
طالبان، پاکستان و شبهنظامیان: نشست علمای حامی، کنترل خاک و پیچیدگیهای امنیتی
سید حسن موسوی
نشست اخیر علمای حامی طالبان در کابل، که دستکم هزار ملا از سراسر کشور در آن حضور داشتند، بیش از آنکه صرفاً یک گردهمایی مذهبی باشد، نشانهای از تلاش طالبان برای مدیریت فشارهای خارجی و داخلی است. این نشست پس از تنشهای شدید میان طالبان و پاکستان برگزار شد و محور اصلی آن ممنوعیت استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای خارجی اعلام شد. به بیان روشن، طالبان تحت فشار اسلامآباد و برای جلوگیری از تشدید بحران مرزی، به صورت رسمی از شبهنظامیان خواستهاند عملیات نظامی علیه پاکستان را از خاک افغانستان انجام ندهند.
پیامدهای این نشست بیش از یک بیانیه مذهبی است؛ آنچه در ظاهر دستور فتوایی برای علمای مذهبی است، در واقع سیگنالی آشکار به شبهنظامیان داخلی و خارجی است که نظم و کنترل طالبان بر نیروهای مسلح و گروههای مسلح غیرمسئول از ضرورتهای بقا و مشروعیت سیاسی این گروه است. نکته قابل توجه این است که طالبان برای اولین بار پایگاه خود را نه بر تبلیغ ایدئولوژیک صرف، بلکه بر یک قرارداد عملی با همسایه قدرتمند یعنی پاکستان بنا میکنند.
اما زوایای پنهان این ماجرا، پیچیدگیهای قابل تأملی دارد. تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) به طور مستقیم در شرق و جنوب افغانستان حضور دارد و استفاده از خاک افغانستان برای عملیات علیه اسلامآباد، مسئلهای نیست که با یک بیانیه مذهبی حل شود. طالبان عملاً با دوگانگی مواجهاند: از یک سو حفظ استقلال نسبی سیاست داخلی و پاسخگویی به گروههای مسلح، و از سوی دیگر فشار پاکستان برای جلوگیری از حملات به داخل مرزها. هرگونه کوتاهی در این تعهد، هم میتواند موجب تنش مستقیم نظامی با پاکستان شود و هم مشروعیت طالبان را در داخل افغانستان زیر سؤال ببرد.
این نشست همچنین یک پیام داخلی برای جامعه افغانستان دارد. طالبان میکوشند نشان دهند که «کنترل و نظارت» بر همه نیروهای مسلح در کشور وجود دارد، اما در عمل، این کنترل محدود به بخشی از نیروهاست و نیروهای غیرمسئول و خارجی همچنان میتوانند به فعالیتهای مستقل خود ادامه دهند. این وضعیت میتواند به تدریج به شکاف میان جناحهای مختلف طالبان و شبهنظامیان منجر شود و امنیت داخلی را پیچیدهتر سازد.
از منظر منطقهای نیز این بیانیه نشان میدهد که طالبان هنوز در معادلات قدرت منطقهای ضعیف و آسیبپذیر است. پاکستان با شفافسازی تهدیدهای خود و تحت فشار قراردادن طالبان، سعی دارد افغانستان را به ابزاری در سیاست مرزی و امنیتی خود تبدیل کند. اما این ابزار محدودیتهای قابل توجهی دارد: هرگونه اعمال فشار مستقیم یا تجاوز مرزی، واکنش داخلی در افغانستان و اعتراضات محلی را به همراه خواهد داشت.
در نهایت، این نشست بازتاب سیاست ترکیبی طالبان است: استفاده از فتاوی مذهبی برای مهار شبهنظامیان و حفظ مشروعیت خود در داخل کشور، همراه با تلاش برای کاهش فشارهای خارجی و ایجاد تصویر «یک دولت کنترلشده» در سطح بینالمللی. با این حال، پیامد واقعی آن برای مردم افغانستان، کاهش نفوذ واقعی جامعه مدنی و افزایش کنترل مرکزی طالبان است که در بلندمدت میتواند مانع از توسعه امنیت پایدار و حل مسائل واقعی کشور شود.



