میراث فرهنگی افغانستان در سایه طالبان؛ میان حفاظت و تهدید

افغانستان کشوری با تمدنی هزاران ساله است؛ کشوری که از بالاحصار کابل و شهر باستانی هرات گرفته تا بامیان و آثار باستان‌شناسی شمال، مجموعه‌ای بی‌بدیل از میراث فرهنگی و تاریخی را در خود جای داده است. این میراث نه تنها نمایانگر تاریخ و هویت مردم افغانستان است، بلکه بخشی از حافظه تاریخی منطقه و جهان محسوب می‌شود. با این حال، از زمان تسلط طالبان بر افغانستان در سال ۱۴۰۰، این میراث در معرض تهدید جدی قرار گرفته است؛ تهدیدی که هم از سوی تخریب فیزیکی و هم از محدودیت‌های اجتماعی و اقتصادی اعمال شده توسط طالبان ناشی می‌شود.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، بالاحصار کابل است؛ قلعه‌ای با قدمت چند صد ساله که به‌عنوان نماد تاریخی پایتخت شناخته می‌شود. اخیراً اتحادیه اروپا با همکاری بنیاد آقاخان پروژه‌ای برای تثبیت و بازسازی این قلعه آغاز کرده است. برنامه‌ای که شامل آموزش عملی ۳۰۰ نفر و ایجاد فرصت‌های اقتصادی مرتبط با میراث فرهنگی است. در ظاهر، این اقدام یک موفقیت برای حفاظت از تاریخ و ایجاد اشتغال محسوب می‌شود، اما در واقعیت، این پروژه نیز تحت نظارت طالبان انجام می‌گیرد و تضمینی وجود ندارد که استقلال فرهنگی و مالکیت اجتماعی مردم حفظ شود.

تهدید میراث فرهنگی افغانستان محدود به قلعه‌ها و بناهای تاریخی نیست. شهر باستانی بامیان، که پیشتر شاهد تخریب مجسمه‌های بودای آن توسط طالبان در سال ۲۰۰۱ بود، همچنان در معرض آسیب است و بخش بزرگی از این میراث فاقد حفاظت کافی است. علاوه بر آن، مساجد، قصرها و بناهای اسلامی در هرات، قندهار و سایر مناطق تاریخی نیز با محدودیت‌های شدید مواجه شده‌اند. نبود متخصصان زن، محدودیت حضور زنان در آموزش و اشتغال، و کمبود منابع مالی سبب شده که پروژه‌های مرمت با کندی پیش بروند. بسیاری از آثار باستانی در مناطق دورافتاده بدون هیچ نوع حفاظت رها شده و حتی خطر تخریب غیرعمدی یا قاچاق آثار تاریخی وجود دارد.

چالش دیگری که میراث فرهنگی افغانستان را تهدید می‌کند، سیاست‌های طالبان است. محدودیت شدید حضور زنان در حوزه‌های فرهنگی و آموزشی، باعث کاهش نیروی متخصص شده و پروژه‌های مرمت را کند می‌کند. علاوه بر آن، طالبان گاه میراث فرهنگی را به عنوان ابزاری برای مشروعیت سیاسی و تبلیغات استفاده می‌کند و این امر، حفاظت واقعی از آثار تاریخی را به خطر می‌اندازد. به عبارت دیگر، میراث فرهنگی در ظاهر حفظ می‌شود، اما در باطن، به عنوان یک ابزار سیاسی و تبلیغاتی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

کمبود بودجه و منابع بین‌المللی نیز یکی دیگر از موانع جدی است. پس از سقوط حکومت پیشین، بسیاری از پروژه‌های مرمت متوقف شد و کمک‌های بین‌المللی محدود و مشروط به تعامل با طالبان است. این محدودیت‌ها سبب شده تا نهادهای مستقل و متخصص بین‌المللی کمتر بتوانند به پروژه‌های مرمت و حفاظت وارد شوند. همچنین، ناامنی و حضور گروه‌های مسلح در بسیاری از مناطق تاریخی مانع از فعالیت کارشناسان و پژوهشگران بین‌المللی شده است.

علاوه بر این، محدودیت‌های اجتماعی و حذف زنان از فضاهای آموزشی و شغلی سبب کاهش نسل جدید متخصص در حوزه میراث فرهنگی شده است. زنان به عنوان بخش مهم نیروی انسانی در مرمت و حفاظت آثار تاریخی، از مشارکت کامل محروم شده‌اند و این خلا در بلندمدت تأثیر مستقیمی بر توانایی افغانستان در حفظ میراث فرهنگی خواهد داشت.

با وجود این تهدیدات، فرصت‌هایی نیز وجود دارد. پروژه‌های بازسازی مانند برنامه اتحادیه اروپا و بنیاد آقاخان می‌تواند الگویی برای ایجاد آموزش عملی و اشتغال در حوزه میراث فرهنگی باشد. استفاده از فناوری‌های نوین مانند اسکن سه‌بعدی، نقشه‌برداری دیجیتال و مستندسازی آثار در مناطق خطرناک می‌تواند تا حدی از تخریب و از بین رفتن آثار تاریخی جلوگیری کند. همچنین، تضمین مشارکت محلی و حفظ مالکیت اجتماعی مردم بر میراث فرهنگی، می‌تواند کمک کند تا این پروژه‌ها تنها به ابزار مشروعیت طالبان تبدیل نشوند.

حفاظت از میراث فرهنگی افغانستان زمانی ارزشمند است که با احترام به مردم و حقوق آنان همراه باشد. بدون حضور مستقل و شفافیت در مدیریت پروژه‌ها، حفاظت از تاریخ به یک نمایش ظاهری تبدیل می‌شود و در عمل، نسل‌های آینده از دسترسی به تاریخ واقعی و فرهنگ کشور محروم خواهند شد. میراث فرهنگی نه تنها یک نماد تاریخی، بلکه بخشی از اقتصاد و هویت ملی است؛ ایجاد فرصت‌های شغلی، آموزش مهارت‌های عملی و توسعه صنعت گردشگری می‌تواند همزمان با حفاظت از تاریخ، به تقویت اقتصاد محلی کمک کند.

در پایان، می‌توان گفت که میراث فرهنگی افغانستان در وضعیت پیچیده‌ای قرار دارد؛ جایی که سیاست‌های محدودکننده طالبان، نبود منابع مالی و کمبود نیروی متخصص، آن را تهدید می‌کند، و در عین حال، پروژه‌های بین‌المللی می‌توانند فرصتی برای حفظ این میراث باشند، اگر استقلال فرهنگی، شفافیت و مشارکت محلی رعایت شود. افغانستان بدون حفاظت واقعی از تاریخ خود، نه تنها هویت فرهنگی‌اش را از دست می‌دهد، بلکه نسل‌های آینده نیز از دسترسی به دانش و تجربه تاریخی محروم خواهند ماند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button