
آسیا تایمز: طالبان وعدههای خود را عملی نکرده و افغانستان به مسیر بیثباتی بازگشته است
مقالهای تازه در آسیا تایمز اعلام کرده است که چهار سال پس از توافقنامه دوحه، طالبان هیچیک از تعهدات اصلی خود را عملی نکرده و افغانستان امروز به نمادی از فروپاشی دیپلماسی آرزومندانه و شکست وعدههای جامعه جهانی تبدیل شده است.
خبرگزاری آگاه:
طبق تازهترین گزارش آسیا تایمز، وعدههای طالبان در دوحه درباره ایجاد ساختار سیاسی فراگیر، مشارکت اقوام و زنان و احترام به حقوقبشر هیچیک تحقق نیافته و به جای آن، یک نظام بسته و محدود شکل گرفته که قدرت را در انحصار حلقهای کوچک و وفادار به طالبان متمرکز کرده است.
مقاله میافزاید که اقوام تاجیک، ازبیک و هزاره به صورت سیستماتیک کنار گذاشته شدهاند و زنان از حیات عمومی حذف شدهاند؛ از مدارس و محیط کار تا فعالیتهای مدنی، حضور زنان به حداقل رسیده است.
همچنین آسیا تایمز تأکید کرده است که تعهد طالبان برای مبارزه با تروریسم نیز بیاثر باقی مانده و افغانستان دوباره به محیطی مساعد برای گروههای افراطی تبدیل شده است. برخی از عناصر القاعده دوباره جای پا یافته و گروههای شبهنظامی منطقهای، بهویژه در امتداد مرز پاکستان، آزادانه رفتوآمد میکنند.
نویسنده مقاله هشدار میدهد که این وضعیت نه تنها یک شکست اخلاقی، بلکه یک اشتباه استراتژیک برای جامعه بینالمللی است. او مینویسد اعتمادی که در ابتدا به طالبان شد، مشروعیتی به یک جنبش افراطی داده و اکنون افغانستان در مسیر بیثباتی، فقر گسترده و بحران انسانی قرار گرفته است.
آسیا تایمز در پایان مقاله خود تأکید کرده است که دوران خوشبینی نسبت به طالبان پایان یافته و جامعه بینالمللی باید به جای امید بستن به وعدههای خالی، از اپوزیسیون دموکراتیک، مدافعان حقوق زنان و نمایندگان اقوام حذفشده حمایت کند و سیاستی مبتنی بر پاسخگویی، واقعگرایی و احترام به حقوقبشر در پیش گیرد.
تحلیل آگاه:
گزارش آسیا تایمز تصویری ملموس از ناکامی دیپلماسی مبتنی بر خوشبینی را در افغانستان ارائه میدهد. چهار سال پس از دوحه، روشن شده است که طالبان نه تنها در تحقق وعدههای سیاسی و اجتماعی موفق نبودهاند، بلکه ساختار قدرت خود را به نحوی مستحکم کردهاند که اصلاحات واقعی عملاً غیرممکن شده است.
تمرکز قدرت در حلقهای کوچک و وفادار به طالبان، به شکلگیری نظامی بسته و اقتدارگرا انجامیده که توانایی پاسخگویی به جامعه و تعامل واقعی با جامعه جهانی را ندارد. حذف اقوام و زنان از عرصههای عمومی، نشانه آشکار محدودیت مشروعیت داخلی طالبان است و نشان میدهد که پروژه سیاسی گروه، صرفاً حول تثبیت قدرت و حفظ کنترل شکل گرفته است.
پیوند میان ضعف تعهدات طالبان و بازگشت گروههای افراطی، از دیگر ابعاد بحرانی این وضعیت است. حضور مجدد القاعده و فعالیت آزادانه گروههای شبهنظامی منطقهای، به ویژه در مرز پاکستان، نشان میدهد که طالبان قادر به مدیریت تهدیدهای امنیتی داخلی و خارجی نیستند. این وضعیت نه تنها ثبات افغانستان را تهدید میکند، بلکه میتواند امنیت منطقهای و حتی جهانی را به مخاطره اندازد.
نکته مهم دیگر، پیامدهای حقوقبشری و انسانی این سیاستهاست. محدودیت حضور زنان و حذف اقوام، به منزله محروم کردن بخش بزرگی از جامعه از فرصتهای اقتصادی، آموزشی و مشارکت مدنی است و به گسترش فقر، نابرابری و بیثباتی اجتماعی منجر میشود. به عبارت دیگر، طالبان با نادیده گرفتن حقوق اساسی شهروندان، زمینه افزایش بحران انسانی را فراهم کردهاند.
تحلیل نشان میدهد که جامعه جهانی باید از سیاست «انتظار خوشبینی» فاصله گرفته و به حمایت از نیروهای اپوزیسیون، مدافعان حقوق زنان و نمایندگان اقوام محروم متکی شود. سیاستی مبتنی بر پاسخگویی و فشار برای رعایت حقوقبشر، نهتنها ضرورت اخلاقی، بلکه یک گام استراتژیک برای جلوگیری از ادامه بیثباتی و جلوگیری از رشد افراطگرایی در افغانستان است.
در نهایت، پیام آسیا تایمز روشن است: دوحه مرده است و واقعیت امروز افغانستان، شکست دیپلماسی آرزومندانه و نیاز فوری به سیاستهای واقعگرایانه و پاسخگو است.



