهمیهبندی قومی» جواب میداد، چرا جمهوریت فروپاشید؟
کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای که امروز برای افغانستان نسخه حکومت فراگیر میپیچند، خودشان آیا حاضرند به این نسخه تن بدهند؟
آیا ایران حکومتش را بر اساس قومیت تقسیم میکند؟ مثلاً ۳۰٪ برای ترکها، ۲۰٪ برای فارسها، ۱۰٪ برای بلوچها و …؟
آیا چین برای اویغورها، تبتها و اقوام دیگر سهم جداگانه میدهد؟
یا روسیه برای بیش از صد قوم و ملیت خود کابینه سهمیهای تشکیل داده است؟
جواب روشن است: هیچکدام حاضر نیستند. چون چنین کاری نه تنها کشور را به سمت ثبات نمیبرد، بلکه شکافهای قومی را عمیقتر کرده و راه را برای تجزیه و مداخله خارجی باز میکند.
پس چرا افغانستان باید محکوم به این مدل ناکام باشد؟
پاسخ ساده است: قدرتهای منطقهای و جهانی میخواهند در کابل مهرههای خود را جای دهند. تقسیم «سهمیهای» به آنها اجازه میدهد که افراد نزدیک به خودشان را زیر نام قومیت یا جریان سیاسی وارد ساختار قدرت کنند. در واقع، این «حکومت فراگیر» بیشتر به معنای «حکومت نفوذپذیر» است.
افغانستان امروز نه به سهمیهبندی قومی، بلکه به شایستهسالاری واقعی نیاز دارد.
کشوری که دههها قربانی فساد، تعصب و دخالت خارجی بوده، تنها زمانی روی پای خودش میایستد که اداره آن بر اساس تخصص، دانش و لیاقت شکل بگیرد، نه بر اساس قومیت یا سفارش بیرونی.
بنابراین، هرچند طالبان با انحصارطلبی و سرکوب کامل، راه را بر همه اقوام و جریانها بستهاند، اما راهحل هم «بازگشت به همان نسخه ناکام گذشته» نیست. نسخه اصلی چیزی است که هیچکدام از قدرتهای خارجی دوست ندارند در افغانستان عملی شود:
یک نظام ملی، شایستهسالار و مستقل.



