
افغانستان در آستانه زمستان سخت؛ از گرسنگی گسترده تا کلاههای جنجالی هرات
در حالی که میلیونها شهروند افغانستان با بحران شدید غذایی، خشکسالی بیسابقه، فشار مهاجرت و محدودیتهای اجتماعی روبهرو هستند، اخبار منتشرشده امروز تصویری از کشوری میسازد که از یکسو برای نجات نان خود میجنگد و از سوی دیگر برای کنترل نکتایی و کلاه «توماس شلبی» نیرو بسیج میکند. اختلاف میان اولویتهای زندگی مردم و سیاستگذاری طالبان در سرتاسر خبرهای امروز آشکار است؛ از سیاست خارجی تا وضعیت زنان، از گرسنگی تا بازداشت جوانانی که فقط لباس متفاوت پوشیدهاند.
۱) گرسنگی ملی؛ واقعیت تلخ پشت افغانستان
دفتر اوچا (هماهنگکننده کمکهای بشردوستانه سازمان ملل) اعلام کرده است که سال آینده بیش از ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی شدید غذایی روبهرو خواهند شد؛ یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت. از این میان، ۵.۲ میلیون انسان در وضعیت اضطراری مطلق قرار دارند؛ رقمی که تقریباً دو برابر سال گذشته است.
در افغانستان امروز، گرسنگی دیگر بحران نیست؛ نظام معیشتی جدید است. خشکسالی، اقتصاد درگیر تحریمها، قطع درآمد زنان و مهاجران بازگشته، همه کنار هم زنجیرهای ساختهاند که سفرهها را نه فقط کوچک، بلکه خالی کرده است. طالبان برای کاهش بحران هیچ برنامه اقتصادی مشخص ندارد و عملاً کمکهای خارجی، تنها نجاتدهنده کشور است.
۲) خشکسالی ششمین سال؛ زنگ خطر بزرگتر از جنگ
شبکه هشدار قحطی امریکا گزارش داده است که فصل بارندگی امسال با گرمای شدید، رطوبت بسیار پایین خاک و بارش کمتر از حد معمول آغاز شده است. این احتمال وجود دارد که برای ششمین سال پیاپی محصول گندم کاهش یابد. این یعنی هیچ برنامهای برای امنیت غذایی وجود ندارد و افغانستان در مسیر تبدیل شدن به کشوری کاملاً وابسته به واردات، آن هم بدون پول، حرکت میکند.
درحالیکه گندم آبی شاید وضعیت بهتری داشته باشد، گندم دیمی که قوت اصلی فقراست، در مسیر فاجعه قرار گرفته است. اگر خشکی تا فبروی ادامه یابد، میلیونها فقیر حتی نان خشک هم نخواهند یافت.
۳) فشار مهاجرت؛ درهای بسته جهان، بازگشتهای تحمیلی
نشست شورای جهانی مهاجرت (IOM) در جنیوا، به گفته سفیر افغانستان، نشان داد که سیستم جهانی مهاجرت در بدترین دوران تاریخی خود قرار دارد. در سال ۲۰۲۵، بیش از دو میلیون افغان از ایران و پاکستان اخراج یا مجبور به بازگشت شدهاند. بازگشت مهاجران نه تنها باری اضافه بر دوش جامعه فقیر وارد کرده، بلکه نشان میدهد جهان نسبت به مهاجران افغان قاطعانه بیرحمتر شده است.
مشکل مهاجرت دیگر یک بحران خارجی نیست؛ سیلی است که با شدت به داخل کشور بازگردانده میشود.
۴) دانشگاه با دروازه بسته زنان؛ همکاری با ایران
وزیر تحصیلات عالی طالبان در تهران خواستار گسترش همکاری دانشگاهی با ایران شده و از توسعه دانشگاه آزاد در کابل استقبال کرده است. در ظاهر، این خبر مثبت است؛ اما تضاد خیرهکنندهای در آن وجود دارد: طالبان دانشگاه میخواهد، اما بدون زنان؛ علم میخواهد، اما بدون کتابهای منتقد؛ همکاری میخواهد، اما بدون آزادی آکادمیک.
این درخواستها بیشتر شبیه دکوراتیو کردن نظام آموزشی است؛ نمای بیرونی دانشگاه مدرن با محتوای بسته، سانسور شده و یکجنسیتی. علم بدون آزادی، توسعه نمیسازد؛ بلکه تنها شکل بزکشدهای از عقبماندگیست.
۵) جنجال هرات؛ طالبان مقابل کلاه و نکتایی
در شرایطی که گرسنگی، خشکسالی و مهاجرت میلیونها شهروند را میفشارد، وزارت امر به معروف طالبان چهار جوان را در هرات به جرم «تقلید از فرهنگ بیگانه» بازداشت کرد. جرم آنها چه بود؟ پوشیدن لباس شبیه شخصیت توماس شلبی از سریال پیکیبلایندرز.
طالبان گفتند این نوع پوشش هجوم به ارزشهای اسلامی است؛ اما تحلیل این رویداد چیز دیگری میگوید: وقتی حکومت از مدیریت اقتصاد، مهاجرت، بحران اجتماعی و فقر ناتوان باشد، ناچار به جنگ با نمادها، پوششها و جزئیات فرار میکند. این دستگیری بیش از آنکه دفاع از ارزشها باشد، پناه گرفتن پشت مسائل کوچک برای فرار از بحرانهای بزرگ است.
جمعبندی: کشوری میان نان و نکتایی
اخبار امروز افغانستان یک پیام واضح دارد:
🔹 مردم برای نان میجنگند، حکومت برای نکتایی.
🔹 طبیعت با خشکسالی حمله کرده، اقتصاد سقوط کرده، جهان مهاجران را پس میفرستد، زنان از دانشگاه رانده شدهاند؛ و پاسخ حکومت چیست؟ بازداشت جوانانی که لباس متفاوت پوشیدهاند.
افغانستان امروز بیش از هر زمان نیازمند سیاستهای معیشتی، علمی و اجتماعی واقعی است. مشکل این کشور کلاه پیکیبلایندرز نیست؛ سیاستهایی است که چشم را بر واقعیت میبندد و دشمن را در آینه جستجو میکند.



