
«صلح با قیمت یک میلیارد دالر؟» امارات نخستین کشوری شد که به هیئت صلحِ شخصی ترامپ پیوست
در حالیکه جهان هنوز در شوک جنگ غزه و بنبستهای سیاسی است، امارات متحده عربی با پذیرش دعوت دونالد ترامپ برای پیوستن به «هیئت صلح»، نخستین کشوری شد که به ابتکار جنجالی رییسجمهور پیشین امریکا رسمیت بخشید؛ طرحی که ریاست مادامالعمر ترامپ و عضویت پولی آن، پرسشهای جدی درباره آینده دیپلماسی جهانی و نقش سازمان ملل ایجاد کرده است.
خبرگزاری آگاه
وزارت خارجه امارات متحده عربی روز سهشنبه اعلام کرد که این کشور دعوت دونالد ترامپ برای پیوستن به «هیئت صلح» پیشنهادی او را پذیرفته است. امارات نخستین دولتی است که بهگونه رسمی از این ابتکار حمایت میکند.
در اعلامیه وزارت خارجه امارات آمده است که ابوظبی آماده است «بهصورت فعال در مأموریت هیئت صلح سهم بگیرد و از گسترش همکاری، ثبات و رفاه برای همه حمایت کند»؛ موضعی که همسویی آشکار امارات با تلاش جدید واشنگتن برای مدیریت منازعات جهانی را نشان میدهد.
بر بنیاد پیشنویس منشوری که خبرگزاری رویترز مشاهده کرده، این هیئت قرار است کار خود را با منازعه غزه آغاز کند و سپس به سایر بحرانهای جهانی گسترش یابد. با این حال، طرح ترامپ واکنشهای محتاطانه و گاه مشکوک بسیاری از کشورها را برانگیخته است.
جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، گفته کشورش «آماده است سهم خود را ادا کند»، اما مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، اعلام کرده اتاوا در اصل موافق است ولی منتظر دریافت جزئیات بیشتر خواهد ماند.
نگرانی اصلی دولتهای اروپایی به «منشور» این هیئت برمیگردد؛ زیرا آنان بیم دارند که این طرح جایگاه و صلاحیت سازمان ملل متحد را تضعیف کند.
بر اساس متن نامه دعوت ترامپ، ریاست این هیئت بهصورت مادامالعمر بر عهده خود او خواهد بود و کشورهایی که یک میلیارد دالر بپردازند، میتوانند عضویت دایمی بهدست آورند.
کاخ سفید در بیانیهای در شبکه اکس نوشته است: «عضویت دایمی تنها به کشورهایی پیشنهاد میشود که تعهد عمیق خود را به صلح، امنیت و رفاه نشان دهند.»
تحلیل آگاه | وقتی «صلح» به برند شخصی تبدیل میشود
پذیرفتن طرح «هیئت صلح» دونالد ترامپ از سوی امارات متحده عربی فقط یک تصمیم دیپلماتیک ساده نیست؛ این یک پیام سیاسی سنگین به جهان است: اینکه برخی کشورها آمادهاند در نظم جدیدی شریک شوند که در آن، صلح نه از مسیر نهادهای بینالمللی، بلکه از کانال افراد قدرتمند و پولمحور عبور میکند.
در دیپلماسی کلاسیک، صلح نتیجه گفتوگوی جمعی، شفاف و پاسخگوست. اما طرح ترامپ، درست در نقطه مقابل آن ایستاده است: ریاست مادامالعمر، منشوری مبهم، و عضویت دایمی به بهای یک میلیارد دالر. این یعنی صلح، نه یک حق عمومی، بلکه یک «باشگاه خصوصی» برای ثروتمندان و متحدان سیاسی.
برای کشوری مثل افغانستان که قربانی بازیهای قدرت بوده، این مدل خطرناک آشناست. ما تجربه کردهایم وقتی تصمیمها در اتاقهای بسته گرفته میشود، مردم فقط هزینه میدهند، نه سهم. همانطور که توافق دوحه بدون حضور مردم افغانستان سرنوشت کشور را تغییر داد، حالا هم طرح ترامپ میخواهد بدون چارچوب جهانی، نسخه صلح برای جهان بنویسد.
پیوستن امارات به این هیئت، بیش از آنکه از باور به صلح ناشی شود، از محاسبه قدرت سرچشمه میگیرد. ابوظبی میخواهد در نظم آینده جهان، نزدیکترین شریک به واشنگتنِ ترامپی باشد؛ حتی اگر این به قیمت تضعیف سازمان ملل و نهادهای چندجانبه تمام شود.
نگرانی اروپا دقیقاً همینجاست: اگر هر قدرتی هیئت صلح مخصوص خود را بسازد، نظم بینالملل به بازار رقابت «صلحهای سفارشی» تبدیل میشود؛ هر کس پول دارد، عضو میشود؛ هر کس ندارد، قربانی میماند.
صلح واقعی از بالا تحمیل نمیشود، از پایین ساخته میشود؛ از مردم، از عدالت، از پاسخگویی. اما در طرح ترامپ، نه خبری از عدالت است، نه از پاسخگویی، نه از مشارکت قربانیان جنگ.
این مدل، بیشتر به امپراتوری سیاسی شباهت دارد تا مأموریت صلح.
و اینجا همانجاست که خبرنگار افغان ناگزیر میپرسد:
اگر صلح با پول خریده شود، پس جای فقرا، آوارگان، قربانیان و بیصداها کجاست؟
تجربه افغانستان به ما آموخته که صلحی که در آن مردم سهم نداشته باشند، دیر یا زود فرو میریزد. طرح ترامپ اگر به همین شکل پیش برود، نه تنها بحرانها را حل نمیکند، بلکه بیاعتمادی جهانی را عمیقتر میسازد.
صلحی که با امضاهای میلیاردی ساخته شود، نه صلح است، نه عدالت؛ فقط مدیریت بحران به نفع قدرتمندان است.



