تورخم تا «شهرک‌های امن»؛ آیا افغانستان به ایستگاه ترانزیت تی‌تی‌پی بدل شده است؟

منابع آگاه می‌گویند اعضای تحریک طالبان پاکستان پس از انتقال از خاک پاکستان به کمپ عمری در تورخم، از سوی طالبان افغانستان به چندین ولایت منتقل می‌شوند؛ ادعایی که اگر تأیید شود، پرسش‌های جدی درباره تعهدات امنیتی کابل و پیامدهای منطقه‌ای آن ایجاد می‌کند.


خبرگزاری آگاه:

به گفته منابع، اعضای تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) ابتدا به کمپ عمری در تورخم منتقل می‌شوند و سپس به ولایت‌های مختلف افغانستان فرستاده می‌شوند.

منابع مدعی‌اند که طالبان در شماری از ولایت‌ها شهرک‌هایی را برای اسکان تی‌تی‌پی و دیگر گروه‌های خارجی ساخته‌اند؛ مکان‌هایی که به گفته آنان، محل اقامت، سازماندهی و تقویت این نیروهاست.

براساس این روایت‌ها، افراد یادشده پس از اسکان، برای انجام فعالیت‌های تخریبی به مناطق مختلف اعزام می‌شوند.

پیش از این نیز گزارش‌هایی درباره حمایت و نیرودهی به تی‌تی‌پی از سوی طالبان افغانستان منتشر شده بود؛ گزارش‌هایی که طالبان آن‌ها را رد کرده‌اند.

ناظران هشدار می‌دهند که اگر چنین روندی واقعیت داشته باشد، نه‌تنها تعهدات اعلام‌شده درباره جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه دیگر کشورها زیر سؤال می‌رود، بلکه خطر انزوای سیاسی و فشارهای منطقه‌ای نیز افزایش می‌یابد.


تحلیل آگاه:

سیاست پرهزینه میزبانی؛ بازی با آتش منطقه‌ای

اتهام میزبانی و سازماندهی گروه‌های فرامرزی، تازه نیست. در دو دهه گذشته نیز افغانستان به‌دلیل حضور شبکه‌های تندرو، در کانون فشارهای جهانی قرار داشت. اکنون اگر روایت‌های تازه درباره انتقال و اسکان تی‌تی‌پی صحت داشته باشد، کشور در معرض بازتولید همان چرخه خطرناک قرار می‌گیرد.

نخستین پیامد چنین وضعیتی، افزایش تنش با پاکستان است. اسلام‌آباد بارها کابل را به پناه‌دادن به تی‌تی‌پی متهم کرده و حتی تهدید به اقدام نظامی فرامرزی کرده است. در صورتی که شواهد بیشتری از اسکان سازمان‌یافته منتشر شود، این تنش می‌تواند وارد مرحله‌ای عملیاتی‌تر شود؛ مرحله‌ای که بیشترین هزینه را غیرنظامیان در مناطق مرزی خواهند پرداخت.

دومین پیامد، انزوای سیاسی است. طالبان برای کسب مشروعیت بین‌المللی و کاهش تحریم‌ها، نیازمند اعتمادسازی امنیتی هستند. هر گزارشی که نشان دهد خاک افغانستان به پایگاه گروه‌های تندرو بدل شده، مسیر تعامل دیپلماتیک را دشوارتر می‌کند و خطر تحریم‌های تازه را افزایش می‌دهد.

سومین خطر، امنیت داخلی است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که گروه‌های افراطی لزوماً در چارچوب تعریف‌شده باقی نمی‌مانند. ائتلاف‌های تاکتیکی می‌تواند به رقابت‌های ایدئولوژیک و درگیری‌های درونی تبدیل شود. تاریخ افغانستان مملو از نمونه‌هایی است که گروه‌های میهمان، در نهایت به بازیگران مستقل و حتی رقیب بدل شده‌اند.

پرسش اساسی این است: آیا منافع کوتاه‌مدت سیاسی یا امنیتی، ارزش چنین ریسکی را دارد؟ کشوری که با بحران اقتصادی، بیکاری گسترده و نیاز شدید به سرمایه‌گذاری خارجی مواجه است، آیا توان تحمل فشارهای مضاعف منطقه‌ای را دارد؟

اگر حاکمیت کنونی می‌خواهد ادعای تأمین امنیت سراسری را حفظ کند، باید با شفافیت به این اتهام‌ها پاسخ دهد و زمینه را برای راستی‌آزمایی مستقل فراهم سازد. سکوت یا انکار صرف، در فضای پرتنش منطقه‌ای کافی نخواهد بود.

افغانستان بیش از هر زمان دیگر نیازمند خروج از مدار جنگ‌های نیابتی است. تبدیل‌شدن به ایستگاه عبور یا اسکان گروه‌های مسلح، نه تنها آینده سیاسی کشور را مبهم می‌کند، بلکه امنیت نسل‌های آینده را نیز گروگان می‌گیرد. تجربه گذشته نشان داده است که بازی با آتش افراط‌گرایی، دیر یا زود دامان میزبان را نیز خواهد گرفت.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button