ازدواج‌های طلایی در کابل؛ وقتی قدرت، فقر دختران را به عقد خود درمی‌آورد

در حالی که میلیون‌ها افغان زیر خط فقر نفس می‌کشند، گزارش‌ها نشان می‌دهد رئیس استخبارات طالبان در کابل با هزینه دو میلیون افغانی برای سومین بار ازدواج کرده است؛ ازدواجی که به‌گفته منابع، خانواده دختر به‌دلیل فشار اقتصادی به آن تن داده‌اند. تصویری روشن از شکاف عمیق میان قدرت و مردم.

خبرگزاری آگاه

منابع محلی می‌گویند که ملاعبدالجبار مشهور به «ابوخالد»، رئیس استخبارات طالبان در کابل، با هزینه حدود دو میلیون افغانی برای سومین بار ازدواج کرده است. به گفته این منابع، اختلاف سنی چشم‌گیری میان ابوخالد و همسر تازه‌اش وجود دارد.

منابع روز یک‌شنبه، ۲۸ جدی، گفته‌اند که خانواده دختر به‌دلیل مشکلات شدید اقتصادی به این ازدواج رضایت داده‌اند. به گفته آنان، ابوخالد به خانواده همسر جدیدش تعهد کرده است که برای دخترشان در کابل خانه مستقل می‌خرد و با او زندگی جداگانه خواهد داشت.

همچنین گفته می‌شود که رئیس استخبارات طالبان وعده داده است شماری از اعضای خانواده همسرش را در اداره‌های دولتی به کار خواهد گماشت.

بر بنیاد اطلاعات منابع، ابوخالد پیش از این نیز در چند ولایت به دستور ملاهبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، به سمت‌های مختلف گماشته شده بود.

پیش از این، شماری از علمای دین با انتقاد از مقام‌های طالبان گفته بودند که برخی از آنان با استفاده از پول اداره و سرپیچی از فرمان رهبر طالبان، به چندهمسری روی آورده‌اند.

حمید خراسانی، فرمانده قطعه بدری طالبان نیز پیشتر تأیید کرده بود که مراسم ازدواج چهارم خود را در کابل برگزار کرده است.

برخی از فرماندهان طالبان متهم‌اند که زنان دارای نکاح را دوباره به عقد خود درآورده یا بدون رضایت دختران ازدواج کرده‌اند. این در حالی است که رهبر طالبان پیش‌تر در فرمانی اعضای این گروه را از چندهمسری منع کرده بود.


تحلیل آگاه

این خبر فقط روایت یک ازدواج نیست؛ روایت یک نظام نابرابر است. وقتی رئیس استخبارات طالبان با دو میلیون افغانی برای سومین بار ازدواج می‌کند، در کشوری که میلیون‌ها خانواده حتی نان شب ندارند، این دیگر «ازدواج» نیست؛ معامله قدرت است با فقر.

در این تصویر، دختر نه انتخاب کرده، نه آزاد بوده؛ خانواده‌اش به‌خاطر اقتصاد فروپاشیده تن داده‌اند. این همان نقطه‌ای است که فقر از یک وضعیت اقتصادی به ابزار مهندسی اجتماعی تبدیل می‌شود. طالبان جامعه‌ای ساخته‌اند که در آن، شکم گرسنه تصمیم می‌گیرد، نه دل آزاد.

از یک‌سو طالبان ادعای ساده‌زیستی، عدالت اسلامی و مبارزه با فساد دارند، اما از سوی دیگر، رهبران‌شان با پول اداره و نفوذ سیاسی، همسر می‌خرند، خانه وعده می‌دهند و شغل توزیع می‌کنند. این دیگر شریعت نیست؛ این شبکه‌سازی قدرت است.

تناقض بزرگ این‌جاست: رهبر طالبان فرمان منع چندهمسری می‌دهد، اما فرماندهان و رؤسا آن را نادیده می‌گیرند. این یعنی شکاف درونی در ساختار طالبان؛ شکافی میان آن‌چه می‌گویند و آن‌چه می‌کنند.

در چنین فضایی، ازدواج دیگر پیوند انسانی نیست؛ ابزار تثبیت قدرت است. زن به‌جای شریک زندگی، تبدیل می‌شود به سرمایه سیاسی. خانواده به‌جای انتخاب، مجبور به معامله می‌شود. و جامعه، آرام‌آرام یاد می‌گیرد که بقا از مسیر اطاعت می‌گذرد.

پیام این خبر فراتر از یک فرد است: طالبان فقط سیاست را مهندسی نکرده‌اند، فقر را هم مهندسی کرده‌اند؛ تا با آن، اطاعت بخرند، سکوت تولید کنند و قدرت را در خانه‌ها تزریق کنند.

وقتی فقر ازدواج را تعیین کند، دیگر عشق نمی‌میرد؛ کرامت دفن می‌شود.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button