اعتراض‌های خاموش در چاه‌آب و طلای غارت‌شده افغانستان

سید حسن موسوی

در دل ولسوالی چاه‌آب، جایی که طلای زمین‌های زیر پای مردم می‌درخشد، صدای اعتراض خاموش اما بی‌وقفه‌ای بلند شده است. این اعتراض‌ها نه در خیابان‌های کابل، نه در شبکه‌های اجتماعی و نه در دفترهای بلندپایه دیده می‌شوند؛ بلکه در چهره‌های خسته و دست‌های پرکار مردمی تجلی یافته که سال‌ها زیر سایه تبعیض و بی‌عدالتی زندگی کرده‌اند. آنان حالا با فریادهای خاموش خود می‌خواهند نشان دهند که دیگر تحمل غارت منابع طبیعی‌شان توسط گروه طالبان و مافیای وابسته به آن را ندارند.

در هفته‌های گذشته، چاه‌آب صحنه‌ای از مقابله‌ای جدی میان مردم و نیروهای وابسته به طالبان بوده است. اعتراضات مردمی علیه استخراج بی‌رویه و غیرقانونی طلا، تا کنون چند کشته و زخمی بر جای گذاشته و هنوز هم ادامه دارد. اما آنچه این اعتراض را از بسیاری دیگر متمایز می‌کند، خشم فروخورده و همزمان استراتژیک مردم است؛ مردم نمی‌خواهند صرفاً فریاد بزنند، آن‌ها می‌خواهند حق خود را پس بگیرند و به نحوی نشان دهند که منابع کشورشان ابزار سرکوب و غارت نیست.

ماجرای چاه‌آب تنها یک نمونه از بحران عمیق‌تر است. طالبان با حمایت شبکه‌های مافیایی مانند بشر نورزی، که هم‌زمان در عرصه مواد مخدر و استخراج معادن فعال است، سعی دارند کنترل کامل منابع طبیعی کشور را در دست داشته باشند. این ترکیب از قدرت سیاسی و مافیایی، به معنی سرکوب اعتراضات و محدود کردن دسترسی مردم به منافع ملی است. هشدار ناظران این است که اگر این روند ادامه یابد، نه تنها اعتماد عمومی نابود خواهد شد، بلکه ساختار اجتماعی محلی نیز به شدت تضعیف می‌شود.در واقع، اعتراض‌های چاه‌آب یک پیام آشکار دارد: وقتی مردم شاهد غارت منابع خود توسط کسانی باشند که خود را نماینده حکومت می‌دانند، سکوت آنان به تدریج به خشم خاموش و بعد به اقدام می‌انجامد. این اعتراض‌ها نشان می‌دهند که مشروعیت طالبان به شدت در مناطق تحت کنترل‌شان زیر سؤال رفته است. مردمی که روزی از حکومت مرکزی و نظامیان خود انتظار عدالت داشتند، اکنون مجبورند در مواجهه با تاراج منابع و بی‌عدالتی، دست به مقاومت مستقیم یا غیرمستقیم بزنند.

در چشم‌انداز گسترده‌تر، بحران چاه‌آب بازتابی از مشکلات کلان افغانستان است: اقتصادی ورشکسته، فساد گسترده، و غارت سیستماتیک منابع طبیعی. طالبان با ادعای کنترل و ثبات، عملاً نه تنها مانع توسعه اقتصادی می‌شوند، بلکه فرصت‌های شغلی و معیشتی مردم را نیز از بین می‌برند. اعتراض‌های خاموش چاه‌آب نشان می‌دهد که مردم هنوز امید دارند و می‌خواهند صدای خود را به گوش جهانیان برسانند، حتی اگر ریسک جان خود را به جان بخرند.این اعتراض‌ها یک پیام جدی برای جامعه جهانی نیز دارد. وقتی حاکمیتی ناتوان از پاسخ به مطالبات پایه‌ای مردم، به سرکوب معترضان و حمایت از شبکه‌های مافیایی می‌پردازد، وضعیت افغانستان نه تنها برای شهروندان، بلکه برای ثبات منطقه‌ای نیز تهدید محسوب می‌شود. این هشدار می‌دهد که منابع طبیعی افغانستان می‌تواند به محملی برای درگیری داخلی و منطقه‌ای تبدیل شود اگر مسیر غارت و فساد ادامه یابد.

اما آنچه در چاه‌آب اتفاق می‌افتد، تنها داستان ظلم و غارت نیست؛ این داستان مقاومت، شجاعت و آگاهی نیز هست. مردمی که با ابزار ابتدایی، اما با اراده‌ای راسخ در برابر غارتگران می‌ایستند، نشان می‌دهند که حتی در شرایط محدودیت و تهدید، صدای عدالت می‌تواند بلند شود. این اعتراض‌ها نمادی است از خیزش اجتماعی در گوشه‌های فراموش‌شده افغانستان، جایی که دولت مرکزی یا گروه طالبان تصور می‌کنند می‌توانند با خاموش کردن رسانه‌ها و محدود کردن اعتراض‌ها، واقعیت را مخفی کنند.

چاه‌آب امروز میدان آزمونی است برای طالبان و هم‌زمان برای مردم افغانستان. طالبان با سرکوب، نمی‌توانند اعتراض‌های خاموش را به سکوت تبدیل کنند. مردم اما با ایستادگی خود می‌خواهند نشان دهند که غارت منابع و نابودی فرصت‌های زیست مردم، بی‌پاسخ نخواهد ماند. این اعتراض‌ها، خاموش اما نافذ، پیام‌آور ضرورت بازنگری در سیاست‌های حاکمیت و توجه به حقوق مردم است؛ پیام‌آور این است که طلای افغانستان فقط متعلق به غارتگران و شبکه‌های مافیایی نیست، بلکه میراث و حق نسل‌های آینده این کشور است.

در پایان، چاه‌آب داستانی است که فراتر از یک ولسوالی کوچک است. این داستان نمایانگر نبردی واقعی میان مردم و قدرتی است که مشروعیت خود را در سایه غارت منابع و سرکوب معترضان بنا کرده است. اعتراض‌های خاموش چاه‌آب، ندا و آینه‌ای است برای افغانستانی که هنوز می‌تواند امید داشته باشد، حتی در دشوارترین شرایط، و نشان می‌دهد که هیچ غارتی بدون پاسخ و هیچ ستمی بدون صدای مقاومت نخواهد ماند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button