
هبتالله در قندهار از مسئولان طالبان خواست «فرمانها را اول بر خود اجرا کنند»؛ تأکیدی که از شکاف درونی حکایت دارد
در حالیکه افغانستان با بحرانهای انسانی، اقتصادی و اجتماعی گسترده روبهرو است، رهبر طالبان در نشستی در قندهار از علما و مقامهای این گروه خواسته است پیش از وادار کردن مردم به پیروی از احکام، ابتدا خود به آنها پایبند باشند؛ سخنی که بسیاری آن را نشانهای از بینظمی و نافرمانی در ساختار طالبان میدانند.
آگاه: طالبان اعلام کردهاند که هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، در یک سمینار دو روزه در قندهار بر «اجراییکردن نخستینِ احکام توسط مسئولان» تأکید کرده است. این سمینار با حضور علما، مسئولان محلی و اعضای شوراهای فقهی طالبان برگزار شد.
به گفته طالبان، هبتالله خطاب به حاضرین گفته است که وظیفه علما و مسئولان، «هدایت مردم در پرتو شریعت» است؛ اما برای این کار باید خودشان الگوی عملی باشند. این در حالی است که رهبر طالبان همچنان در انزوا بهسر میبرد و هیچ رسانهای اجازه پوشش مستقل از حضور او را ندارد.
یک منبع که در این نشست حضور داشته اما به دلیل محدودیتها نمیتواند علنی صحبت کند، به آگاه گفت:
«موضوع اصلی سخنان او نارضایتی از عملکرد برخی مسئولان طالبان بود. تأکید کرد که خودشان فرمانهایش را درست اجرا نمیکنند و این باعث بدنامیشان شده است.»
هبتالله همچنین نسبت به اختلافات داخلی طالبان هشدار داده و گفته است که مسئولان باید مشکلات مردم را حل کنند، نه اینکه درگیر رقابتهای داخلی شوند.
این سخنان در حالی مطرح میشود که:
- گزارشهای متعدد از افزایش اختلاف میان فرماندهان محلی منتشر شده است
- برخی اعضای طالبان، از جمله مقامهای ولایتی، به نافرمانیهای خاموش متهم شدهاند
- فساد اداری و قاچاق در میان حلقات طالبان افزایش یافته است
- رهبر طالبان در چهار سال گذشته هیچبار با مردم و رسانهها روبهرو نشده و تنها از طریق سخنرانیهای درونی پیام صادر میکند.
تحلیل آگاه
سخنان تازه هبتالله بیش از آنکه نشانه شفافیت در رهبری باشد، بازتابدهنده چند واقعیت مهم در نظام طالبان است:
۱. شکاف جدی میان دستورهای قندهار و عملکرد مسئولان
تأکید رهبر طالبان بر «اجرای شخصی احکام» نشان میدهد که حتی در ساختار درونی این گروه، نظم مورد ادعا وجود ندارد. بسیاری از فرمانها یا اجرا نمیشود یا بهصورت سلیقهای تطبیق میشود.
۲. نشانهای واضح از بحران مشروعیت
طالبان با وجود تحمیل سختگیرانه احکام، نتوانستهاند اعتماد مردم را جلب کنند. اکنون حتی رهبرشان مجبور شده به مسئولان بگوید که «مردم اهل تقلید کورکورانه نیستند»؛ موضوعی که در درون گروه نگرانی ایجاد کرده است.
۳. گفتمان اخلاقی، جایگزین پاسخگویی واقعی
در شرایطی که مردم با فقر، بیکاری، محدودیت زنان و بحران آموزش مواجهاند، صحبت درباره «تطبیق احکام بر نفس» بیشتر یک ابزار سیاسی است تا تلاش واقعی برای بهبود اداره کشور.
۴. تمرکز قدرت در قندهار؛ تصمیمگیری دور از مردم
این سمینار نیز مانند دهها نشست اخیر در قندهار برگزار شد؛ جایی که رهبر طالبان خود را در حصار امنیتی نگه داشته و از تماس با مردم دوری میکند. این فاصله، نشانهای از حکومتداری انحصاری و غیرپاسخگو است.



