
روسیه در صورت حمله به متحد فنی خود، کوریای شمالی، چگونه واکنش نشان خواهد داد؟
بقلم: اندرو کوریبکو
۲ مارچ ۲۰۲۶ مطابق
ترجمه: سمیر بیات
—————————-
هرچند دو کشور متحد یکدیگر اند، اما این اتحاد در عمل محدودتر از تعهدات روسیه نسبت به متحدانش در سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) و یا تعهدات ایالات متحده نسبت به اعضای ناتو است؛ و این تفاوت، نکتهای اساسی به شمار میرود.
پیش از این یادآوری شده بود که روسیه هرگز متحد واقعی ایران نبوده است، به این معنا که میان دو کشور تعهد رسمی دفاع متقابل وجود ندارد؛ برخلاف تعهداتی که روسیه در برابر پنج کشور عضو سازمان پیمان امنیت جمعی که رهبری آن را بر عهده دارد، یعنی ارمنستان، بلاروس، قزاقستان، قرغیزستان و تاجیکستان، پذیرفته است. روسیه همچنین تعهدات مشابهی نسبت به دو منطقه جداشده از گرجستان، یعنی آبخازیا و اوستیای جنوبی دارد. هر هفت این مناطق در قلمرو اتحاد جماهیر شوروی پیشین قرار دارند؛ منطقهای که روسیه آن را «خارج نزدیک» خود مینامد که در واقع کنایهای از «حوزه نفوذ» است.
آنچه در تحلیل یادشده مورد توجه قرار نگرفته، این است که روسیه از اواخر سال ۲۰۲۴ و پس از تصویب یک پیمان جدید که جایگزین توافق دوران شوروی شد، بهگونه رسمی دارای تعهد دفاع متقابل با کوریای شمالی است. متن این سند به زبان روسی منتشر شده و رسانههای کوریای شمالی نیز آن را خلاصه کردهاند. با این حال، این موضوع در تحلیل قبلی نیامده بود، زیرا شیوه اجرای این تعهد با آنچه بسیاری از ناظران عادی از «دفاع متقابل» در ذهن دارند ــ یعنی حمایت کامل و نامحدود از متحد در زمان بحران ــ تفاوت دارد.
ماده سوم این پیمان دو طرف را موظف میسازد که در صورت بروز تهدید فوری تجاوز نظامی علیه یکی از آنان، با هم مشوره کرده و هماهنگی نمایند. ماده چهارم نیز تصریح میکند که اگر جنگ آغاز شود، طرفین باید «بیدرنگ با تمام امکانات در اختیار خود، کمک نظامی و سایر کمکها» را فراهم کنند. در عمل، کوریای شمالی برای بیرون راندن نیروهای اوکراینی و متحدان مزدور آنان از منطقه کورسک، «تمام امکانات در اختیار خود» را به کار نگرفت؛ اما کمکهایی که ارائه کرد، با قدردانی فراوان روسیه روبرو شد.
این کمکها شامل ارسال مهمات، نیروهای نظامی و سپس تیمهای انجنیری (مینروبها) بود که بدون تردید در چارچوب روح تعهد دفاع متقابل به روسیه یاری رساند، اما به معنای استفاده از «همه امکانات موجود» کوریای شمالی نبود. احتمالاً روسیه نیز چنین سطح بالایی از کمک را درخواست نکرده بود؛ زیرا کوریای شمالی ناگزیر است توان دفاعی خود را در داخل کشور حفظ کند و به همین دلیل نمیتواند بخش عمده یکی از بزرگترین ارتشهای جهان را از آسیا به اروپا منتقل سازد.
در این میان، با توجه به کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این پرسش برای برخی مطرح شده است که اگر حملهای مشابه به رهبری آمریکا علیه کوریای شمالی صورت گیرد، روسیه چه واکنشی نشان خواهد داد. هرچند به دلیل بازدارندگی هستهای کوریای شمالی چنین سناریویی بعید به نظر میرسد، اما از دید تحلیلی قابل بررسی است. همانگونه که کوریای شمالی نمیتواند نیروهای عمده خود را به اروپا اعزام کند، روسیه نیز واقعبینانه قادر نیست بخش بزرگی از ارتش خود را از اروپا به آسیا منتقل نماید؛ زیرا خود نیز باید امنیت سرزمینش را حفظ کند.
ممکن است روسیه پیلوتان جنگی و طیارههای نظامی در اختیار کوریای شمالی بگذارد، همانگونه که در جنگ اول کوریا چنین اقدامی صورت گرفته بود. برخی نیز گمان میبرند که روسیه هماکنون در چارچوب این پیمان، تجهیزات پیشرفته نظامی ــ از جمله فناوریهای مربوط به راکتهای بالستیک، زیردریاییهای هستهای و ماهوارهها ــ را برای اهداف بازدارنده به کوریای شمالی ارسال میکند. با این حال، اگر تهاجم گستردهای رخ دهد، تجربه تاریخی نشان میدهد که این بار احتمالاً نیروهای چین مداخله خواهند کرد؛ زیرا منافع راهبردی پکن در شبهجزیره کوریا به مراتب گستردهتر از منافع روسیه است.
بر این اساس، انتظار میرود که روسیه در صورت حمله به کوریای شمالی، کمکهایی چون اعزام اپراتورهای تجهیزات نظامی، پیلوتان جنگی و سیستم های دفاعی را فراهم سازد؛ اما بعید است بخش عمده نیروهای خود را وارد جنگ کند، همانگونه که کوریای شمالی نیز نیروهای اصلی خود را به کورسک نفرستاد. روسیه همچنان احتمالاً جبههای تازه در اروپا برای پراکنده ساختن نیروهای آمریکا باز نخواهد کرد، چنانکه کوریای شمالی نیز جبههای در آسیا به این منظور نگشود.
در نتیجه، هرچند روسیه و کوریای شمالی متحد یکدیگر اند، اما این اتحاد از نظر عملی محدودتر از تعهدات روسیه نسبت به متحدانش در سازمان پیمان امنیت جمعی و یا تعهدات ایالات متحده نسبت به اعضای ناتو است؛ و این تمایز، نکتهای بسیار مهم در درک رفتار آینده آنان به شمار میرود.



