
دیدار دیکارلو با حقانی؛ تعامل با طالبان یا عادیسازی یک حاکمیت متهم به ترور؟
در حالیکه طالبان هنوز بهدلیل نقض گسترده حقوق بشر و ارتباط با گروههای تروریستی زیر فشار جهانیاند، رزماری دیکارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد، در کابل با سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان و چهره تحت تعقیب امریکا، دیدار و درباره «تعامل» و همکاری گفتوگو کرد.
خبرگزاری آگاه
رزماری دیکارلو، معاون دبیرکل ملل متحد، با سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، در کابل دیدار کرده است.
وزارت داخله طالبان بامداد یکشنبه، ۵ دلو/بهمن، در خبرنامهای نوشت که در این دیدار درباره تعامل میان اداره طالبان و جامعه جهانی، همکاری در مبارزه با مواد مخدر، ثبات اقتصادی، رفع محدودیتها بر بخش خصوصی و اثربخشی کمکهای بشردوستانه سازمان ملل گفتوگو شده است.
طبق این خبرنامه، سراجالدین حقانی به خانم دیکارلو گفته است که مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان «نتایج مثبتی» داشته است.
وزارت داخله طالبان همچنین مدعی شده که رزماری دیکارلو در این گفتوگو از ادامه کمکهای بشردوستانه سازمان ملل با افغانستان اطمینان داده و هیأت سازمان ملل بر «ادامه تعامل» تأکید کرده است.
در خبرنامه آمده است که در چارچوب مرحله سوم گفتوگوهای دوحه که به ابتکار سازمان ملل درباره افغانستان آغاز شده، گروههای کاری ایجاد شده و قرار است نشست بعدی آنها در کابل برگزار شود.
خانم دیکارلو روز شنبه، ۴ دلو، وارد کابل شد و پیشتر با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، نیز درباره روند دوحه رایزنی کرده بود.
رزماری دیکارلو از سال ۲۰۱۸ معاونت سیاسی و صلحسازی دبیرکل سازمان ملل متحد را برعهده دارد و ریاست آخرین دور گفتوگوهای دوحه را نیز به عهده داشته است.
تحلیل آگاه | وقتی سازمان ملل با «حقانی» مینشیند
دیدار معاون دبیرکل سازمان ملل با سراجالدین حقانی فقط یک نشست دیپلماتیک ساده نیست؛ این تصویر نمادین از یکی از بزرگترین تناقضهای سیاست بینالملل در قبال افغانستان است.
سراجالدین حقانی نه یک مقام عادی، بلکه رهبر شبکهای است که سالها در فهرست تروریستی امریکا قرار داشت و هنوز هم برای بازداشت او جایزه تعیین شده است. حالا همین فرد میزبان یکی از بلندپایهترین مقامهای سیاسی سازمان ملل است.
سؤال اصلی این است:
🔹 سازمان ملل دقیقاً با چه کسی تعامل میکند؟
با «حکومت افغانستان» یا با یک گروه مسلح که با زور کشور را تصرف کرده است؟
طالبان تلاش میکنند این دیدارها را بهعنوان نشانه مشروعیت بینالمللی جا بزنند. هر عکس، هر خبرنامه و هر واژه «تعامل» در رسانههایشان، ابزار تبلیغاتی برای تثبیت قدرت است.
اما از نگاه مردم افغانستان، این تعاملها بیشتر بوی عادیسازی میدهد تا فشار.
سازمان ملل میگوید هدفش کمک بشردوستانه و جلوگیری از فاجعه انسانی است—و این هدف قابل درک است. اما مشکل آنجاست که طالبان کمکها را بهعنوان کارت چانهزنی سیاسی استفاده میکنند.
وقتی دیکارلو با حقانی مینشیند و از «ادامه تعامل» سخن میگوید، طالبان این پیام را میگیرند که:
▪ بدون تغییر سیاستهایشان هم میتوان با جهان کار کرد
▪ بدون بازکردن مکاتب دختران هم میشود میزبان مقامهای سازمان ملل بود
▪ بدون رعایت حقوق بشر هم میتوان شریک گفتوگو ماند
این دقیقاً همان چیزی است که طالبان میخواهند:
تعامل بدون اصلاح.
از سوی دیگر، مردم افغانستان در این نشستها نماینده ندارند. نه زنان، نه جامعه مدنی، نه قربانیان طالبان.
گفتوگوهای دوحه قرار بود «چارچوب سیاسی» بسازد، اما در عمل بیشتر به کانالی برای مشروعیتبخشی تدریجی به طالبان تبدیل شده است—بیآنکه طالبان کوچکترین امتیاز واقعی در زمینه حقوق بشر، مشارکت سیاسی یا آزادیهای اجتماعی بدهند.
📌 خطر بزرگ اینجاست:
اگر تعامل به جای فشار شود، طالبان یاد میگیرند که با سرکوب هم میتوان شریک بینالمللی بود.
در حالیکه میلیونها دختر از آموزش محروماند، صدها نفر در زندانهای طالبان بدون محاکمهاند، و جامعه در سکوت خفقانآور نفس میکشد، نشستهای دیپلماتیک بدون شرط، بیش از آنکه کمک کند، به طالبان زمان میدهد.
تعامل اگر بدون خطوط سرخ باشد، دیگر دیپلماسی نیست؛ معامله با واقعیت تلخ است.
و این معامله، بیش از همه به زیان مردم افغانستان تمام میشود.



