
خاموشی در خانههای افغانستان؛ هشتم مارچ زیر سایه طالبان و سکوت جامعه
نویسنده : سید حسن موسوی
هشتم مارچ، روز جهانی زن، در جهان با جشن و پیامهای همبستگی گرامی داشته میشود، اما در افغانستان، این روز تبدیل به نمادی از سکوت تلخ، سرکوب و بیعدالتی شده است. پنج سال است که طالبان، به بهانه «شرع»، زنان را از حق کار، آموزش و حضور اجتماعی محروم کردهاند. این روز تنها زمانی است که عمق ظلم آشکار میشود، اما حتی در فضای مجازی نیز صدای اعتراض زنان کمتر شنیده میشود.
سکوت جامعه و نهادهای مردمی، نه از بیتفاوتی، بلکه از ترس و فشار مستقیم طالبان ناشی میشود. مردسالاری نهادینه، فضای ارعاب و فقدان حمایت واقعی بینالمللی، محدودیتهای شدید علیه زنان را به یک واقعیت عادی بدل کرده است. زنان، با وجود تلاشهای خستگیناپذیر برای حفظ هویت و کرامت خود، در سایه مبارزه میکنند؛ صدایشان اغلب به گوش هیچ نهاد یا مقام جهانی نمیرسد.
نمونه روشن این سرکوب، ممنوعیت شش ماهه کار زنان در دفترهای سازمان ملل در افغانستان است؛ ممنوعیتی بیسابقه که دسترسی به کمکهای حیاتی برای میلیونها زن نیازمند افغان را مختل کرده است. ملل متحد تأکید کرده که بدون حضور زنان، هیچ برنامه امدادی نمیتواند به زنان افغان برسد. این واقعیت، زنگ خطری برای جهان است: هر محدودیت علیه زنان، به معنای افزایش رنج، محرومیت و فجایع انسانی است.
در پنج سال سلطه طالبان، محدودیتها سیستماتیک بوده است: دختران از رفتن به مکاتب بالاتر از صنف ششم محروماند، زنان از کار منع شدهاند و فعالان زن با تهدید و ارعاب مواجهاند. این اقدامات نه تنها نقض آشکار حقوق بشر، بلکه نهادینهسازی فرهنگ خشونت و تبعیض است که اثرات آن سالها ادامه خواهد داشت.
هشتم مارچ امسال، فرصتی است برای شکستن سکوت. زنان افغان به حق کار و تحصیل نیاز دارند و خواستار احترام به کرامت انسانیشان هستند. محدودیتهای طالبان، نسل زنان افغانستان را از توسعه، آموزش و مشارکت اجتماعی محروم کرده است. سکوت جامعه هزینهای فراتر از ترس دارد: نسل جدید زنان، فرصتهای آموزشی و اقتصادی خود را از دست میدهد و کشور از توان نیمی از جمعیت محروم میشود.
سه اقدام فوری میتواند وضعیت را تغییر دهد:
۱. اعلام همبستگی عمومی و خانوادگی: خانوادهها باید صدای زنان خود را بلند کنند و نگذارند دختران، مادران و خواهرانشان در خانه محصور شوند.
۲. اعتراض مدنی و بینالمللی: سازمانهای حقوق بشر و نهادهای بینالمللی باید فشار مداوم بر طالبان وارد کنند؛ ممنوعیت آموزش و کار زنان باید بهعنوان نقض سیستماتیک حقوق بشر محکوم شود.
۳. حمایت از شبکههای پنهانی زنان: مدارس زیرزمینی و شبکههای حمایتی زنان باید با حمایت عملی، مالی و امنیتی حفظ شوند تا توانایی و شجاعت زنان ادامه یابد.
زنان افغان نشان دادهاند که تسلیم نخواهند شد؛ آنها مدارس زیرزمینی ایجاد کرده، شبکههای حمایتی پنهانی اداره میکنند و برای حقوق خود دادخواهی میکنند. آنها خواستار کمک نمادین نیستند؛ تنها میخواهند حق زندگی برابر، آزادی و کرامت انسانیشان به رسمیت شناخته شود.
هشتم مارچ امسال، فرصتی است تا جامعه داخلی و جهانی بفهمد: ظلم به زنان، خیانت به آینده افغانستان است. طالبان در پنج سال اخیر نشان دادهاند که تنها زبانشان زور و تهدید است. سکوت برابر است با تداوم ظلم، و هیچ ادعای مشروعیت نمیتواند تاریکی پنج ساله را پنهان کند.
پیام روشن است: افغانستان بدون زنان، نه توسعه، نه عدالت و نه صلح واقعی خواهد داشت. هشتم مارچ، باید روزی باشد که جامعه با صدای بلند به طالبان و جهان بگوید: «زنان افغانستان زندهاند، مبارزه میکنند و خاموش نخواهند شد.» هر روزی که حقوق زنان نادیده گرفته شود، هزینه آن بر دوش همه جامعه و آینده کشور خواهد بود.



