دو روایت از یک مرگ؛ فضای مجازی افغانستان پس از کشته‌شدن آیت‌الله خامنه‌ای

با اعلام رسمی کشته‌شدن سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، شبکه‌های اجتماعی افغانستان به میدان جدال روایت‌ها بدل شد؛ جدالی که بیش از هر چیز، شکاف‌های سیاسی و حافظه‌های متفاوت افغان‌ها درباره نقش چهار دهه‌ای تهران در تحولات کشور را آشکار کرد.

در نخستین ساعات انتشار خبر، شماری از کاربران با هشتگ‌هایی در ستایش او نوشتند «شهید راه مقاومت» و تأکید کردند که او در برابر «استکبار جهانی» ایستاد و کشته شد. برخی پا را فراتر گذاشتند و مدعی شدند که در میان ۵۸ کشور مسلمان، تنها رهبری بود که در برابر قدرت‌های خارجی ایستادگی کرد. این دسته از کاربران، مرگ او را ضربه‌ای به «جبهه مقاومت» در منطقه توصیف کرده و از لزوم ادامه همان مسیر سخن گفتند.

در مقابل، طیفی دیگر از کاربران افغان روایت کاملاً متفاوتی را برجسته کردند. آنان با یادآوری نقش جمهوری اسلامی در تحولات افغانستان طی چهار دهه گذشته، از «دخالت‌های سازمان‌یافته» تهران، حمایت از گروه‌های نیابتی و اثرگذاری در معادلات سیاسی و امنیتی کشور انتقاد کردند. برخی نیز به وضعیت مهاجران افغان در ایران اشاره کرده و نوشتند که در دوره رهبری خامنه‌ای، سیاست‌های سخت‌گیرانه و برخوردهای تبعیض‌آمیز علیه مهاجران تداوم داشته است.

این دوگانه در شبکه‌های اجتماعی، نه‌تنها یک واکنش احساسی به یک رویداد منطقه‌ای، بلکه بازتاب تجربه‌های متفاوت تاریخی افغان‌ها با جمهوری اسلامی ایران است. برای بخشی از جامعه، تهران در مقاطعی نقش حامی داشته؛ برای بخشی دیگر، بازیگری بوده که با پیگیری منافع خود، بر پیچیدگی بحران افغانستان افزوده است.

در سطح رسمی، اداره طالبان پس از حدود دو روز سکوت، تنها به حملات امریکا و اسرائیل به ایران واکنش نشان داد. در بیانیه وزارت خارجه طالبان، از «نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها» ابراز نگرانی شده و از طرف‌ها خواسته شده است اختلافات را از مسیر دیپلوماتیک حل کنند. با این حال، در این بیانیه هیچ اشاره‌ای به کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی نشده است؛ سکوتی که خود به موضوع بحث در فضای مجازی تبدیل شد.

کاربران نزدیک به طالبان این سکوت را «موضع سنجیده و مسئولانه» خواندند و آن را تلاشی برای پرهیز از ورود مستقیم به صف‌بندی‌های منطقه‌ای دانستند. اما منتقدان گفتند که این احتیاط، نشان‌دهنده پیچیدگی رابطه طالبان با تهران است؛ رابطه‌ای که از همکاری‌های امنیتی تا تنش‌های مرزی را در بر گرفته است.

هم‌زمان، برخی فعالان مدنی هشدار دادند که دامن‌زدن به شکاف‌های مذهبی یا قومی در واکنش به این رویداد، می‌تواند پیامدهای خطرناکی در داخل افغانستان داشته باشد. آنان خواستار آن شدند که بحث‌ها از چارچوب تحلیل سیاسی خارج نشود و به تحریک‌های هویتی کشیده نشود.

نکته قابل توجه این است که بخش بزرگی از واکنش‌ها، نه صرفاً درباره شخص خامنه‌ای، بلکه درباره آینده منطقه و سرنوشت نظم سیاسی در خاورمیانه بود. پرسش‌هایی از این دست که «آیا با حذف یک رهبر، معادله تغییر می‌کند؟» یا «آیا این رویداد به بازچینی موازنه‌های قدرت خواهد انجامید؟» به‌طور گسترده مطرح شد.

در مجموع، فضای مجازی افغانستان پس از اعلام این خبر، به آیینه‌ای از تنوع دیدگاه‌ها و حساسیت‌های سیاسی جامعه بدل شد؛ جامعه‌ای که خود سال‌ها درگیر پیامدهای رقابت‌های منطقه‌ای بوده است. آنچه روشن است، این رویداد صرفاً یک خبر خارجی تلقی نشد، بلکه به‌سرعت به موضوعی داخلی برای بحث درباره هویت، سیاست خارجی، مهاجرت و آینده منطقه تبدیل گردید.

اکنون پرسش اصلی برای بسیاری از کاربران افغان این است که تحولات تهران چه تأثیری بر معادلات قدرت در کابل و منطقه خواهد گذاشت؛ پرسشی که پاسخ آن، نه در هیجان لحظه، بلکه در تحولات روزها و هفته‌های آینده روشن‌تر خواهد شد.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button