وزیر دفاع پاکستان؛ جنگ افغانستان را به نیابت امریکا بردیم و تاوانش را دادیم


اظهارات تازه وزیر دفاع پاکستان درباره «اجاره‌ای بودن» جنگ پس از یازده سپتامبر، بار دیگر زخم کهنه‌ای را باز کرده است؛ زخمی که از تصمیم‌های نظامیان تا سیاست‌های دوگانه، و از کابل تا اسلام‌آباد امتداد دارد و هنوز قربانی می‌گیرد.


خبرگزاری آگاه

به گزارش خبرگزاری آگاه، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، روز دوشنبه در نشست مجلس ملی این کشور گفت که پس از حملات یازده سپتامبر، پاکستان به خط مقدم جنگی کشانده شد که ماهیت «اجاره‌ای» داشت. به گفته او، پاکستان در این جنگ هم هزینه داد و هم در نهایت کنار گذاشته شد.

آصف بدون توضیح جزئیات بیشتر افزود که تصمیم جنرال ضیاءالحق و جنرال پرویز مشرف برای مشارکت در جنگ‌های افغانستان، تصمیمی نادرست بود و برای خوش‌خدمتی به امریکا، پاکستان وارد جنگی شد که به نیابت از دیگران پیش برده می‌شد.

پاکستان در دو دهه جنگ علیه طالبان و القاعده، مسیر اصلی انتقال نیرو و تجهیزات ائتلاف بین‌المللی به افغانستان بود. بندر کراچی و دهلیزهای زمینی و هوایی، نقش کلیدی در این همکاری داشت. با این حال، امریکا بارها پاکستان را به حمایت پنهانی از برخی شبکه‌های شورشی، به‌ویژه شبکه حقانی، متهم کرده بود.

در همین نشست، طارق فضل چودری، وزیر امور پارلمانی پاکستان، گفت عامل حمله انتحاری اخیر در اسلام‌آباد در افغانستان آموزش دیده و با حمایت هند فعالیت می‌کرده است. به گفته او، این مهاجم پس از تیراندازی به محافظان، وارد امام‌بارگاه شده و خود را منفجر کرده که در نتیجه آن ۳۳ نمازگزار کشته و ۱۵۰ تن زخمی شدند.


تحلیل آگاه

انفجار واقعی در سخنان خواجه آصف نهفته است، نه در بمبی که در امام‌بارگاه اسلام‌آباد منفجر شد. وقتی وزیر دفاع یک کشور می‌گوید «ما وارد جنگ اجاره‌ای شدیم»، در واقع اعتراف می‌کند که سرنوشت یک ملت سال‌ها به حراج سیاست سپرده شده بود. این جمله کوتاه، خلاصه سه دهه آشوب، دود و خون است؛ هم در افغانستان و هم در پاکستان.

پاکستان پس از یازده سپتامبر، داوطلبانه یا ناگزیر، به شریک اول امریکا در جنگ علیه ترور تبدیل شد. اما این شراکت، نه شبیه یک اتحاد برابر، بلکه شبیه یک قرارداد یک‌طرفه بود: شما مسیر بدهید، نیرو بدهید، هزینه بدهید؛ ما تصمیم می‌گیریم، می‌جنگیم و می‌رویم. و وقتی امریکا رفت، پاکستان با میراثی ماند که هنوز از آن رهایی نیافته است: شبکه‌های مسلح، افراط‌گرایی ریشه‌دار، و بی‌اعتمادی منطقه‌ای.

این‌که امروز وزیر دفاع پاکستان از جنرال ضیاء و مشرف انتقاد می‌کند، نشانه تغییر در گفتمان رسمی است؛ اما نه الزاماً تغییر در سیاست. همان ساختاری که دیروز جنگ را به نیابت می‌برد، امروز هم در پی مدیریت بحران با همان منطق امنیت‌محور است: فرافکنی، دشمن‌سازی و روایت‌سازی بیرونی. نمونه روشن آن، ادعای آموزش عامل انتحاری در افغانستان با حمایت هند است؛ روایتی که بیش از آن‌که شفاف‌سازی باشد، انتقال مسئولیت است.

اما حقیقت تلخ این است که افراط‌گرایی، وارداتی نیست؛ محصول بومی سیاست‌های غلط است. وقتی دهه‌ها مدارس افراطی تقویت می‌شوند، وقتی جنگ به ابزار سیاست خارجی بدل می‌شود، وقتی گروه‌های مسلح به‌عنوان «سرمایه راهبردی» دیده می‌شوند، نتیجه همین است: خشونتی که روزی برای دیگران طراحی شده بود، امروز به داخل خانه برگشته است.

پاکستان در افغانستان جنگید، اما نه برای مردم افغانستان و نه حتی برای مردم خودش؛ بلکه برای موازنه قدرت منطقه‌ای و رضایت قدرت‌های بزرگ. در این میان، افغانستان به میدان جنگ نیابتی بدل شد و پاکستان به خط مقدم آن. حالا هر دو کشور، بهای همان بازی را می‌پردازند.

اعتراف خواجه آصف اگر صادقانه باشد، باید به یک پرسش اساسی منجر شود: آیا پاکستان حاضر است از سیاست «جنگ به نیابت» عبور کند؟ آیا اسلام‌آباد می‌خواهد به‌جای مدیریت بحران از طریق گروه‌ها، به‌سوی سیاست منطقه‌ای شفاف و مسئولانه برود؟

در غیر آن، این سخنان فقط مصرف داخلی دارد؛ برای آرام کردن افکار عمومی پس از یک فاجعه دیگر. فاجعه‌ای که ۳۳ نمازگزار را کشت، اما ریشه‌اش خیلی عمیق‌تر از یک عملیات انتحاری است.

افغانستان و پاکستان امروز در یک نقطه مشترک ایستاده‌اند: هر دو قربانی سیاست‌هایی هستند که امنیت را نه با قانون، بلکه با اسلحه تعریف کردند. هر دو کشور نیاز دارند از منطق «جنگ اجاره‌ای» عبور کنند و به منطق «مسئولیت ملی» برسند.

اگر این عبور صورت نگیرد، اعتراف‌ها هم به‌زودی به عادت تبدیل می‌شوند؛ عادت به دیدن خون، عادت به شنیدن انفجار، و عادت به این‌که همیشه «دیگری» مقصر است.

و این خطرناک‌ترین میراث جنگ‌های نیابتی است: مردمی که به جای صلح، به فاجعه خو می‌گیرند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button