ائتلاف جنگی ترمپ با اسرائیل در حال بازآرایی خاورمیانه است؛ اما با خطرهایی همراه است

نوشته: انتون ترُیانُوفسکی – گزارش از واشنگتن
۱۴ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۲۳ حوت ۱۴۰۴
———————————
در سال ۱۹۹۱، مقامهای امریکایی به اسرائیل سفر کردند تا این کشور را از پاسخگویی به حملات موشکهای اسکاد و پیوستن به جنگ خلیج بازدارند.
در سال ۲۰۰۲، وزیر دفاع وقت امریکا، دونالد رامسفلد، هشدار داد که «به نفع کامل اسرائیل است که در آستانه حمله به عراق دخالت نکند».
اما در سال ۲۰۲۶، ایالات متحده در کنار اسرائیل وارد جنگ شد.
آموس یادلین، رئیس پیشین استخبارات نظامی اسرائیل، گفت:
«این نخستین بار است که اسرائیل همراه با یک ابرقدرت وارد جنگ میشود.»
ایالات متحده برای دههها مهمترین حامی اسرائیل بوده و تسلیحات در اختیارش گذاشته و همکاری نزدیکی با ارتش اسرائیل داشته است. با این حال، دولتهای پیدرپی امریکا از ورود به جنگ مشترک با اسرائیل پرهیز میکردند؛ زیرا نگران از دست دادن حمایت در جهان عرب بودند و منافع خود را در خاورمیانه لزوماً همراستا با منافع اسرائیل نمیدانستند.
دنیس راس، دیپلمات باسابقه امریکایی و فرستاده ویژه رئیسجمهور بیل کلینتون در امور خاورمیانه، گفت:
«همیشه این نگرانی وجود داشت که هرگونه همپیمانی آشکار با اسرائیل، هزینهای در روابط ما با کشورهای عربی داشته باشد.»
اکنون رئیسجمهور دونالد ترمپ نخستین رهبر امریکایی است که به جنگ تمامعیار و مشترک با اسرائیل تن داده است؛ سطحی از هماهنگی که راس آن را «در گذشته غیرقابل تصور» خوانده است. پرواز هماهنگ طیارههای جنگی دو کشور، همراه با تبادل دادههای اطلاعاتی میان نهادهای استخباراتی پیشرفته آنان، قدرتی نظامی با توان تخریبی و برتری فناورانه چشمگیر ایجاد کرده است.
وزیر دفاع پیت هگست در سخنانی گفت:
ایرانیها در آسمان «پرچم ایالات متحده و ستاره داوود» را میبینند و این را «بدترین کابوس رژیم» توصیف کرد.
با وجود حملات گسترده به هزاران هدف، نتایج این کارزار یکدست نبوده است. بر اساس یافتههای اولیه ارتش امریکا، یک حمله امریکا با استفاده از اطلاعات قدیمی، یک مکتب ابتدایی در ایران را هدف قرار داده است. همچنین حمله اسرائیل در آغاز جنگ که با تکیه بر بخشی از اطلاعات امریکا انجام شد و به کشته شدن آیتالله علی خامنهای و چند مقام ارشد انجامید، نتوانست رژیم را سرنگون کند و در پی آن، پسر خامنهای، مجتبی خامنهای، به عنوان رهبر جدید معرفی شده است.
این همکاری نزدیک امریکا و اسرائیل همچنین تنشهایی ایجاد کرده که دولتهای پیشین امریکا تلاش داشتند از آن اجتناب کنند؛ زیرا باید میان رابطه نزدیک با اسرائیل و دیگر اولویتهای منطقهای توازن برقرار میکردند.
در سراسر خاورمیانه، این جنگ کشورهای عربیِ شریک امریکا را درگیر منازعهای کرده است که توسط هر دو کشور امریکا و اسرائیل پیش برده میشود؛ آن هم در زمانی که افکار عمومی در جهان عرب پس از جنگ غزه، همچنان منتقد اسرائیل است.
در داخل امریکا نیز این جنگ مشترک، فضای سیاسی حساس پیرامون حمایت از اسرائیل را تشدید کرده است؛ حمایتی که در سالهای اخیر در هر دو جناح سیاسی کاهش یافته است.
جُو روگن، پادکستر پرطرفدار که در انتخابات ۲۰۲۴ از ترمپ حمایت کرده بود، این هفته گفت:
«جنگ با ایران برایم منطقی نیست، مگر اینکه ما در راستای منافع شخص دیگری عمل کنیم، بهویژه منافع اسرائیل.»
همچنین احتمال بروز اختلاف میان دو شریک جنگی وجود دارد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، همچنان بر تغییر رژیم و انقلاب در ایران تأکید دارد، در حالی که ترمپ گفته است از رهبری عملگرای آینده در چارچوب ساختار موجود ایران نیز رضایت خواهد داشت. افزون بر آن، ترمپ نسبت به افزایش قیمت نفت حساستر است، بهویژه با توجه به اینکه نظرسنجیها نشان میدهد بیشتر امریکاییها با حملات علیه ایران مخالفاند.
در سال ۱۹۹۱، زمانی که جورج اچ. دبلیو. بوش ائتلافی بینالمللی ــ شامل کشورهای عربی ــ را برای بیرون راندن نیروهای صدام حسین از کویت رهبری میکرد، دیپلماتهای امریکایی اسرائیل را متقاعد کردند که به حملات موشکی عراق پاسخ ندهد. اسرائیل با اکراه پذیرفت، هرچند برخی نگران بودند که عدم پاسخ، به بازدارندگی آسیب بزند.
ده سال بعد، هنگام آمادهسازی دولت جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق، مقامهای امریکایی نگران بودند که ورود اسرائیل به جنگ، افکار عمومی عرب را علیه حمله تحریک کند. در آن زمان، نتانیاهو که در قدرت نبود، علناً از جنگ حمایت کرد، اما پیام رسمی اسرائیل این بود که اگر امریکا اقدام کند، برایشان سودمند است، اما خود اسرائیل برای آغاز جنگ فشار وارد نمیکند.
در همان سال ۲۰۰۳، اسرائیل ایران را تهدیدی بزرگتر از عراق میدانست. سالها بعد، در دوره نخست ریاستجمهوری ترمپ، مجموعهای از اقدامات زمینه همکاری گستردهتر امریکا و اسرائیل علیه ایران را فراهم کرد.
توافقهای ابراهیم روابط دیپلماتیک اسرائیل را با امارات متحده عربی و بحرین برقرار ساخت؛ کشورهایی که روابط نزدیکی با امریکا داشتند و با ایران نیز تنشهایی داشتند. همچنین ترمپ اسرائیل را زیر پوشش فرماندهی نظامی امریکا در خاورمیانه قرار داد که گامی بهسوی همکاری دفاعی نزدیکتر بود.
در دوره دوم ریاستجمهوری خود، ترمپ از تصمیم دیرینه نتانیاهو برای سرنگونی رژیم ایران حمایت کرد. مقامهای نظامی دو کشور مشترکاً طرحهای حمله را تدوین کردند؛ افسرانشان در مراکز فرماندهی یکدیگر مستقر شدند و اهداف را میان خود تقسیم کردند.
حامیان این اتحاد میگویند این نزدیکی، توازن قدرت در خاورمیانه را تغییر داده است. الیوت آ. کوهن، مقام پیشین وزارت خارجه امریکا، گفت:
«همه محاسبات دیگران تحت تأثیر این وضعیت قرار خواهد گرفت. باید به این فکر کنند که در آینده ممکن است امریکا و اسرائیل با هم علیه آنان اقدام کنند.»
در منطقه، قدرت این شراکت میتواند روابط دیگر امریکا را تحت فشار بگذارد. هرچند هیچ کشور عربی بهطور علنی روابط خود را با امریکا قطع نکرده است، اما برخی کارشناسان میگویند رهبران عرب ممکن است تلاش کنند فاصله بگیرند، بهویژه اگر افکار عمومی داخلیشان بیش از پیش علیه اسرائیل متمایل شود. در لبنان نیز اسرائیل حملات خود علیه حزبالله ــ گروه مورد حمایت ایران ــ را شدت بخشیده که بر دولت مورد حمایت امریکا فشار وارد کرده و فضای سیاسی کشوری را که دولت ترمپ در پی تثبیت آن بوده، متشنج ساخته است.
مروان معشر، وزیر خارجه پیشین اردن و معاون مطالعات در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت:
«ایالات متحده هرگز ادعا نکرده که میانجی بیطرف است و همواره گفته که به اسرائیل تمایل دارد ــ اما نه به این شکل آشکار. اکنون پنهان نمیکند که با اسرائیل همکاری میکند و ظاهراً نگران واکنش جهان عرب هم نیست.»
با این حال، پرسش بزرگتر این است که این شراکت نزدیک چگونه بر سیاست داخلی امریکا و میزان حمایت از اسرائیل تأثیر میگذارد. یک نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک که این هفته منتشر شد نشان داد ۴۴ درصد رأیدهندگان معتقدند امریکا بیش از حد از اسرائیل حمایت میکند؛ بالاترین رقم از سال ۲۰۱۷ تاکنون.
در میان جمهوریخواهان نیز ۱۷ درصد گفتهاند که حمایت امریکا از اسرائیل بیش از حد است، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۳ تنها ۹ درصد بود. کاترین تامپسون، مشاور پیشین در کنگره و مقام سابق وزارت دفاع در دوره هگست، گفت بسیاری از جوانان محافظهکار معتقدند جنگیدن بهخاطر اسرائیل با شعار «اول امریکا» در تضاد است.
او افزود:
«درست یا نادرست، بخشی از رأیدهندگان جمهوریخواه رابطه با اسرائیل را مسئول کشاندن امریکا به باتلاقهای خاورمیانه میدانند. فکر میکنم این موضوع فرهنگ سیاسی آینده را شکل خواهد داد.»



