
وزیر تحصیلات عالی طالبان: «سیستم آموزشی مطابق فرهنگ اسلامی و افغانی تنظیم شده است»
خبرگزاری آگاه:
ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی حکومت طالبان، در نشستی در ولایت هلمند اعلام کرده است که مواد درسی و سیستم آموزشی کشور مطابق با «فرهنگ اسلامی و افغانی» بازسازی شده است.
به گزارش تلویزیون ملی، که زیر نظر طالبان فعالیت میکند، ندیم روز دوشنبه (۵ عقرب) گفت: «ملاها و اساتید دانشگاهها از سیاستهای وزارت تحصیلات عالی حمایت میکنند و ما به تمام تعهدات خود در بخش علوم پایبند هستیم.»
وزیر تحصیلات عالی طالبان افزود که این اداره برنامههای تازهای را برای «ارتقای علمی و آموزشی» در کشور رویدست دارد، اما جزئیات بیشتری در مورد ماهیت این برنامهها ارائه نکرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که دانشگاهها و مکاتب بهروی دختران صنف ششم به بالا همچنان بستهاند و هیچ نشانهای از بازگشایی آنها دیده نمیشود. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، پیشتر گفته بود که «هیچ وعدهای برای بازگشایی مکاتب داده نمیتواند.»
در همین حال، وزارت تحصیلات عالی طالبان اخیراً ۶۷۹ عنوان کتاب علمی و آموزشی را در دانشگاههای دولتی و خصوصی ممنوع اعلام کرده است. این تصمیم انتقاد گسترده استادان و دانشجویان را در پی داشته است، زیرا بسیاری از این کتابها منابع علمی معتبر بینالمللی در حوزههای اقتصاد، جامعهشناسی، حقوق و علوم سیاسی هستند.
🔍 تحلیل آگاه
سانسور آموزشی طالبان؛ بازسازی دانشگاهها یا حذف دانش؟
اظهارات تازهی ندا محمد ندیم را میتوان بخشی از پروژه ایدئولوژیک طالبان برای کنترل فکری نظام آموزشی افغانستان دانست. ادعای تنظیم «مواد درسی مطابق فرهنگ اسلامی و افغانی» در ظاهر رنگ بومیسازی دارد، اما در عمل تلاشی است برای جایگزینی نظام علمی مدرن با قرائتی بسته و انحصاری از آموزش دینی.
تحلیلگران آموزشی معتقدند طالبان در حال اجرای یک «انقلاب فرهنگی معکوس» هستند؛ یعنی حذف آگاهی مدرن، حذف زنان از تحصیل و حذف علوم انتقادی از نظام آموزشی. ممنوعیت صدها عنوان کتاب علمی و تأکید بر «فرهنگ اسلامی و افغانی» عملاً به معنای حذف علوم انسانی و اجتماعی مستقل و محدود کردن آموزش به چارچوبی ایدئولوژیک است که مشروعیت نظام طالبان را بازتولید کند.
از منظر اجتماعی، بستن دروازههای مکتب و دانشگاه به روی زنان، آینده توسعه انسانی کشور را به خطر انداخته است. گزارشهای سازمان یونسکو نشان میدهد که افغانستان تنها کشور جهان است که آموزش متوسطه و عالی برای زنان در آن ممنوع است. این وضعیت نهتنها نیروی انسانی کشور را تضعیف میکند، بلکه در بلندمدت منجر به فرار مغزها و فروپاشی سرمایه فکری افغانستان خواهد شد.
در بُعد سیاسی، تأکید طالبان بر نظام آموزشی «اسلامی و افغانی» بیشتر از آنکه اصلاح باشد، ابزاری برای کنترل اجتماعی و مشروعیتسازی ایدئولوژیک است. طالبان میکوشند آموزش را از عرصه دانش به عرصه فرمانبرداری تبدیل کنند؛ جایی که استاد به مُبلغ ایدئولوژی بدل شود و دانشگاه از مرکز تفکر به نهاد اطاعت فروکاسته شود.
از سوی دیگر، حذف کتابها و سانسور منابع علمی، افغانستان را از جریان دانش جهانی جدا میکند. در حالیکه کشورهای منطقه بهویژه ایران، پاکستان و آسیای میانه در مسیر نوسازی نظامهای آموزشی خود هستند، افغانستان تحت اداره طالبان بهسوی انزوای علمی و فکری پیش میرود.
نتیجه نهایی چنین سیاستی روشن است: جامعهای بدون تفکر انتقادی، دانشگاههایی بدون پژوهش، و نسلی که از آموزش مدرن محروم است. وعدههای طالبان درباره «ارتقای علمی» تنها در گفتار باقی مانده و در عمل، مسیر آموزش کشور بهسمت قهقرای فکری و انزوای بینالمللی پیش میرود.



