از منبر تا پنتاگون: انجیلیهایی که جنگ با ایران را بخشی از نقشه خدا میدانند

صهیونیسم مسیحی در ایالات متحده از پرشورترین حامیان اسرائیل را پدید آورد — و اکنون برای جنگ با ایران توجیه الهیاتی فراهم میکند
نویسنده: شالوم گلدمن
منبع: آسیا تایمز
۱۴ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۲۳ حوت ۱۴۰۴
ترجمه :سمیر بیات
—————————-
با ادامه جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، برخی از مسیحیان امریکایی این درگیری را با مفاهیم کتاب مقدس توضیح میدهند و پیشگویی های مربوط به «آخرالزمان» را بر رویدادهای کنونی خاورمیانه تطبیق میکنند.
برای نمونه، در یک خطابه در اول مارچ ۲۰۲۶، جان هیگی، بنیانگذار سازمان «مسیحیان متحد برای اسرائیل»، این جنگ را بخشی از یک نقشه الهی توصیف کرد و گفت:
«از نظر پیشگوییهای دینی، ما دقیقاً در زمانی قرار داریم که پیشبینی شده بود.»
او سپس دعا کرد:
«خدای قادر مطلق وارد میدان جنگ شود و دشمنان صهیون و دشمنان ایالات متحده در برابر چشمان ما نابود شوند. خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده گردند.»
در همین حال، خواننده و فعال مسیحی شان فوخت نیز از «دروازههای گشوده آخرالزمان برای آنچه خدا قرار است در ایران انجام دهد، زمانی که این رژیم با دعا و نیایش کنار برود» سخن گفت.
-ریشههای تاریخی این اندیشه
این نوع تفکر آخرالزمانی ریشه در قرن نوزدهم دارد؛ زمانی که بسیاری از واعظان امریکایی به تفسیرهای بسیار لفظی و مستقیم از کتاب مقدس روی آوردند. در این تفسیرها تأکید زیادی بر روایت کتاب مقدس درباره وعده خداوند به ابراهیم و فرزندانش درباره «سرزمین مقدس» وجود داشت.
اما نفوذ صهیونیسم مسیحی در سیاست طی نیم قرن گذشته بهطور قابل توجهی افزایش یافته است؛ موضوعی که نویسنده در کتاب خود «شور برای صهیون» به آن پرداخته است. امروزه به نظر میرسد این طرز تفکر حتی به درون نهادهای حکومتی و نظامی ایالات متحده نیز راه یافته است.
-پایان یک عصر
یکی از مفاهیم مهم در این اندیشه، آموزهای پروتستانی به نام «دیسپنسیشنالیسم» است. بر اساس این نظریه، تاریخ بشر به دورههای گوناگون تقسیم میشود که هرکدام مرحلهای از نقشه الهی برای جهان را نشان میدهد.
کلیساهایی که به این دیدگاه باور دارند ــ که اغلب انجیلی هستند ــ معتقدند دوره کنونی تاریخ در حال پایان یافتن است. اما به باور آنان، پایان این دوره تنها پس از یک دوره رنج عظیم رخ میدهد که به «مصیبتهای یعقوب» معروف است.
در نظر این گروهها، این رنجها در اسرائیل آغاز میشود و در همانجا نیز با بازگشت دوم عیسی مسیح به اوج میرسد.
در ایالات متحده، نیرومندترین جلوه این تفکر آخرالزمانی همان صهیونیسم مسیحی است. این اصطلاح به حمایت شدید بسیاری از مسیحیان از اسرائیل اشاره دارد؛ حمایتی که ریشه در روایت کتاب مقدس درباره پیمان خدا با قوم عبری دارد.
-پیش از تأسیس اسرائیل
حتی پیش از ایجاد دولت اسرائیل نیز بسیاری از مسیحیان انجیلی محافظهکار در امریکا شیفته ایده بازگشت یهودیان به صهیون بودند. در دهه ۱۹۴۰، تأکید پروتستانها بر این روایتهای کتاب مقدس در شکلگیری افکار عمومی امریکا نقش داشت و به ایجاد زمینه برای تأسیس یک دولت یهودی کمک کرد.
با این حال، در دو دهه نخست تاریخ اسرائیل (از ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۸)، مسیحیان بنیادگرا متحدان مستقیمی در میان یهودیان امریکایی یا اسرائیلی نداشتند. بسیاری از یهودیان تمایلی به همکاری با مسیحیان محافظهکار نداشتند، زیرا برخی از آنان فعالیتهای تبلیغی برای تغییر دین یهودیان انجام میدادند.
-نقطه عطف: جنگ ۱۹۶۷
نتایج جنگ ششروزه در سال ۱۹۶۷ این وضعیت را تغییر داد. در آن جنگ، اسرائیل از سوریه بلندیهای جولان را تصرف کرد، از اردن بیتالمقدس شرقی و کرانه باختری را گرفت، و از مصر شبهجزیره سینا و نوار غزه را به دست آورد (که بعدها از سینا عقبنشینی کرد).
روزنامهنگار اسرائیلی گرشوم گورنبرگ نوشته است:
«جنگ ششروزه نهتنها نقشه سیاسی و نظامی خاورمیانه را تغییر داد، بلکه نقشه اسطورهای منطقه را نیز دگرگون ساخت.»
در نگاه برخی مسیحیان انجیلی، پیروزیهای اسرائیل در جنگهای عربی–اسرائیلی نشانه پیروزی خیر الهی بر شر بود. آنان این رخدادها را تحقق تدریجی نقشه خدا در سرزمین مقدس میدانستند.
-سناریوی آخرالزمان
این الهیات پیش از جنگ ۱۹۶۷ نیز وجود داشت، اما پس از آن بر سناریوی مشخصی تمرکز یافت: اینکه دولت اسرائیل معبد باستانی یهودیان را در بیت المقدس دوباره بسازد و بدین ترتیب زمینه پایان جهان فراهم شود.
در این روایت، با بازگشت عیسی مسیح، مأموریت تاریخی قوم یهود به پایان میرسد. در برخی روایتها گفته میشود بسیاری از یهودیان نابود میشوند و بازماندگان به صف نخست ایمان آورندگان به مسیح تبدیل میشوند.
این دیدگاه که زمانی تنها در گروههای کوچک پروتستان مطرح بود، تا دهه ۱۹۹۰ در فرهنگ عامه امریکا گسترش یافت. مجموعه رمانهای آخرالزمانی «Left Behind» که بر اساس کتاب مکاشفه نوشته شدهاند، بیش از ۸۰ میلیون نسخه فروش داشتند.
-پس از حملات ۱۱ سپتمبر
پس از حملات ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱، دشمنی با اسلام نیز به حمایت برخی مسیحیان محافظهکار از اسرائیل افزود. واعظ تلویزیونی پت رابرتسون در آن زمان اسلام را «دینی ذاتاً خشونتآمیز» توصیف کرده بود.
در همان دوره، بسیاری از سازمانهای یهودی امریکایی نیز از حمایت صهیونیستهای مسیحی استقبال کردند. با افزایش انتقادها از سیاستهای اسرائیل در قبال فلسطینیان، دولت اسرائیل و برخی گروههای یهودی در امریکا رابطه خود با مسیحیان محافظهکار را بازنگری کردند.
در سال ۲۰۰۲، سازمان «اتحادیه ضد افترا» حتی بیانیهای از رالف رید، رهبر پیشین «ائتلاف مسیحی»، را در روزنامههای بزرگ امریکا منتشر کرد.
-ورود به ساختار حکومت
امروزه به نظر میرسد نفوذ صهیونیسم مسیحی به سطح تازهای در حکومت امریکا رسیده است.
از زمان آغاز حملات علیه ایران در ۲۸ فبروری ۲۰۲۶، «بنیاد آزادی دینی نظامی» گزارش داده است که بیش از ۲۰۰ شکایت دریافت کرده است. در این شکایتها گفته شده برخی فرماندهان در شاخههای مختلف ارتش امریکا به سربازان گفتهاند که جنگ کنونی با ایران بخشی از نقشه الهی و مرتبط با پیشگوییهای «آخرالزمان» است.
مایکی واینستاین، رئیس این بنیاد و کهنهسرباز نیروی هوایی امریکا، به روزنامه گاردین گفت:
«هر زمان که اسرائیل یا امریکا در خاورمیانه درگیر میشوند، ما با این نوع دیدگاهها روبهرو میشویم؛ دیدگاههای ملیگرایان مسیحی که دولت ما و حتی ارتش امریکا را تحت نفوذ قرار دادهاند.»
نشانه دیگر نفوذ صهیونیسم مسیحی در دولت امریکا، انتصاب مایک هاکبی، فرماندار پیشین ایالت آرکانزاس، بهعنوان سفیر امریکا در اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بود.
هاکبی که یکی از چهرههای برجسته صهیونیسم مسیحی و یک کشیش باپتیست است، سالها تورهای موسوم به «سرزمین مقدس» را برای مسیحیان به اسرائیل برگزار میکرد.
او در گفتوگو با فعال محافظهکار چارلی کِرک ــ که در سپتامبر ۲۰۲۵ ترور شد ــ گفته بود:
«من باور دارم این مکان ویژه است، زیرا خدا آن را ویژه ساخته است. به آیهای از کتاب پیدایش باور دارم: کسانی که اسرائیل را برکت دهند، برکت خواهند یافت و کسانی که آن را نفرین کنند، نفرین خواهند شد. من میخواهم در سوی برکت باشم، نه در سوی نفرین.»
————————-
درباره نویسنده:
شالوم گلدمن استاد بازنشسته مطالعات دین در کالج میدلبری است.



