
خشکسالی ششم: افغانستان در آستانه بحران گرسنگی گسترده
در سالهای اخیر، افغانستان با ترکیبی از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اقلیمی روبهرو شده که امنیت غذایی میلیونها شهروند را با تهدید جدی مواجه کرده است. تازهترین گزارش وبسایت «شبکه هشدار زودهنگام قحطی» وابسته به حکومت امریکا، یک بار دیگر عمق این فاجعه در حال گسترش را یادآوری میکند. براساس این گزارش، فصل بارندگی سال جاری در افغانستان با کاهش شدید بارش، گرمای بیشتر از حد معمول و رطوبت پایین خاک آغاز شده است؛ شرایطی که میتواند برای ششمین سال پیاپی منجر به کاهش محصولات زراعتی، بهویژه گندم شود. این خبر صرفاً یک گزارش علمی نیست، بلکه زنگ هشدار درباره بحران معیشت در کشوری است که بیشترین وابستگی را به زراعت دارد.
تأثیر اقلیم بر گندم؛ اهمیت یک محصول کلیدی
گندم، ستون فقرات امنیت غذایی افغانستان است. اکثریت مردم این کشور، نان را بهعنوان منبع اصلی تغذیه مصرف میکنند و هرگونه تغییر در تولید این محصول، پیامدهای فوری و گستردهای در بازار و زندگی روزانه مردم دارد. افغانستان سالانه میان ۲۴ تا ۲۷ میلیون تن گندم نیاز دارد، اما طی سالهای اخیر بهدلیل خشکسالی مداوم، هر سال بخش قابل توجهی از این نیاز باید از طریق واردات تامین شود. با محدودیتهای اقتصادی و کاهش توان خرید مردم، هر اختلالی در کشت و برداشت گندم میتواند وضعیت گرسنگی را تشدید و وابستگی کشور به کمکهای بینالمللی را افزایش دهد.
گزارش FEWS NET نشان میدهد که کمبود رطوبت خاک و بارندگی پایین، بهطور مستقیم کشت دیمی گندم را تهدید میکند. گندم دیمی بخش عمده تولید داخلی را تشکیل میدهد و برخلاف کشت آبی، به بارشهای طبیعی وابسته است. وقتی بارندگی کاهش یابد، این زنجیره به سرعت دچار بحران میشود. اگرچه وضعیت کشت گندم زمستانی آبی بهتر پیشبینی شده، اما ظرفیت کشت آبی بهدلیل زیرساختهای ضعیف و کمبود آب، محدود است.
اقلیم جهانی و بحرانهای منطقهای
کارشناسان این وضعیت را مرتبط با پدیده «النینای سرد» میدانند؛ رویداد اقلیمی که معمولاً همراه با کاهش بارندگی در مناطق آسیای میانه و افغانستان است. آنچه این بحران را پیچیدهتر میکند، تداوم خشکسالی طی سالهای گذشته است. خاک خشک، آبهای زیرزمینی در حال کاهش و نبود مدیریت منابع، باعث میشود حتی با بازگشت بارندگی نرمال در اواخر فصل، جبران خسارتها دشوار باشد. افغانستان بهدلیل جغرافیای خشک، زیرساختهای ضعیف آبیاری و وابستگی شدید به بارندگی، در برابر رویدادهای مهم اقلیمی بسیار آسیبپذیر است.
فقر، مهاجرت و ناامنی؛ سه ضلع تهدیدکننده معیشت
در کنار بحران اقلیمی، افغانستان با بیثباتی سیاسی و فروپاشی اقتصادی پس از تسلط طالبان در ۲۰۲۱ مواجه شده است. محدودیتهای بانکی، کاهش شدید کمکهای بینالمللی، بیکاری گسترده و اخراج مهاجران افغانستان از کشورهای همسایه، فشار بر جامعه را بیشتر ساخته است. میلیونها نفر که بخشی از درآمدشان را از حوالههای مهاجران دریافت میکردند، حالا به منابع محدود داخلی وابسته شدهاند. اگر روند خشکسالی و کاهش تولید گندم ادامه یابد، بخش زیادی از جمعیت روستایی که از طریق زراعت امرار معاش میکنند، برای بقا مجبور به مهاجرت داخلی یا خارجی خواهند شد. مهاجرت بیشتر، فشار بر کشورهای همسایه و سازمانهای امدادرسان را افزایش میدهد و این چرخه بحران، به یک معضل منطقهای تبدیل میشود.
مسئولیت طالبان و چالش حکومتداری
در چنین شرایطی، وظیفه حکومتها مدیریت بحرانها، برنامهریزی و تقویت نهادهای کشاورزی و حفاظتی است. اما طالبان نه تنها توان سیاستگذاری موثر ندارند، بلکه با محدود کردن زنان، تضعیف نظام آموزشی، حذف کارشناسان و قطع روابط با جهان، زیرساختهای توسعهای را نابود کردهاند. میلیونها دلار درآمد از منابع طبیعی (مانند فروش نفت قشقری) در حالی توسط این گروه ادعا میشود که هیچ شفافیتی در مصرف آن وجود ندارد، و بخش زراعت مانند سایر عرصهها بدون برنامه و بدون حمایت رها شده است. اگر سرمایهگذاری لازم برای تقویت سیستم آبیاری، توزیع بذر اصلاحشده و حمایت از دهقانان انجام نشود، بحران گرسنگی بهمراتب عمیقتر خواهد شد.
راهحلها؛ جایی میان سیاست و اقلیم
برای مقابله با بحران امنیت غذایی در افغانستان، لازم است:
- نهادهای بینالمللی نظارت و کمکرسانی هدفمند را افزایش دهند.
- برنامههای حمایتی برای توزیع بذر مقاوم به خشکی و کود ارزان اجرا شود.
- سرمایهگذاری فوری روی مدیریت آب، ذخیره باران و سیستم آبیاری قطرهای صورت گیرد.
- مهاجران افغانستان که اخراج میشوند باید مورد حمایت غذایی قرار گیرند.
بدون همکاری بینالمللی و بدون تغییر در سیاستهای طالبان، هر برنامهای نیمهتمام و ناکارآمد خواهد بود. بحران اقلیمی را نمیتوان مهار کرد، اما میتوان با مدیریت علمی و توجه جهانی، از تبدیل شدن آن به فاجعه انسانی جلوگیری کرد. افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند برنامهریزی، حمایت و مدیریت علمی منابع است؛ زیرا باران، تنها فرشته نجات این کشور نخواهد بود.



