
طلا، طالبان و مردم؛ سه ضلع یک بحران خاموش
دیدگاه آگاه
در افغانستان امروز، معدن دیگر فقط یک دارایی طبیعی نیست؛ معدن سیاست است، امنیت است و منبع مشروعیت برای فرماندهان محلی. هرجا معدن هست، تفنگ هم هست. و هرجا تفنگ هست، مردم قربانیاند. درگیری بدخشان دقیقاً از همین منطق زاده شده است: منطق قدرت بدون قانون.
طالبان از روز نخست وعده دادند که امنیت میآورند و فساد را ریشهکن میکنند. اما واقعیت میدان خلاف این را نشان میدهد. وقتی دو گروه از یک ساختار واحد، بر سر یک معدن به جان هم میافتند، یعنی نه قانون وجود دارد، نه نظم، نه پاسخگویی. آنچه هست، رقابت بر سر ثروت است؛ با زبان گلوله.
بدخشان سالهاست که با فقر، انزوا و بیتوجهی مرکز دستوپنجه نرم میکند. حالا همان معدنی که میتوانست مدرسه بسازد، شفاخانه ایجاد کند و کار به جوانان بدهد، به میدان جنگ تبدیل شده است. چرا؟ چون مردم در مدیریت آن سهمی ندارند. معدن در اختیار مردم نیست، در اختیار فرماندهان است.
در کشورهای دارای دولت مسئول، معدن تحت نظارت قانون، رسانه و جامعه مدنی اداره میشود. اما در افغانستانِ امروز، هیچیک از اینها وجود ندارد. رسانه مستقل سرکوب شده، جامعه مدنی خاموش است و قانون، تفسیر شخصی ملاهاست. نتیجه روشن است: هرکس زور بیشتر دارد، سهم بیشتری از طلا میبرد.
از زاویه دیگر، این درگیری نشانهی شکاف درونی طالبان است. این گروه تلاش میکند تصویر یک حاکمیت منسجم را حفظ کند، اما واقعیت این است که طالبان مجموعهای از شبکههای محلی قدرتاند که فقط نام «امارت» آنها را کنار هم نگه داشته است. وقتی پول و معدن در میان باشد، این پیوند سست میشود.
بدخشان امروز هشدار میدهد که طالبان اگر منابع را بهصورت انحصاری و غیرشفاف اداره کنند، با بحرانهای درونی بیشتری روبهرو خواهند شد. جنگ بر سر طلا، فردا میتواند جنگ بر سر گمرک، زمین، جنگل یا مسیر قاچاق شود.
اما در میان همه این معادلات، یک ضلع همیشه نادیده گرفته میشود: مردم. مردم بدخشان نه اسلحه دارند، نه معدن، نه رسانه، نه قدرت. اما بیشترین هزینه را میپردازند. وقتی درگیری میشود، بازار میخوابد، راهها بسته میشود، قیمتها بالا میرود و ترس به خانهها میرود.
مردم نه میپرسند طلا مال کیست، نه میدانند سودش کجا میرود. فقط میبینند که شبها صدای گلوله میآید و روزها نان گرانتر میشود.
اگر طالبان واقعاً به ثبات باور دارند، باید منابع طبیعی را از دست فرماندهان مسلح بیرون کنند و به یک چارچوب شفاف و مردمی بسپارند. در غیر آن، طلا همچنان خون تولید خواهد کرد، نه رفاه.
بدخشان امروز فقط یک خبر نیست؛ آینهای است از آینده افغانستان اگر سیاست بر پایه زور و انحصار بماند. طلا وقتی ارزش دارد که زندگی بسازد، نه قبر.



