
اعتراف در مونیخ؛ وزیر دفاع پاکستان: بهای امروز افغانستان، میراث سیاستهای دیروز ماست
خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، گفته است وضعیت کنونی افغانستان «بهایی» است که اسلامآباد بهدلیل نقش خود در تحولات دهه هشتاد میلادی و رویدادهای پس از یازدهم سپتمبر میپردازد.
او در حاشیه Munich Security Conference و در گفتوگو با Deutsche Welle تصریح کرد: «من کسی را مقصر نمیدانم، چون آنچه در کابل رخ میدهد، اساساً همان بهایی است که ما برای آنچه در دهه هشتاد انجام دادیم و آنچه پس از یازده سپتمبر انجام دادیم، میپردازیم.»
اتهام به هند در میانه تنش با طالبان
وزیر دفاع پاکستان در بخش دیگری از سخنانش، در پیوند به تنشهای اخیر با طالبان، هند را به حمایت از ناامنیها در مرزهای غربی این کشور متهم کرد. او گفت که باور دارد آنچه در مرزهای غربی پاکستان میگذرد، با حمایت دهلی انجام میشود و روابط هند و کابل را «بسیار صمیمی» توصیف کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که پس از درگیریهای مرگبار مرزی در ماه اکتوبر، روابط میان اسلامآباد و طالبان بهشدت پرتنش شده است. پاکستان مدعی است که اعضای تحریک طالبان پاکستان و شبهنظامیان بلوچ از خاک افغانستان فعالیت میکنند و از حمایت طالبان یا هند برخوردارند؛ ادعایی که طالبان همواره رد کرده و تأکید دارند اجازه استفاده از خاک افغانستان علیه دیگر کشورها را نمیدهند.
سایه تاریخ بر معادلات امروز
پاکستان در دهه هشتاد میلادی، در جریان جنگ مجاهدین علیه نیروهای شوروی، نقشی کلیدی در سازماندهی و حمایت از گروههای مسلح ایفا کرد. پس از حملات ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ نیز به ائتلاف به رهبری ایالات متحده پیوست؛ هرچند همزمان با اتهامهای مکرر مبنی بر پناهدادن به طالبان مواجه بود.
در سالهای اخیر، اسلامآباد در تسهیل گفتوگوهای طالبان و واشنگتن و شکلگیری توافق دوحه نقش مهمی داشت. با این حال، بازگشت طالبان به قدرت، نهتنها به کاهش تهدیدهای امنیتی برای پاکستان منجر نشد، بلکه موج تازهای از ناامنیهای مرزی را بهدنبال آورد.
از سوی دیگر، طالبان در ماههای اخیر تلاش کردهاند روابط خود را با هند گسترش دهند؛ سفر امیرخان متقی به دهلی و ارتقای سطح نمایندگی هند در کابل، نشانهای از این تغییر آرایش دیپلماتیک است.
تحلیل آگاه
اظهارات وزیر دفاع پاکستان، از این جهت قابل توجه است که برای نخستینبار یکی از مقامهای ارشد این کشور، بهصراحت از «هزینه» سیاستهای گذشته در قبال افغانستان سخن میگوید. این سخن، هرچند با ادبیات محتاطانه بیان شده، اما حاوی اعترافی تلویحی به نقش اسلامآباد در شکلگیری ساختارهای مسلح و بیثباتی مزمن در منطقه است.
افغانستان در چهار دهه گذشته، میدان رقابتهای نیابتی و بازیهای ژئوپولیتیک بوده است؛ از جنگ سرد تا «جنگ علیه ترور». نتیجه این رقابتها برای مردم افغانستان، ویرانی زیرساختها، افراطگرایی سازمانیافته و تضعیف نهادهای ملی بوده است.
اکنون که روابط طالبان و پاکستان وارد مرحلهای از بیاعتمادی آشکار شده، این پرسش برجسته میشود: آیا بازیگران منطقهای آمادهاند از منطق «عمق استراتژیک» و استفاده ابزاری از گروههای مسلح فاصله بگیرند؟
برای افغانستان، هرگونه کشمکش تازه میان اسلامآباد و کابل، بهمعنای فشار مضاعف بر اقتصاد، تجارت مرزی و امنیت داخلی است. ثبات واقعی زمانی امکانپذیر خواهد بود که سیاستهای مبتنی بر مداخله و رقابت نیابتی جای خود را به تعامل شفاف و مسئولانه بدهد؛ تعاملی که محور آن نه گروههای مسلح، بلکه منافع مردم دو کشور باشد.



