
اتحادیه اروپا: سرمایهگذاری در علم، سرمایهگذاری در صلح پایدار افغانستان است
نمایندگی اتحادیه اروپا در افغانستان همزمان با روز جهانی علم، بر اهمیت آموزش، صلح پایدار و آیندهی خودکفای کشور تأکید کرده است.
این نهاد روز دوشنبه، ۱۹ عقرب، در پیامی در شبکهی اجتماعی ایکس اعلام کرد که «سرمایهگذاری در علم، سرمایهگذاری در صلح پایدار، نوآوری و آیندهای خودکفا برای همهی افغانها است.»
نمایندگی اتحادیه اروپا افزود که جامعه جهانی همچنان متعهد به حمایت از دانشآموزان، آموزگاران و نهادهای آموزشی در افغانستان باقی میماند.
این موضعگیری در حالی صورت گرفته که سیستم آموزشی افغانستان طی چهار سال گذشته در پی سیاستهای طالبان عملاً فلج شده است. طالبان پس از بازگشت به قدرت، تحصیل دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرده و بسیاری از مکاتب عمومی را به مدرسههای جهادی تبدیل کردهاند.
چندی پیش نیز، یونسکو و یونیسف در گزارشی مشترک هشدار داده بودند که نظام آموزشی افغانستان در وضعیت بحرانی قرار دارد و بیش از نیمی از کودکان، بهویژه دختران، از آموزش رسمی محروماند.
🔹 تحلیل آگاه
علمِ ممنوع؛ چگونه حذف آموزش، آینده افغانستان را از درون فرو میپاشاند؟
پیام اتحادیه اروپا در ظاهر یک تبریک دیپلماتیک به مناسبت روز جهانی علم است، اما در بطن خود، نقدی آشکار بر وضعیت کنونی آموزش در افغانستان محسوب میشود.
جایی که علم، نه ابزار رشد، بلکه نشانهی «تهدید» تلقی میشود و دانش، به جای تقدیر، سانسور میگردد.
افغانستان در تاریخ معاصر خود هیچگاه تا این اندازه از علم فاصله نگرفته بود. در دهههای گذشته، حتی در دوران جنگهای داخلی، نهادهای آموزشی در حد ممکن فعال بودند، اما امروز آموزش رسمی — بهویژه برای دختران — تقریباً از ساختار اجتماعی کشور حذف شده است.
از دید جامعهشناسی توسعه، علم نهتنها مسیر پیشرفت اقتصادی و فنی را تعیین میکند، بلکه عامل همبستگی اجتماعی و ابزار صلح پایدار است. جامعهای که از علم تهی شود، ناگزیر به خشونت، تعصب و انزوا پناه میبرد.
طالبان با بستهنگهداشتن دروازههای مکتب و دانشگاه، در واقع چرخهی «جهل ساختاری» را بازتولید میکنند؛ چرخهای که نسل آینده را از مهارت، نقد و اندیشهی علمی محروم میسازد.
سرمایهگذاری در علم، آنگونه که اتحادیه اروپا تأکید کرده، فقط ساختن مکتب یا پرداخت معاش نیست؛ بلکه بازسازی فرهنگ تفکر است. فرهنگی که در آن پرسیدن جرم نباشد، و حقیقت، در تقابل با عقیدهی سیاسی قرار نگیرد.
اما تناقض بزرگ اینجاست: طالبان نظام آموزشی را بر مبنای ایدئولوژی دینی بازتعریف کردهاند، نه بر اساس نیاز جامعه. آنان «آموزش» را با «تلقین» اشتباه گرفتهاند و علم را به ابزار مشروعیت سیاسی تبدیل کردهاند.
در چنین شرایطی، پیام اتحادیه اروپا نه فقط یک اعلام حمایت، بلکه دعوتی است برای مقاومت فرهنگی — مقاومتی در برابر فراموشی علم.
اگر علم از جامعه حذف شود، افغانستان تنها از فناوری و نوآوری عقب نمیماند، بلکه از خود مفهوم مدنیت نیز جدا میشود. تمدن بدون علم، فقط خاطرهای از گذشته است.
بنابراین، حمایت بینالمللی از آموزش، در واقع تلاشی برای زندهنگهداشتن ریشههای مدنیت در کشوری است که قدرت، میخواهد آن را به قرون وسطا بازگرداند.


