طالبان: درخواست‌های غیرواقع‌بینانه‌ی پاکستان باعث ناکامی مذاکرات شد


خبرگزاری آگاه:محمد نعیم، معاون وزارت خارجه طالبان، گفته است که دلیل اصلی شکست گفت‌وگوهای اخیر با پاکستان، «رفتار غیرمسوولانه و درخواست‌های غیرواقع‌بینانه» هیأت پاکستانی بوده است.
به گزارش حافظ ضیا احمد تکل، رییس اطلاعات و ارتباطات عامه‌ی وزارت خارجه طالبان، محمد نعیم این سخنان را در نشست مشترکی با نمایندگان سفارت‌خانه‌ها در کابل مطرح کرده است.
او گفته است:

«هیأت پاکستانی با خواسته‌های غیرمنطقی و رفتار غیرهمکارانه باعث شد تا تلاش‌های میانجی‌ها بی‌نتیجه بماند. طالبان با نیت نیک وارد گفت‌وگو شدند، اما از سوی اسلام‌آباد پاسخ سازنده‌ای دریافت نکردند.»

معاون وزیر خارجه طالبان تأکید کرده که نسبت‌دادن تمامی مشکلات امنیتی پاکستان به طالبان «نا‌درست» است و افزود که برخی حلقات در ارتش پاکستان تمایلی به حل مسأله از مسیر مذاکرات ندارند.
محمد نعیم گفته است طالبان آماده است هر زمان که طرف پاکستانی «با حسن نیت و خواسته‌های معقول» وارد گفت‌وگو شود، از طریق دیپلماسی برای حل اختلافات تلاش کند.
این سخنان در حالی مطرح می‌شود که طاهر حسین اندرابی، مقام پاکستانی، پیش‌تر گفته بود طالبان در مذاکرات اخیر به‌جای یافتن راه‌حل برای نگرانی‌های اسلام‌آباد از تروریسم، به طرح «اتهامات بی‌اساس» علیه پاکستان پرداخته‌اند.



🔹 تحلیل آگاه
دیپلماسی در سایه‌ی تفنگ؛ بن‌بست کابل و اسلام‌آباد از نگاه تاریخی
اظهارات تازه‌ی محمد نعیم، بازتابی از بحرانی عمیق‌تر میان طالبان و پاکستان است — بحرانی که ریشه در همان رابطه‌ی پدر و فرزندی دارد که اکنون به مرحله‌ی تقابل و بی‌اعتمادی رسیده است.
پاکستان، در دو دهه‌ی گذشته، یکی از اصلی‌ترین حامیان سیاسی و پناهگاه‌های استراتژیک طالبان بود؛ اما پس از بازگشت این گروه به قدرت، معادله دگرگون شد. اسلام‌آباد که انتظار داشت طالبان به‌عنوان متحد طبیعی‌اش عمل کنند، اکنون با گروهی روبه‌رو است که می‌خواهد نقش «دولت مستقل» را ایفا کند.
از منظر دیپلماتیک، آنچه طالبان «درخواست‌های غیرواقع‌بینانه» می‌خوانند، در واقع، تلاش پاکستان برای مهار فعالیت‌های تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان است؛ گروهی که طالبان افغان از برخورد قاطع با آن خودداری می‌کنند.
این امتناع نه از ضعف، بلکه از نوعی پیوند ایدئولوژیک و تاریخی سرچشمه می‌گیرد — طالبان افغان نمی‌توانند علیه برادران فکری خود در آن سوی مرز وارد جنگ شوند، حتی اگر روابط‌شان با اسلام‌آباد را به خطر اندازد.
در سطح ژئوپولیتیکی، شکست گفت‌وگوهای کابل–اسلام‌آباد نشانه‌ای است از فروپاشی دکترین قدیمی پاکستان؛ دکترینی که می‌پنداشت می‌تواند طالبان را همچون ابزاری برای عمق استراتژیک در برابر هند به‌کار گیرد.
اکنون همان ابزار، به یک تهدید برگشته است: طالبان از موقعیت قدرت استفاده می‌کنند تا خود را در برابر پاکستان به‌عنوان دولت مستقل و بازیگر برابر معرفی کنند.
از منظر تاریخی، این بن‌بست یادآور رابطه‌ی پرتنش دهه‌ی ۱۹۹۰ است؛ زمانی که طالبانِ تازه‌قدرت‌یافته با وجود حمایت مالی و سیاسی اسلام‌آباد، در برابر فشارهای استخبارات نظامی پاکستان مقاومت کردند.
امروز نیز تاریخ تکرار شده است، با این تفاوت که طالبان دیگر به یک دولت رسمی بدل شده‌اند و می‌کوشند مشروعیت داخلی و بین‌المللی خود را از زیر سایه‌ی پاکستان بیرون آورند.
تحلیل‌گران منطقه بر این باورند که اگر دو طرف نتوانند چارچوب جدیدی از تعریف منافع متقابل پیدا کنند، مسیر اختلاف از زبان دیپلماسی به سوی رویارویی امنیتی خواهد رفت.
در واقع، افغانستان و پاکستان درگیر نوعی بازی دو سر باخت‌اند: اسلام‌آباد در پی فشار برای امنیت خود است، و طالبان در پی اثبات استقلالی که هر فشار خارجی را تهدیدی علیه مشروعیت داخلی‌شان می‌بیند.
از این منظر، سخنان محمد نعیم صرفاً واکنشی سیاسی نیست، بلکه تلاشی است برای بازتعریف «قدرت» در رابطه‌ای که تا دیروز یک‌طرفه بود.
اما اگر سیاست جای خود را به لجاجت ایدئولوژیک دهد، آن‌گاه مرز دیپلماسی میان کابل و اسلام‌آباد، به مرز خطر بدل خواهد شد — همان‌گونه که اکنون هست.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button