
خطر تعطیلی نهادهای زنمحور در افغانستان؛ کاهش بودجه، میلیونها زن را بیپناه میکند
بخش زنان سازمان ملل هشدار داده است که سازمانهای محلی تحت رهبری زنان در افغانستان به دلیل کاهش بودجه، ممکن است تا ۳۰ درصد از کارکنان خود را اخراج کنند. این نهادها که تنها پناه و امید زنان در شرایط ممنوعیتها و خشونتهای طالباناند، ستونهای آخر حمایت از دختران و زنان افغان توصیف شدهاند.
خبرگزاری آگاه
بخش زنان سازمان ملل (UN Women) روز دوشنبه، ۱۷ قوس، اعلام کرد که سازمانهای تحت رهبری زنان در افغانستان با کاهش شدید بودجه روبهرو هستند و در صورت ادامه این وضعیت، احتمال دارد تا ۳۰ درصد از کارمندان زن خود را از دست بدهند.
این نهاد در صفحه ایکس تأکید کرده است که سازمانهای زنمحور، «ستون فقرات سیستم حمایتی زنان افغان» هستند و اختلال در ادامه کار آنها میتواند دسترسی میلیونها زن را به خدمات حیاتی از بین ببرد.
UN Women پیشتر نیز گفته بود که این نهادهای محلی حدود یکپنجم بودجه خود را از دست دادهاند. در پی فروپاشی ساختارهای حمایتی پس از تسلط طالبان، اکنون بسیاری از زنان هیچ جایگزینی برای مراجعه ندارند.
همزمان با کارزار جهانی «۱۶ روز مبارزه با خشونت علیه زنان»، این سازمان هشدار داد که از دست رفتن این نهادها به معنای خاموش شدن تنها صدای باقیمانده زنان افغان در داخل کشور خواهد بود.
تحلیل آگاه
سقوط آخرین سنگر زنان
پس از ممنوعیت گسترده آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی زنان توسط طالبان، سازمانهای زنمحور تنها نهادهای باقیمانده هستند که:
- از خشونت علیه زنان گزارش میدهند،
- خدمات حقوقی، روانی و حمایتی ارائه میکنند،
- شبکههای محلی کمکرسانی را اداره میکنند،
- و صدای زنان در مجامع بینالمللی هستند.
تضعیف این نهادها، قطع آخرین مسیر نفس زنان افغانستان است.
کمکهای جهانی، زیر سایه عادیسازی طالبان
قطع بودجه این نهادها در همان زمانی رخ میدهد که برخی سازمانهای بینالمللی، دولتها و کشورهای منطقه تلاش دارند رابطه عملی با طالبان را گسترش دهند. این روند، کمکها را از نهادهای مستقل زنمحور به سمت نهادهای مورد تأیید طالبان سوق میدهد؛ اقدامی که:
- استقلال فعالیتهای حمایتی را از بین میبرد،
- گزارشدهی درباره نقض حقوق زنان را خاموش میکند،
- و به عادیسازی یک آپارتاید جنسیتی کمک میکند.
خاموشی، خطر بزرگتر از فقر
وقتی نهادهای زنمحور ضعیف شوند، زنان نه تنها از خدمات محروم میشوند، بلکه از روایت و اعتراض نیز محروم میگردند. فقر، زندانی شدن، خشونت خانوادگی، ازدواج اجباری، مرگ مادران باردار و شکنجه جنسیتی، بدون شاهد باقی میماند. خطر اصلی، «بیصدا شدن زنان» است.



