
بیعدالتی در سهمیه حج؛ بیشتر سهمیهها پیشاپیش به فرماندهان طالبان رسید، هرات ۳.۵ میلیونی فقط ۲۸۹ سهمیه گرفت
در سراسر افغانستان، سهمیههای حج نه بر اساس جمعیت یا ثبتنامکنندگان، بلکه عمدتاً به اعضای طالبان و نزدیکانشان اختصاص مییابد. هرات ۳٫۵ میلیونی با بیش از ۱۱ هزار ثبتنامکننده تنها ۲۸۹ سهمیه دریافت کرده و این الگو در دیگر ولایات نیز تکرار شده است.
خبرگزاری آگاه:
بر اساس گزارشهای محلی و منابع آگاه، سهمیههای حج در افغانستان نه بر پایه جمعیت یا تعداد ثبتنامکنندگان، بلکه بیشتر بر اساس ارتباطات سیاسی و نفوذ افراد مشخص در درون طالبان توزیع میشوند.
در هرات، جمعیت واجد شرایط بیش از ۳.۵ میلیون نفر و ثبتنامکنندگان بیش از ۱۱ هزار نفر بودهاند، اما تنها ۲۸۹ سهمیه به مردم عادی رسید، در حالی که ۸۷ سهمیه به اعضای گروه طالبان و نزدیکانشان اختصاص یافته بود.
منابع محلی از ولایتهای دیگر نیز خبر میدهند که سهمیهها مشابه هرات غیرمنصفانه توزیع شده و بخش قابل توجهی از آنها به فرماندهان طالبان و وابستگانشان داده شده است. این اقدام اعتراض شهروندان و فعالان مذهبی را برانگیخته است.
یک شهروند در کابل میگوید:
«ما نه بر اساس عدالت و نه بر اساس نیاز، بلکه بر اساس روابط داخلی طالبان حذف شدهایم. سهمیهها باید بر اساس جمعیت و ثبتنامکنندگان واقعی باشد.»
کارشناسان دینی و اجتماعی معتقدند که این سیاست موجب شکاف اجتماعی و دینی میشود. حج فریضهای است که باید حق عمومی همه مسلمانان باشد، اما اکنون به یک ابزار قدرت و امتیاز برای طالبان بدل شده است.
تحلیل آگاه:
حج امسال در افغانستان بیش از آنکه فرصتی برای تقرب به خدا باشد، نمادی از بیعدالتی و تبعیض شده است. وزارت حج طالبان هزینه هر زائر را ۲۶۶ هزار و ۴۰۰ افغانی اعلام کرده و سهمیه کل کشور برای ۳۰ هزار نفر تعیین شده است. این در حالی است که تنها در هرات، ولایتی با جمعیتی بیش از ۳.۵ میلیون نفر و بیش از ۱۱ هزار ثبتنامکننده، سهمیهای ۲۸۹ نفری به مردم عادی اختصاص یافته و ۸۷ سهمیه نیز به طالبان و وابستگانشان داده شده است. مقایسه عددها کافی است تا ابعاد فاجعه روشن شود: در حالی که جمعیت هرات باید سهمیهای نزدیک به ۳۵۰۰ نفر دریافت میکرد، تنها کمتر از ده درصد آن نصیب مردم شد و بیشتر سهمیه در اختیار قدرتمداران و فرماندهان طالبان قرار گرفت. این روند در دیگر ولایات نیز تکرار شده و معیارها نه جمعیت، نه عدالت و نه شایستگی است، بلکه وابستگی سیاسی و جایگاه در ساختار طالبان.
هزینه حج نیز به خودی خود برای بسیاری از خانوادههای افغان سنگین و غیرقابل تحمل است. با میانگین درآمد روزانه بسیاری از مردم کمتر از پنج دلار، پرداخت بیش از ۲۶۰ هزار افغانی برای یک سفر چند هفتهای به عربستان، یک چالش بزرگ اقتصادی است. این در حالی است که میلیونها افغان با بحران اقتصادی و گرسنگی دست و پنجه نرم میکنند. گزارشهای سازمان ملل و نهادهای کمکرسان نشان میدهد بیش از ۹۰ درصد خانوادهها قادر به تأمین وعدههای غذایی کافی نیستند و میلیونها کودک زیر پنج سال در معرض سوءتغذیه حاد قرار دارند. در چنین شرایطی، پرداخت هزینه حج برای مردم عادی تقریباً غیرممکن است، اما فرماندهان و وابستگان طالبان بدون دغدغه مالی این فرصت را در اختیار دارند.
سهمیهبندی ناعادلانه حج، علاوه بر تبعیض اقتصادی، پیامدهای اجتماعی و انسانی گستردهای دارد. خانوادههای محروم از حق حج، نه تنها فرصت عبادت و تقرب به خدا را از دست میدهند، بلکه احساس نابرابری، سرخوردگی و ناامیدی عمیق در جامعه ایجاد میشود. بسیاری از شهروندان میگویند که این روند، حج را نه یک فریضه مقدس، بلکه ابزاری برای مشروعیتبخشی به طالبان و تقویت روابط گروهی و رانت تبدیل کرده است. این بیعدالتی، اعتماد مردم به نهادهای دولتی و حتی ارزشهای دینی را زیر سؤال میبرد.
نکته تاسفبار دیگر این است که همزمان با این بیعدالتی دینی، مردم با گرسنگی، بیکاری و فقر روزافزون دست و پنجه نرم میکنند. خانوادههایی که توان خرید نان و مواد غذایی ابتدایی را ندارند، باید با هزینهای گزاف برای حج کنار بیایند، در حالی که فرماندهان و وابستگان طالبان سهمیههای خود را به راحتی دریافت میکنند. این تضاد میان وعدههای دینی و واقعیت اقتصادی، علاوه بر آسیب روحی و روانی به مردم، مشروعیت حکومت طالبان را نیز تضعیف میکند.
از منظر اجتماعی، این سیاست باعث ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت میشود. خانوادههایی که از حق خود محروم ماندهاند، احساس میکنند عدالت و دین در افغانستان تابع قدرت و نفوذ گروهی خاص است. نارضایتی عمومی افزایش مییابد و اعتماد به ساختارهای حکومتی که باید حافظ حقوق شهروندان باشد، به شدت آسیب میبیند. کارشناسان هشدار میدهند که ادامه این روند، نارضایتیها را به اعتراضات خاموش و حتی خشونتآمیز تبدیل میکند و ثبات اجتماعی را تهدید میکند.
راهکارهای روشناند: توزیع سهمیهها باید بر اساس جمعیت و نیاز واقعی مردم باشد، نه روابط سیاسی و نفوذ شخصی؛ هزینه حج باید متناسب با توان اقتصادی زائران تنظیم شود و اولویت با خانوادههای نیازمند باشد؛ سازوکار شفاف و مستقل برای ثبتنام و انتخاب زائران ایجاد شود تا هرگونه فساد و رانت از بین برود. بدون این اصلاحات، حج تبدیل به نماد تبعیض و بیعدالتی خواهد شد، نه فریضهای که موجب نزدیکی انسان به خدا و تقویت ارزشهای اخلاقی و اجتماعی شود.
در نهایت، حج در افغانستان امروز به یک آزمون جدی برای حکومت طالبان و جامعه بینالمللی تبدیل شده است. عدالت دینی و حقوق انسانی مردم نمیتوانند قربانی سیاستهای گروهی و فساد داخلی شوند. اگر قرار است حج همچنان فریضهای مقدس و انسانی باقی بماند، توزیع سهمیهها و هزینهها باید عادلانه، شفاف و متناسب با شرایط واقعی مردم باشد. این تنها راهی است که مردم میتوانند هم عبادت کنند و هم از ظلم و تبعیض حکومتی در امان بمانند.



