افغانستان روی لبه فاجعه غذایی؛ کودکان در صف گرسنگی، جهان در صف تماشا

برنامه جهانی غذا هشدار داده است که بحران گرسنگی و سوءتغذیه در افغانستان به مرحله‌ای بی‌سابقه رسیده؛ مرحله‌ای که اگر مهار نشود، جان میلیون‌ها کودک و مادر را خواهد گرفت. در کشوری که سیاست، فقر را مدیریت می‌کند و جهان از دور نگاه می‌کند، گرسنگی در حال بلعیدن یک نسل است.

خبرگزاری آگاه

برنامه جهانی غذا روز یک‌شنبه بار دیگر نسبت به تشدید نگران‌کننده بحران گرسنگی در سراسر افغانستان هشدار داد و اعلام کرد که ناامنی غذایی و سوءتغذیه به‌طور بی‌سابقه‌ای در حال گسترش است.

جان ایلیف، رئیس برنامه جهانی غذا در افغانستان، پیشتر به خبرگزاری فرانسه گفته بود:
«در سال ۲۰۲۵ شاهد بیشترین افزایش سوءتغذیه کودکان در افغانستان از آغاز قرن بیست‌ویکم بوده‌ایم.»

به گفته این نهاد، احتمال می‌رود شمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه در سال جاری میلادی به حدود چهار میلیون تن برسد. ایلیف هشدار داده است که اگر این کودکان درمان نشوند، جان خود را از دست خواهند داد.

برنامه جهانی غذا اعلام کرده است که برای شش ماه آینده به ۳۹۰ میلیون دالر بودجه نیاز دارد تا بتواند غذای شش میلیون افغان را تأمین کند، اما رئیس این سازمان گفته احتمال تأمین این بودجه بسیار کم است.

براساس آمار این نهاد، هم‌اکنون حدود پنج میلیون مادر و کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه‌اند و افغانستان از نظر سوءتغذیه حاد کودکان در جایگاه چهارم جهان قرار دارد.

این سازمان پیشتر نیز هشدار داده بود که بیش از ۱۷ میلیون افغان در آستانه زمستان با ناامنی شدید غذایی روبه‌رو هستند و امسال سه میلیون نفر بیشتر نسبت به سال گذشته در معرض گرسنگی حاد قرار گرفته‌اند.


تحلیل آگاه

گرسنگی در افغانستان دیگر یک «بحران» نیست؛ یک ساختار است. ساختاری که در آن، فقر تولید می‌شود، سوءتغذیه تکثیر می‌شود و مرگ کودکان عادی می‌شود. وقتی رئیس برنامه جهانی غذا می‌گوید این بدترین موج سوءتغذیه کودکان در قرن بیست‌ویکم است، در واقع دارد زنگ خطر یک فروپاشی انسانی را به صدا درمی‌آورد؛ فروپاشی‌ای که نه ناگهانی، بلکه تدریجی و خاموش است.

در افغانستان امروز، گرسنگی نتیجه طبیعی خشکسالی یا فقر صرف نیست؛ نتیجه ترکیب سه عامل است: حکومت فاقد مشروعیت، اقتصاد فلج‌شده و بی‌تفاوتی جامعه جهانی. طالبان با حذف زنان از کار، بستن مکاتب دخترانه، و خفه‌کردن جامعه مدنی، عملاً ستون‌های معیشت را فرو ریخته‌اند. خانواده‌ای که مادرش اجازه کار ندارد و دخترش اجازه درس، فقط یک راه برای زنده‌ماندن دارد: فروختن آینده.

از سوی دیگر، جهان با زبان «نگرانی» حرف می‌زند اما با جیب بسته عمل می‌کند. وقتی برنامه جهانی غذا می‌گوید احتمال تأمین ۳۹۰ میلیون دالر بسیار کم است، یعنی جهان دارد به‌صورت غیرمستقیم می‌پذیرد که بخشی از این کودکان خواهند مرد. این سکوت مالی، همان اندازه مرگبار است که شلیک یک گلوله.

گرسنگی در افغانستان فقط شکم‌ها را خالی نمی‌کند؛ ذهن‌ها را می‌شکند، اخلاق را فرسوده می‌کند و جامعه را به سمت بقا به هر قیمت سوق می‌دهد. وقتی کودک گرسنه باشد، مدرسه بی‌معنا می‌شود؛ وقتی مادر گرسنه باشد، کرامت فرو می‌ریزد؛ و وقتی یک نسل گرسنه بزرگ شود، آینده کشور تبدیل به میدان بحران‌های پی‌درپی خواهد شد.

پیام این گزارش روشن است: افغانستان در حال از دست دادن یک نسل است، نه در جنگ، بلکه در سکوت. اگر جهان و سیاست‌گذاران منطقه‌ای همین‌گونه تماشاچی بمانند، فردا نه با یک بحران انسانی، بلکه با یک فاجعه تمدنی روبه‌رو خواهند شد.

گرسنگی، وقتی درمان نشود، فقط انسان را نمی‌کشد؛ امید را هم دفن می‌کند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button