
گسترش روابط علمی طالبان و ایران؛ میان واقعیتهای سیاسی، ایدئولوژیک و بحران آموزش در افغانستان
سفر ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی طالبان، به ایران و درخواست او برای گسترش همکاریهای علمی با دانشگاه آزاد اسلامی، پرسشی جدی را مطرح میکند: چگونه حکومتی که تحصیل زنان را ممنوع کرده و دانشگاهها را از علوم انسانی و کتابهای مؤلفان زن پاکسازی میکند، میخواهد روابط علمی بینالمللی را توسعه دهد؟
این پرسش، نه فقط تناقضی سیاسی، بلکه شکاف عمیق میان نیاز واقعی افغانستان به توسعه علمی و رویکرد سختگیرانه طالبان در کنترل ایدئولوژیک آموزش عالی را برجسته میکند.
۱. همکاری علمی با ایران؛ راهی برای مشروعیتطلبی؟
طالبان امروز تنها رژیمی در جهان است که آموزش دختران بالاتر از مقطع ابتدایی را ممنوع کرده است. این ممنوعیت در کنار حذف رشتههای علوم سیاسی، جامعهشناسی، فلسفه، مطالعات جنسیت و حتی ممنوعیت تدریس کتابهای نویسندگان زن ایرانی و افغان، تصویر واضحی از سیاست آموزشی طالبان را نشان میدهد: دانشگاه به مثابه ابزار کنترل، نه مرکز تولید علم.
با این حال، طالبان برای گسترش رابطه علمی با ایران تلاش میکند. این تلاش را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
-
به رسمیت شناخته شدن در سطح بینالمللی
همکاری دانشگاهی با کشوری چون ایران، به طالبان این فرصت را میدهد که خود را حکومتی دارای ساختار آموزشی «طبیعی و قابل تعامل» نشان دهند. -
نیاز اقتصادی و تکنولوژیک
بخشهایی مانند مهندسی، پزشکی و هوش مصنوعی برای طالبان ابزاری جهت تقویت اقتصاد، صنعت و حتی ساختارهای امنیتی است. -
محور ایدئولوژیک مشترک
هر دو حکومت رویکرد ایدئولوژیک مشابهی نسبت به علوم انسانی انتقادی، آزادیهای مدنی و نقش زنان در جامعه دارند. این همسویی میتواند زمینه همکاری را تسهیل کند.
۲. پارادوکس طالبان: توسعه فنی بدون پایههای فکری
طالبان در دیدار با ولایتی، خواستار توسعه رشتههای فنی و تخصصی مانند پزشکی، هوش مصنوعی، الکترونیک و مهندسی شده است. پرسش کلیدی اینجاست:
آیا توسعه فناوری بدون آزاداندیشی، علوم انسانی و حضور زنان امکانپذیر است؟
تجربه کشورهایی مانند ایران، کره شمالی و مناطقی از چین نشان میدهد که حکومتهای ایدئولوژیک میتوانند رشد محدودی در علوم فنی ایجاد کنند، اما در نبود آزادی علمی و نقد اجتماعی، این رشد هرگز به توسعه پایدار تبدیل نمیشود.
هوش مصنوعی، پزشکی نوین، انرژی و مخابرات نیازمند محیط باز علمی، تبادل آزاد دادهها، پژوهش مشارکتی و ارتباط جهانی هستند. از طرف دیگر:
-
نیمی از جامعه افغانستان (زنان) از دانشگاه محروماند.
-
اساتید نخبه مهاجر شدهاند.
-
کتابها و منابع جهانی محدود شدهاند.
چگونه میتوان در چنین بستری «دانشگاه پیشرفته» ساخت؟
۳. ایران چه میخواهد؟ نفوذ منطقهای یا سرمایهگذاری علمی؟
ایران سابقه طولانی در ایجاد نهادهای آموزشی و فرهنگی خارج از مرزهای خود دارد؛ از لبنان و سوریه تا عراق و افغانستان. دانشگاه آزاد و سایر بنیادهای آموزشی ایران معمولاً دو کارکرد دارد:
-
گسترش نفوذ فرهنگی و زبانی
جذب دانشجویان افغان به فارسیزبان متمایل به ایران میتواند در آینده نقش سیاسی و فرهنگی داشته باشد. -
بازار اقتصادی آموزشی
دانشگاه آزاد، یک نهاد بزرگ اقتصادی است. گسترش شعبه کابل، درآمد و وابستگی مالی برای ایران ایجاد میکند.
بنابراین، همکاری پیشنهادی ایران بیش از آنکه یک «کمک علمی» باشد، سرمایهگذاری ژئوپولیتیک و اقتصادی است.
۴. آموزش عالی بدون زنان؛ سقوط علمی از اکنون آغاز شده است
آمارهای غیررسمی نشان میدهد که طی سه سال گذشته:
-
بیش از ۶,۰۰۰ استاد دانشگاه افغانستان را ترک کردهاند.
-
هزاران دختر دانشجوی سالهای اول تا سوم دانشگاه به اجبار از تحصیل کنار گذاشته شدهاند.
-
انتشار کتابهای علمی و دانشگاهی بهطور بیسابقهای کاهش یافته است.
توسعه آموزش عالی در کشوری که نیمی از استعدادهایش حذف شدهاند، عملاً معنای علمی ندارد. در سطح جهانی، هیچ نظام آموزشی پیشرفته بدون مشارکت زنان شکل نگرفته است. حضور زنان تنها مسئله عدالت اجتماعی نیست؛ بلکه نیرو و سرمایه انسانی است.
فاصله میان شعار و واقعیت علمی طالبان
طالبان با درخواست گسترش همکاری دانشگاهی با ایران، تلاش میکند تصویر جدیدی از خود در عرصه بینالملل ارائه دهد؛ تصویری که با واقعیت سیاستهای آموزشیاش در تضاد کامل است.
آینده علمی افغانستان نه با ایجاد رشتههای هوش مصنوعی در کابل، بلکه با موارد زیر تعیین میشود:
-
آزادی آموزش برای زنان
-
بازگشت و حفظ نخبگان
-
تنوع علمی بدون سانسور
-
پذیرش علوم انسانی انتقادی
-
باز بودن دانشگاهها به جهان خارج
اگر طالبان همچنان دانشگاه را به ابزاری برای کنترل ایدئولوژیک تبدیل کند، هرگونه توسعه علمی تنها ظاهری خواهد بود؛ همانند ساختمانی که سقف مدرن دارد اما ستونهایش پوسیده است.



