
هرات زیر فشار سختگیرانه طالبان: آیا پروژه طالبان شکست خورده؟ چرا کنترل جامعه از مسیر کنترل زنان میگذرد؟
هرات، شهری که زمانی مرکز فرهنگ، تجارت و آزادی نسبی زنان بود، اکنون تبدیل به نمونهای زنده از قدرتنمایی و ترسآفرینی طالبان شده است. اتفاقاتی که در هفتههای اخیر در خیابانها، چهارراهها و مسیرهای فرعی شهر رخ داده، فراتر از محدودیتهای معمول حکومتی است؛ این یک آزمایش اجتماعی و سیاسی مستقیم است، که نشان میدهد طالبان با چه شدتی به کنترل جامعه روی آوردهاند و زنان را اولین قربانیان خود قرار دادهاند.
محتسبان امر به معروف و نهی از منکر، که ظاهراً برای «اصلاح جامعه» ایجاد شدهاند، اکنون به ابزار اصلی اعمال ترس و سلطه تبدیل شدهاند. ایستهای بازرسی، بازجوییهای تحقیرآمیز و حتی تهدید به شلیک، بخشی از روزمرگی زنان در هرات شده است. این فشار نه فقط محدودیت رفتوآمد یا پوشش را هدف گرفته، بلکه آزادی فردی، اعتماد اجتماعی و امنیت روانی جامعه را زیر ضربه مستقیم برده است. پرسش اصلی این است: چرا طالبان در وهله اول زنان را هدف قرار دادهاند؟ پاسخ نه ساده است و نه اتفاقی؛ این تاکتیک، نماد قدرتنمایی و کنترل جامعه از طریق کنترل بدن زنان است.
اما در پس این ظاهرسازی، تضادهای پنهانی هم دیده میشود. طالبان ادعا میکنند که جامعه را بر اساس شریعت اداره میکنند، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که اعمال سختگیرانه آنها نشانه ضعف و بحران مشروعیت است. کنترل شدید زنان، در واقع یک ابزار سیاستی برای فشرده کردن جامعه و ایجاد اطاعت اجباری است. این تاکتیکها بیش از آنکه مشروعیت ایجاد کنند، نارضایتی و ترس را افزایش میدهند و مشروعیت خود طالبان را زیر سوال میبرند. آیا این نشانه شکست پروژه بلندمدت طالبان برای ایجاد حکومتی پایدار و مورد پذیرش مردم نیست؟
هرچند طالبان تلاش میکنند تصویر «یکپارچگی و اطاعت مطلق» ارائه دهند، اما اختلافات داخلی و بیاعتمادی به نیروهای پیشین و زنان جامعه، به وضوح در سیاستها و اقدامات آنها دیده میشود. این تضادها نه تنها مشروعیت سیاسی آنها را کاهش میدهد، بلکه باعث میشود که کنترل زنان به یک ابزار سیاسی و امنیتی برای حفظ قدرت داخلی تبدیل شود. زنان، با محدودیتهای پوشش، تهدیدهای فیزیکی و محدودیت در رفتوآمد، نماد اصلی این سیاست فشار و ترس هستند.
پیامد این سیاستها بسیار جدی است:
- تضعیف نهاد خانواده و اجتماع محلی: محدودیت آزادی زنان، در عمل خانوادهها و جامعه را تحت فشار قرار میدهد و شبکههای اجتماعی را ضعیف میکند.
- افزایش مهاجرت و فرار نخبگان: فشار روزافزون، زنان تحصیلکرده، فعالان اجتماعی و حتی خانوادههای وابسته به نهادهای قبلی را به مهاجرت واداشته است.
- بیاعتمادی جامعه به حکومت: اعمال خشونت و محدودیت بدون پاسخگویی، باعث میشود مردم بیش از پیش طالبان را غیرقابل اعتماد بدانند.
اما نقطه قابل تأمل این است که فشار بر زنان، تنها یک نماد ترس و کنترل نیست؛ بلکه نشان میدهد که طالبان در مدیریت جامعه و ایجاد مشروعیت واقعی شکست خوردهاند. محدود کردن آزادی زنان، پوشاندن نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی و سرکوب اعتراضات، همه تاکتیکهایی برای سرپوش گذاشتن بر ضعف و ناکامی آنهاست.
و این سوال باقی میماند: آیا جامعه، مخصوصاً زنان و جوانان، تا چه زمانی این فشار را تحمل خواهند کرد؟ آیا سیاست سرکوب شدید، مشروعیت طالبان را تقویت میکند یا به تدریج باعث فروپاشی داخلی آنها خواهد شد؟ تجربه هرات نشان میدهد که کنترل جامعه از مسیر کنترل زنان، نه تنها پایدار نیست، بلکه خود عامل تنش و بحران است.
در نهایت، پیام واضحی وجود دارد: هرات امروز، آینهای از شکست احتمالی طالبان برای ایجاد حکومتی مشروع و پایدار است. کنترل زنان ممکن است کوتاهمدت اطاعت ایجاد کند، اما بلندمدت، مقاومت، فرار نخبگان و نارضایتی عمومی را افزایش میدهد. هر تصمیم و سیاست جدید طالبان، خصوصاً در حوزه حقوق زنان، نه فقط جامعه هرات، بلکه مسیر آینده سیاسی افغانستان را شکل خواهد داد. اگر طالبان نتوانند این بحران مشروعیت را مدیریت کنند، احتمالاً پروژه حکومتی آنها بیش از آنچه تصور میشود، در معرض فروپاشی قرار دارد.
و در پایان، باید به این حقیقت تلخ نگاه کرد:
اینگونه فشارها اگر ادامه یابد، هرات نه فقط از نظر تاریخی و فرهنگی، بلکه از نظر اجتماعی و انسانی نیز به نقطهای بازگشتناپذیر خواهد رسید. طالبان اگر بخواهند جامعهای پویا، مولد و پایدار بسازند، باید به جای تحمیل مقررات سختگیرانه و کنترل اجتماعی، به حقوق بنیادین شهروندان بهویژه زنان احترام بگذارند. زیرا جامعهای که نیمی از جمعیتش را در حاشیه و زندانِ محدودیت قرار دهد، نه امنیت واقعی خواهد داشت و نه آیندهای روشن.



