
قتل زیر شکنجه در پایتخت؛ جوان پنجشیری پس از ربودهشدن توسط طالبان جان باخت
در ادامه موج بازداشتها و سرکوب هدفمند باشندگان پنجشیر، منابع محلی میگویند طالبان یک جوان ۲۵ ساله بهنام سید جلال را در کابل ربوده و پس از شکنجه به قتل رساندهاند؛ رویدادی که بار دیگر ادعای «عدالت و امنیت» طالبان را زیر سؤال برده است.
خبرگزاری آگاه
منابع محلی میگویند که طالبان یک جوان باشنده ولایت پنجشیر را در کابل ربوده و پس از شکنجه، کشتهاند.
منابع روز دوشنبه، ۲۹ جدی، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح گفتهاند که این جوان ۲۵ ساله بهنام سید جلال روز شنبه از نزدیکی لیسه مریم در کابل توسط نیروهای استخبارات طالبان بازداشت و با خود برده شد.
به گفته منابع، طالبان جسد سید جلال را روز یکشنبه به خانوادهاش تحویل دادهاند.
منابع افزودهاند که سید جلال برادر کوچک مختار است؛ فردی که او نیز چند ماه پیش توسط طالبان ربوده و کشته شده بود.
به گفته منابع، سید جلال دو سال پیش از ایران اخراج شده بود و پس از بازگشت به افغانستان، در کابل بهعنوان دستفروش کار میکرد.
این رویداد در حالی رخ میدهد که طالبان بارها باشندگان ولایت پنجشیر را به اتهام همکاری با جبهه مقاومت بازداشت کرده، شکنجه داده و در برخی موارد به قتل رساندهاند.
تحلیل آگاه
قتل سید جلال فقط مرگ یک جوان نیست؛ ادامه یک الگوی خطرناک است: حذف خاموش پنجشیر. طالبان از همان روزهای نخست بازگشت به قدرت، پنجشیر را نه بهعنوان یک ولایت، بلکه بهعنوان یک «اتهام» نگاه کردهاند. در ذهن طالبان، پنجشیر مساوی است با مقاومت؛ و هر پنجشیری، بالقوه «مجرم سیاسی».
سید جلال نه فرمانده بود، نه سیاستمدار، نه جنگجو. یک دستفروش جوان بود که بعد از اخراج از ایران، برای زندهماندن در کابل کار میکرد. اما در نظام طالبان، بیگناهی تضمین امنیت نیست؛ هویت است که حکم صادر میکند.
وقتی یک خانواده دو پسرش را در فاصله چند ماه از دست میدهد، دیگر نمیشود این را «حادثه» نامید. این، پیام است. پیامی به پنجشیر، به مخالفان خاموش، به هر کسی که خارج از دایره اطاعت تعریف میشود.
طالبان مدعیاند که قانون دارند، محکمه دارند، عدالت دارند. اما ربودن شبانه، شکنجه، و تحویلدادن جسد به خانواده، نه قانون است، نه شریعت، نه عدالت؛ این فقط حکومت ترس است.
طالبان تلاش میکنند با سرکوب پنجشیر، یک زخم تاریخی را با زور ببندند. اما تجربه افغانستان نشان داده است که زخم با گلوله و زندان بسته نمیشود؛ بلکه عمیقتر میشود.
پیام قتل سید جلال فقط برای پنجشیر نیست؛ برای همه افغانستان است:
در نظام طالبان، امنیت نه بر اساس قانون، بلکه بر اساس وفاداری تعریف میشود.
وقتی جوانی که فقط دستفروشی میکند، بهجرم «نسبت» کشته میشود، دیگر هیچ شهروندی مصون نیست. اینجا دیگر بحث مقاومت یا سیاست نیست؛ بحث کرامت انسان است.
طالبان اگر واقعاً به عدالت باور دارند، باید پاسخ بدهند:
سید جلال با کدام حکم بازداشت شد؟ در کدام محکمه محاکمه شد؟ و با کدام قانون کشته شد؟
تا وقتی این پرسشها بیپاسخ بماند، ادعای «امنیت سراسری» فقط یک دروغ رسمی است؛ دروغی که هر روز با خون جوانان افغانستان امضا میشود.



