دعوت به «چاپلوسی اجباری» از هبت‌الله؛ افشای سخنان جنجالی وزیر عدلیه طالبان در نشست قندهار


منابع مطلع به خبرگزاری آگاه گفته‌اند که عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان، در آخرین نشست رهبری این گروه در قندهار، مقام‌های طالبان را به «تمجید و ستایش بی‌چون‌وچرا» از هبت‌الله آخندزاده تشویق کرده و آن را «وظیفه دینی هر افغان» خوانده است.




خبرگزاری آگاه: منابعی که در جریان نشست سه‌روزه طالبان در قندهار قرار داشته‌اند، به آگاه می‌گویند فضای این گردهمایی نه شبیه یک نشست اداری، بلکه بیشتر مانند مراسمی برای تجلیل از رهبر طالبان بوده است. در این نشست که با حضور والیان، ولسوالان و مقام‌های کلیدی برگزار شد، عبدالحکیم شرعی – وزیر عدلیه طالبان – در سخنانی غیرمنتظره گفته است:


«ستایش از امیرالمومنین فرض هر مسلمان است. من وقتی او را تحسین می‌کنم، در حقیقت وظیفه شرعی خود را انجام می‌دهم.»

به گفته منابع، این سخنان در تالاری مطرح شده که تمام مقام‌های طالبان با چهره‌های جدی و نگاه‌های مستقیم به سوی سکو نشسته بودند و هیچ‌کس جرئت ابراز نظر متفاوت نداشت.
این نخستین مورد از تأکید مقام‌های ارشد طالبان بر تقدس بخشیدن به جایگاه هبت‌الله نیست. یوسف وفا، والی طالبان در بلخ نیز در همین نشست گفته است که «تا آخرین لحظه زندگی با هبت‌الله بیعت کرده» و هیچ قدرتی نمی‌تواند وفاداری او را بلرزاند.
از سوی دیگر، منابع می‌گویند فضای نشست به گونه‌ای طراحی شده بود که هر مقام شرکت‌کننده احساس کند وظیفه‌اش تنها اجرای دستور نیست، بلکه اظهار ارادت نسبت به هبت‌الله نیز بخشی از وظایف اداری اوست.
پیش‌تر خالد حنفی، وزیر امر به معروف طالبان، نافرمانی از رهبر طالبان را «عامل نابودی نظام» خوانده و از مقام‌های این گروه خواسته بود «اطاعت مطلق» را سرلوحه کار خود قرار دهند.
هبت‌الله آخندزاده نیز در سخنرانی‌های متفاوت، هشدار داده که هر نوع سرپیچی از دستوراتش «نفاق» ایجاد می‌کند.



تحلیل آگاه
افشای سخنان وزیر عدلیه طالبان درباره «فرض بودن چاپلوسی» از هبت‌الله آخندزاده، تصویری روشن‌تر از ساختار قدرت در درون این گروه ارائه می‌دهد. طالبان در ظاهر چهره‌ای اداری و حکومتی از خود نمایش می‌دهند، اما در عمل ساختار رهبری در مسیر قدسی‌سازی و شخصی‌سازی قدرت حرکت می‌کند؛ روندی که بیشتر به نظام‌های تمامیت‌خواه شباهت دارد تا یک ساختار سیاسی مشروع.
در حالی که کشور با بحران‌های اقتصادی، خشکسالی، فقر و مهاجرت روبه‌رو است، نشست‌های این‌چنینی نشان می‌دهد که انرژی اصلی بدنه طالبان صرف تحکیم اقتدار رهبر می‌شود، نه رسیدگی به مشکلات مردم.
تأکید بر «بیعت تا مرگ»، «اطاعت مطلق» و اکنون «چاپلوسی دینی» نشان می‌دهد که هسته قدرت در قندهار از سوی حلقه‌ای بسته و غیرپاسخ‌گو اداره می‌شود. این روند، نه تنها شکاف درونی طالبان را গভیرتر می‌سازد، بلکه جامعه را وارد فضای ترس و فقدان آزادی بیان می‌کند.
اگر این جهت‌گیری ادامه یابد، افغانستان نه‌تنها از حرکت به سوی یک نظام سیاسی پاسخ‌گو باز خواهد ماند، بلکه به مدلی نزدیک می‌شود که در آن رهبر، بالاتر از قانون قرار گرفته و هر انتقاد، برابر با نافرمانی دینی قلمداد خواهد شد.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button