خاموشی افغانستان: وقتی رسانه‌ها نفس‌های آخر را می‌کشند

سید حسن موسوی

نور آبی مانیتور در اتاقی کوچک در کابل می‌رقصد. خبرنگار زن پشت میز خود نفس حبس کرده؛ هر کلیک، هر کلمه، ممکن است آخرین گزارشی باشد که منتشر می‌کند. پانزده شبکه تلویزیونی در یک سال گذشته مسدود شده‌اند و ده‌ها دستورالعمل محدودکننده، از اجبار خبرنگاران زن به استفاده از ماسک تا ممنوعیت موسیقی و برنامه‌های سیاسی، امکان روایت مستقل را نابود کرده است. این تنها یک صحنه نیست؛ نمادی از واقعیتی است که نسل‌ها را در سکوت و ابهام بزرگ می‌کند.

از کابل تا هرات، از مزار شریف تا سرپل، خبرنگاران ساکت‌اند. اتاق‌های کار خالی، میزهای خاک‌گرفته و دوربین‌هایی که دیگر روشن نمی‌شوند، تنها یادگار حضور نیم‌بند آنان است. خانواده‌ها نمی‌دانند چه بر سر فرزندان یا دوستانشان آمده و کودکان می‌آموزند که سکوت نه تنها راه بقا، بلکه تنها گزینه ممکن است. فاصله میان واقعیت و روایت رسمی طالبان روزبه‌روز بیشتر می‌شود و نسل جدید نمی‌تواند حقیقت را تشخیص دهد.

این خاموشی نتیجه سیاستی عمدی است: کنترل روایت، حذف صداهای مستقل و تثبیت قدرت از طریق ترس. خبرنگاران زن تحت فشارند، رسانه‌ها تعطیل شده‌اند و روایت رسمی طالبان جایگزین همه گزارش‌های مستقل شده است. تحریم‌ها، محدودیت‌های بین‌المللی و فقدان حمایت سیاسی، منابع رسانه‌ای را ناکافی و پراکنده کرده‌اند.

سکوت رسانه‌ها جامعه را به موجودی آسیب‌پذیر و بی‌قدرت تبدیل کرده است. نسلی که با این سکوت بزرگ می‌شود، اعتماد خود به اطلاعات، نهادها و حتی یکدیگر را از دست می‌دهد. نهادهای مدنی تحلیل می‌روند و اعتماد عمومی فرسوده می‌شود. قدرت به جای مشروعیت، بر اساس ترس و ارعاب شکل می‌گیرد و هر روز فاصله میان مردم و حقیقت بیشتر می‌شود.

نسل کودکان امروز، مردان و زنان فردای افغانستان هستند. وقتی رسانه‌ها خاموش باشند، آن‌ها مهارت تحلیل و توان پرسشگری را یاد نمی‌گیرند. سکوت تبدیل به قانون نانوشته می‌شود و نسل‌ها می‌آموزند که اعتراض و نقد خطرناک است. هر خبرنگار ساکت، هر شبکه بسته شده و هر روایت سانسورشده، پل میان مردم و حقیقت را نابود می‌کند. بدون این پل‌ها، صدای مردم و ظرفیت جامعه برای مقاومت، امید و بازسازی محو می‌شود.

سکوت رسانه‌ها تنها بر داخل کشور تأثیر نمی‌گذارد؛ تصویر افغانستان در جهان نیز به شکل یک قدرت سرکوبگر تثبیت می‌شود. گزارش‌های کوتاه و پراکنده از محدودیت‌ها یا خشونت علیه خبرنگاران در رسانه‌های جهانی نادیده گرفته می‌شوند و طالبان می‌توانند روایت رسمی خود را بدون چالش ارائه دهند. فقدان شفافیت باعث می‌شود کمک‌ها و فشارهای بین‌المللی نیز محدود و ناکارآمد باشند.

با این حال، هنوز خبرنگاران مستقل خارج از افغانستان، فعالان شبکه‌های اجتماعی، تیم‌های داوطلب و نهادهای بین‌المللی در تلاش‌اند تا پل‌های حقیقت را زنده نگه دارند. آن‌ها با خطر بازداشت، تهدید و حتی مرگ، گزارش‌ها را ثبت و روایت‌های واقعی را به جهان منتقل می‌کنند. اما این تلاش‌ها، بدون حمایت سیاسی و امنیتی گسترده، شکننده و محدود باقی می‌ماند؛ گویی هر لحظه تهدیدی برای خاموشی کامل وجود دارد و صدای حقیقت در تاریکی‌های ساختاری و سیاسی افغانستان همچنان در معرض محو شدن است.

خاموشی رسانه‌ها در افغانستان، نه یک بحران خبری، بلکه یک بحران اخلاقی، اجتماعی و تاریخی است. هر روزی که رسانه‌ها ساکت می‌شوند، نسل‌های آینده یاد می‌گیرند سکوت تنها راه بقاست و حقیقت، در خاطره‌ها و هاردهای خالی دفن می‌شود. افغانستان، در زیر سایه سکوت رسانه‌ها، محبوس نسلی است که صدای خود را از دست داده و با ترس، انفعال و وحشتی نانوشته بزرگ می‌شود.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button