
استفادهجویی فرماندار طالبان در سمنگان؛ خیمههای زلزلهزدگان به جیب مقامها رفت
منابع محلی در سمنگان میگویند فرماندار طالبان در ولسوالی/شهرستان خُلم با سوءاستفاده از مقامش، بخشی از کمکهای ویژهی زلزلهزدگان را تصاحب کرده؛ اقدامی که خشم و ناامیدی مردم آسیبدیده را دوچندان کرده است.
منابع پنجشنبه، ۲۲ عقرب/آبان، تأیید کردند که این مقام طالبان دستکم ۱۵ خیمه از کمکهای اختصاصیافته برای زلزلهزدگان شمال کشور را بهزور گرفته و با موتر شخصی نوع «هایلکس» به محل نامعلومی منتقل کرده است.
به گفتهی منابع، او همچنان ده تن از افراد نزدیک به خود را—بدون آنکه مستحق باشند—در فهرست دریافتکنندگان کمکها شامل کرده است. این اقدام موجی از نارضایتی را در میان زلزلهزدگانی برانگیخته که بسیاریشان هنوز بدون سرپناه، در فضای باز و سرمای شبها سر میکنند.
این در حالی است که هفتههای اخیر چندین زمینلرزه نسبتاً شدید در ولایتهای سمنگان، بلخ و سرپل، خسارات گسترده مالی و جانی برجا گذاشته است. با وجود آغاز روند کمکرسانی از سوی نهادهای داخلی و بینالمللی، گزارشها نشان میدهد که فساد، بینظمی و تبعیض در توزیع کمکها بهگونهی نگرانکننده افزایش یافته است.
در سالهای گذشته نیز بارها گزارش شده است که مقامهای محلی طالبان کمکهای بشردوستانه را میان افراد خود تقسیم کردهاند؛ روندی که اعتماد عمومی را به شدت آسیب زده و آسیبدیدگان را عملاً از حقوق ابتداییشان محروم ساخته است.
تحلیل آگاه:
رفتار فرماندار طالبان در خُلم یک رویداد استثنایی نیست؛ بلکه بخشی از یک الگوی تثبیتشده است که نشان میدهد ساختار حاکمیتی طالبان نه تنها فاقد شفافیت و سازوکار نظارتی است، بلکه عملاً زمینهساز سوءاستفاده و غارت منظم کمکهای بشردوستانه شده است. در نظامی که وفاداری جای صلاحیت را میگیرد و پاسخگویی جای خود را به قدرت صرف میدهد، کمکهای انسانی به ابزار امتیازگیری و تقویت شبکههای وفاداری بدل میشود.
در چنین ساختاری، زلزلهزده—کسی که خانهاش ویران شده، کودکش در سرما نفس میکشد و نان شب ندارد—در صف آخر قرار میگیرد، اما افراد حلقه نزدیک به مقامها نخستین دریافتکنندگان کمکها هستند. این چرخه نه تنها بیعدالتی انسانی است، بلکه یک بحران ساختاری است که پیامدهای بلندمدت دارد: فروپاشی اعتماد عمومی، افزایش فقر، و تضعیف کامل توان جامعه برای بازیابی پس از بحرانها.
کمکرسانی زمانی معنا دارد که به دست مستحق برسد؛ اما در سایهٔ سوءاستفادههای سازمانیافته، کمکها به ابزاری برای تحکیم قدرت تبدیل شده و زلزلهزدگان—که باید محور حمایت باشند—به حاشیه رانده میشوند.
تا زمانی که سازوکار نظارت مستقل وجود نداشته باشد، سرنوشت کمکها همچنان در مشت شبکههای محلی طالبان باقی میماند و مردم آسیبدیده بازهم قربانی بیعدالتی و فساد سیستماتیک خواهند بود.



