
فرمان ترس در ولسوالی شولگرهی بلخ؛ زن بدون محرم ممنوع، لدو و تفریح هم غیرشرعی شد
ادارهی امر به معروف طالبان در ولسوالی شولگرهی بلخ با صدور مکتوبی تازه، زنان را از بیرونشدن بدون محرم منع کرده و همزمان بازیهای سادهی مردمی، نشستن در کنار قبرستانها و حتی برخی مهمانیها را نیز خلاف «شریعت» اعلام کرده است؛ اقدامی که نشانهی گسترش مهندسی اجباری زندگی روزمره توسط طالبان است.
خبرگزاری آگاه
براساس مکتوبی که روز دوشنبه، ۶ دلو/بهمن، به دست رسانهها رسیده، ادارهی امر به معروف و نهی از منکر طالبان در ولسوالی شولگره ولایت بلخ به زنان دستور داده است که بدون محرم شرعی از خانه بیرون نشوند و هنگام خروج، حجاب مورد نظر این گروه را رعایت کنند.
در این مکتوب همچنین آمده است که مردم از انجام بازیهایی مانند «لدو» و «بجولبازی» و نشستن در کنار قبرستانها منع شدهاند. طالبان این فعالیتها را «خلاف شریعت اسلامی» خواندهاند.
گروه طالبان همچنین سگجنگی و پرندهبازی را نیز ممنوع اعلام کرده و از مردم خواستهاند که هنگام نماز در کوچهها و دکانها دیده نشوند و در مهمانیهای «غیرضروری» شرکت نکنند.
این دستورها در حالی صادر میشود که طالبان پس از بازگشت به قدرت، محدودیتهای فزایندهای را بر زندگی اجتماعی، فرهنگی و فردی مردم، بهویژه زنان، وضع کردهاند.
تحلیل آگاه | دیدگاه / موشکافی
آنچه در شولگره بلخ رخ داده، فقط یک مکتوب اداری نیست؛ این سند کوچک، چکیدهی پروژهی بزرگ طالبان برای مهندسی جامعه است. طالبان دیگر بهدنبال اداره کشور نیستند؛ آنها در پی ساختن انسانِ مطلوب خود هستند: انسانی خاموش، مطیع، منزوی و ترسخورده.
وقتی زن بدون محرم حق بیرونشدن از خانه را ندارد، در واقع از شهروند به زندانی خانگی تبدیل میشود. این نه «فرهنگ» است، نه «دین»؛ این سیاست کنترل بدن زن است. طالبان با این دستور، نیمی از جامعه را عملاً از حیات اجتماعی حذف میکنند و نام آن را شریعت میگذارند.
اما ماجرا فقط به زنان محدود نمیشود. ممنوعکردن بازیهای سادهای مثل لدو و بجولبازی یا نشستن کنار قبرستانها نشان میدهد طالبان حتی از شادیهای کوچک، وقتگذرانی بیخطر و روابط انسانی هم هراس دارند. حکومتی که از خنده مردم میترسد، در واقع از آزادی میترسد.
این سیاست، سیاست «خشکاندن زندگی» است. طالبان میخواهند شهر به خوابگاه تبدیل شود، کوچه به راه عبور بیروح، و انسان به موجودی که فقط کار کند، نماز بخواند و سکوت کند. نه تفریح، نه تعامل، نه انتخاب.
امر به معروف در روایت طالبان، دیگر توصیه اخلاقی نیست؛ ابزار پلیسیسازی جامعه است. در این ساختار، دین از معنویت تهی شده و به ابزار نظم آهنین بدل شده است. شریعتی که از بازی کودکان، قدمزدن زنان و نشستن کنار قبرستان میترسد، شریعت ترس است، نه عدالت.
طالبان با این فرمانها نه امنیت میسازند و نه اخلاق؛ آنها اطاعت تولید میکنند. اطاعتی که از ترس میآید، نه از باور. جامعهای که با ترس اداره شود، دیر یا زود از درون میشکند.
این مکتوب فقط مربوط به شولگره نیست؛ نمونهای است از آیندهای که طالبان برای کل افغانستان طراحی کردهاند: کشوری که در آن زندگی خصوصی هم زیر سایه تازیانه ایدئولوژی است.
افغانستان امروز با بحران نان و کار روبهروست، اما طالبان اول به سراغ شادی، زن و زندگی رفتهاند. این یعنی مسئله آنها اقتصاد نیست؛ مسئلهشان «کنترول انسان» است.



