بازگشت معامله‌گران: نجات طالبان به نام مردم، ننگ تاریخ به نام سیاست

نویسنده : سید حسن موسوی

افغانستان بار دیگر به تالاری تاریک از معامله‌های پنهان تبدیل شده است؛ تالاری که در آن نه صدای مردم شنیده می‌شود، نه رنج قربانیان جنگ، نه سرنوشت زنان، و نه خواست جوانانی که آینده‌شان مثل شیشه زیر پای سیاست‌مداران خرد شده است. امروز کسانی که زمانی قدرت را در اختیار داشتند و کشور را به زمین سوخته فساد، جنگ، تبعیض قومی و وابستگی‌های منطقه‌ای تبدیل کردند، دوباره به صحنه بازگشته‌اند؛ نه برای پاسخ دادن به تاریخ، بلکه برای معامله‌ای جدید. احمد مسعود، عطامحمد نور، دوستم، یونس قانونی، حنیف اتمر، محمد اسماعیل‌خان و محمد محقق، بیانیه‌ای پر از شعار، حقوق بشر، توسعه سیاسی و «هم‌صدایی ملی» منتشر کرده‌اند، اما پرسش اصلی این است: هم‌صدایی با چه کسی؟ با مردم؟ یا با طالبان و کشورهای منطقه؟

حقیقت تلخ این است که «هم‌صدایی ملی» نام دیگری برای «پروژه مهار طالبان از طریق مصالحه زیر سایه تهران» است. سه روز پیش رسانه‌ها افشا کردند که ایران از این رهبران خواسته است با طالبان سازش کنند و اکنون همان نسخه، با بسته‌بندی شیک و آراسته به کلمات جذابی مثل دموکراسی، قانون اساسی جدید، انتخابات آزاد، حقوق زنان و جلوگیری از دخالت بیگانگان، منتشر شده است. اما طنز تلخ اینجاست: چگونه کسانی که سال‌ها افغانستان را به میدان رقابت بیگانگان تبدیل کردند، امروز پرچم «استقلال سیاسی» را بلند کرده‌اند؟ چگونه کسانی که با پول و حمایت امریکا، ایران، ترکیه، قطر، امارات و پاکستان زندگی سیاسی‌شان را ساخته‌اند، امروز از «اعاده حاکمیت ملی» حرف می‌زنند؟ و مهم‌تر از همه: مردم کجا هستند؟ نماینده مردم کیست؟ آیا چند چهره سیاسی فرسوده می‌توانند ۳۲ قوم افغانستان را نمایندگی کنند؟ سادات، بلوچ‌ها، ایماق‌ها، هزاره‌ها، تاجیک‌ها، ازبک‌ها، پشتون‌های منتقد، ترکمن‌ها، نورستانی‌ها و ده‌ها قوم دیگر چه جایگاهی در این معادله دارند؟ مردم فقط وقتی به یاد سیاست‌مداران می‌افتند که باید صورت‌مسئله را پاک کنند و مهر مشروعیت بر معامله بزنند.

ایران به چه دلیل این وفاق سیاسی را تشویق می‌کند؟ روشن است: نه برای مردم، نه برای عدالت، نه برای زنان و نه برای اقوام افغانستان. تهران به‌خوبی می‌داند اگر طالبان سقوط کند، خلأ قدرت ایجاد خواهد شد و آن خلأ ممکن است توسط نیروهای نزدیک به پاکستان پر شود. جمهوری اسلامی نه طالبان را دوست دارد، نه مردم افغانستان را؛ بلکه مرزبانی از منافع خود را می‌خواهد. طالبان برای ایران، چتری است برای کنترل امنیت مرزی، آب هیرمند و مقابله با نفوذ پاکستان. پس بهتر است طالبان بماند، اما با چهره کمی قابل قبول‌تر، با چند اصلاح صوری، با چند چهره سیاسی همکار، تا رژیم سرنگون نشود، اما در چشم جهان اندکی رنگ مشروعیت بگیرد.

اعلامیه جدید مخالفان طالبان دقیقاً در همین راستا است. مذاکره؟ بله. اما با چه تضمینی؟ با تضمین سازمان ملل؟ همان سازمانی که ۴۰ سال است فقط نظاره‌گر بوده؟ نقش زنان؟ بسیار زیبا، اما کدام زن در واقعیت وارد مذاکرات خواهد شد؟ کدام دختر محروم از آموزش می‌تواند در برابر طالبان مذاکره کند وقتی حتی حق رفتن به دانشگاه ندارد؟ قانون اساسی جدید؟ مگر این همان بازی تکراری نیست که هر رژیم تازه برای حفظ خود انجام می‌دهد؟ انتخابات؟ کدام انتخابات وقتی طالبان هیچ سازوکار دموکراتیک را نمی‌پذیرند؟ این وعده‌ها زیبا هستند، اما نه برای مردم افغانستان؛ برای وین، نیویورک، بروکسل و دوحه زیبا هستند. برای پرونده سیاسی این رهبران زیبا هستند. برای تطهیر طالبان مفید هستند.

و هشدار پایانی این اعلامیه: «اگر طالبان نپذیرند، مردم گزینه‌های مشروع دارند». واقعاً؟ کدام مردم؟ این تهدید به نام مردم صادر شده، اما از جانب کسانی که نه در میان مردم زندگی می‌کنند، نه از رنج آنان می‌فهمند، نه به آنان پاسخگو هستند. این تهدید نه قدرت مردمی دارد، نه ظرفیت مقاومت. اگر مردم به این رهبران اعتماد داشتند، امروز کشور به این وضعیت نمی‌رسید. این جمله فقط یک ابزار فشار سیاسی بر طالبان است، در خدمت پروژه‌ای که هدف آن معامله است، نه رهایی.

طالبان با شنیدن این حرف‌ها نه می‌ترسند، نه تغییر می‌کنند. آنها فقط لبخند می‌زنند: جهان باز هم نیازمند مذاکره با ماست. اپوزیسیون باز هم به ما محتاج است. منطقه باز هم روی ما حساب می‌کند. یعنی چه؟ یعنی طالبان قدرتمندتر می‌شوند، نه ضعیف‌تر.

افغانستان به بن‌بست نرسیده؛ رهبران سابق به بن‌بست رسیده‌اند. مردم به راهکارهای جدید نیاز دارند، نه چهره‌های کهنه‌ای که تاریخ بارها شکست‌شان را ثابت کرده است. تا زمانی که افغانستان توسط وکلا، رهبران قومی، وابستگان منطقه‌ای و معامله‌گران سیاسی نمایندگی شود، هیچ صلحی نه مشروع است، نه پایدار. ایران، پاکستان، قطر، ترکیه و دیگر بازیگران، آینده این کشور را شکل خواهند داد، نه مردمش.

 

و این تلخ‌ترین بخش ماجراست: در تمام این میان، تنها چیزی که هیچ‌کس در پی آن نیست، آزادی واقعی مردم افغانستان است. نه تهران، نه دوحه، نه این چهره‌ها، و نه طالبان.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button