
نشست مخالفان طالبان در اروپا؛ جعبه سیاه مخالفت، بازیگران و واقعیتهای پنهان
نشست دو روزه مخالفان طالبان در پارلمان اروپا با تبلیغات رسمی آغاز شد و رسانهها آن را فرصتی برای گفتوگوی جریانهای سیاسی و نظامی مخالف طالبان معرفی کردند. اما نگاه دقیق به فهرست شرکتکنندگان و شواهد منتشرشده، حکایت از آن دارد که این نشست نمایشی دیپلماتیک است و نه بازتاب صدای واقعی مردم افغانستان. ترکیب حاضران شامل رهبران احزاب و جناحهای سیاسی سابق دوران جمهوریت، فعالان پروژهمحور و تنها تعداد محدودی از جبهات مسلح مخالف طالبان است؛ ترکیبی که بیش از آنکه مردم را نمایندگی کند، بیشتر به مصالح سیاسی و اعتبارسازی در سطح بینالمللی پاسخ میدهد.
بسیاری از شرکتکنندگان، چهرههایی هستند که در طول بیست سال گذشته، در قدرت سیاسی حضور داشتند، اما با سوءمدیریت، تمرکز بر منافع جناحی و تشدید اختلافات قومی، نتوانستند توسعه و ثبات را در افغانستان برقرار کنند. این افراد اکنون در قالب «مخالفان» ظاهر شدهاند، اما ارتباط مستقیمی با جامعه محلی و مردم عادی ندارند. حضور آنها در نشست، در بهترین حالت، به ایجاد نماد سیاسی در صحنه بینالمللی منجر میشود، نه ارائه راهکار واقعی برای بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و حقوق بشری افغانستان.
در کنار رهبران سابق، تعدادی از فعالان مدنی و زنان پروژهگیر نیز در نشست دیده میشوند که بیشتر با بودجههای خارجی و پروژههای بینالمللی شناخته شدهاند تا با مطالبات واقعی مردم افغانستان. حضور این افراد، اگرچه ظاهر آنها را فعال و مدنی نشان میدهد، اما صدای واقعی مردم و اقشار محروم را بازتاب نمیدهد. تنها بخش محدودی از جبهات مسلح مخالف طالبان حضور دارند، اما آنها نیز نماینده تمامی اقشار جامعه نیستند و تمرکزشان بیشتر بر عملیات نظامی و فشار بر طالبان است تا مشارکت مردمی.
نشست در واقع، تا حد زیادی شبیه بازگشت به الگوهای گذشته جمهوریت است؛ جایی که معاملهگران سیاسی، جناحهای سابق و رهبران غیرمنتخب نقش تصمیمگیری داشتند و جامعه واقعی در حاشیه قرار میگرفت. این بار نیز، اگر روند نشست محدود به همین گروهها باشد، بحران مشروعیت طالبان با بحران مشروعیت جریانهای مخالف تلفیق میشود و مردم، زنان و جوانان از تصمیمگیریهای مهم دور میمانند. این وضعیت میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد: بازتولید سیاستهای جناحی و معاملهمحور گذشته، افزایش فاصله میان قدرت و جامعه، و استمرار بحران مشروعیت.
بررسی دقیق ترکیب شرکتکنندگان نشان میدهد که نمایندگان اصلی مردم افغانستان، از جمله زنان فعال اجتماعی، جوانان معترض و اقشار محروم، در این نشست حضور ندارند. آنها که روزانه با مشکلات فقر، بیکاری، محدودیتهای اجتماعی و فقدان حقوق اولیه مواجهاند، تنها تماشاچی تصمیمگیریهایی هستند که به صورت نمادین برگزار میشود. تنها بخش محدود حضور نیروهای مسلح مخالف طالبان نیز نمیتواند این خلأ بزرگ نمایندگی را پر کند، زیرا دیدگاهها و تجربیات آنان محدود به جبهههای نظامی است و نه جامعیت جامعه.
پیام واقعی نشست، بیشتر به سطح بینالمللی است: نمایش اتحاد مخالفان و فشار سیاسی بر طالبان. از دیدگاه مردم افغانستان، این نشست میتواند کماثر یا حتی گمراهکننده باشد؛ چرا که نشان میدهد جریانهای مخالف قادر به ارائه راهکار عملی و مشارکت مردم نیستند. این در حالی است که بحران افغانستان تنها محدود به طالبان نیست؛ فقدان نمایندگی واقعی و مشارکت مردم در تصمیمگیریها، بزرگترین مانع پیش روی اصلاحات سیاسی و اجتماعی کشور است.
راهکار عملی این است که نشستهای آینده، علاوه بر رهبران سیاسی و جبهات مسلح، نمایندگان واقعی جامعه مدنی، زنان، جوانان و گروههای قومی متنوع را نیز شامل کند. تنها با ترکیب فشار دیپلماتیک، حمایت از جامعه مدنی و تضمین حضور مردم، امکان ایجاد راهکارهای عملی برای بحران افغانستان فراهم خواهد شد. در غیر این صورت، این نشستها، همانند گذشته، به نمایشهای سیاسی و دیپلماتیک بدون اثرگذاری ملموس تبدیل میشوند و بحران مشروعیت و فاصله میان حکومت و جامعه را عمیقتر میکنند.
در نهایت، نشست پارلمان اروپا یادآور این واقعیت است که بحران افغانستان نه تنها طالبان و تحریمهاست، بلکه فقدان صدای واقعی مردم و نمایندگان آنان است. تا زمانی که مشارکت مردم در مرکز تصمیمگیری قرار نگیرد، بازتولید سیاستهای معاملهمحور و جناحی گذشته محتمل است و نسلها همچنان قربانی سیاستهای محدود و دور از واقعیت خواهند بود. آینده افغانستان به این بستگی دارد که آیا صدای مردم در مرکز تصمیمها خواهد بود یا نمایشهای دیپلماتیک همچنان جایگزین واقعیات جامعه میشوند.


