
یورش به تختههای فکر؛ وقتی شطرنج هم در پنجشیر «جرم» میشود
منابع محلی میگویند محتسبان امر بهمعروف طالبان به گردهمایی چند جوان در حال بازی شطرنج در ولسوالی عبداللهخیل پنجشیر یورش برده، با آنان برخورد تند کرده و وسایل بازی را ضبط کردهاند؛ رویدادی که در ادامه تعلیق فدراسیون شطرنج و اعلام «حرام» بودن این بازی رخ میدهد.
خبرگزاری آگاه
بهگفته منابع محلی، روز دوشنبه ۴ حوت، محتسبان امر بهمعروف طالبان به محل گردهمایی شماری از جوانان در ولسوالی عبداللهخیل ولایت پنجشیر وارد شده و مانع ادامه بازی شطرنج آنان شدهاند. منابع تأکید کردهاند که مأموران طالبان با جوانان برخورد توهینآمیز داشته و تخته و مهرههای شطرنج را نیز با خود بردهاند.
به گفته همین منابع، بزرگان و متنفذین محل تلاش کردهاند از طریق پادرمیانی، وسایل شطرنج را بازپس بگیرند؛ اما طالبان این درخواست را نپذیرفتهاند.
این اقدام در حالی صورت میگیرد که پیشتر اداره ورزش تحت کنترول طالبان، فدراسیون شطرنج افغانستان را تعلیق و این بازی را «حرام» اعلام کرده بود. اکنون بهنظر میرسد این تصمیم، از سطح اداری فراتر رفته و در عمل به جلوگیری از بازی شطرنج در سطح محلی انجامیده است.
تحلیل آگاه
رویداد پنجشیر، اگرچه در ظاهر به یک بازی فکری محدود میشود، اما در لایههای عمیقتر، بازتاب نوع نگاه طالبان به جامعه، فرهنگ و مدیریت فضای عمومی است. شطرنج در افغانستان سالها بهعنوان یک ورزش رسمی با ساختار سازمانیافته فعالیت داشت و جوانان بسیاری در چارچوب رقابتهای داخلی و منطقهای در آن مشارکت میکردند. تعلیق فدراسیون شطرنج افغانستان و سپس برخورد میدانی با چند جوان در یک قریه، نشان میدهد که موضوع صرفاً یک تصمیم اداری نیست؛ بلکه به یک خوانش سختگیرانه ایدئولوژیک از سبک زندگی شهروندان پیوند خورده است.
اهمیت این رویداد زمانی بیشتر میشود که به جغرافیای آن توجه کنیم. پنجشیر در سالهای اخیر نهتنها از منظر امنیتی، بلکه از لحاظ سیاسی نیز در موقعیت حساسی قرار داشته است. اعمال محدودیت بر فعالیتهای غیرسیاسی و تفریحی در چنین فضایی، میتواند شکاف میان جامعه محلی و ساختار حاکم را عمیقتر کند. وقتی حتی یک سرگرمی فکری بیحاشیه نیز با مداخله امنیتی روبهرو میشود، این پیام به جامعه منتقل میگردد که دامنه نظارت به کوچکترین عرصههای زندگی روزمره نیز رسیده است.
در سطح اجتماعی، حذف یا محدودسازی فضاهای سالم تفریحی برای جوانان پیامدهای قابل توجهی دارد. افغانستان امروز با چالشهای گسترده اقتصادی، بیکاری و مهاجرت روبهروست. در چنین شرایطی، فعالیتهایی مانند شطرنج نه تهدید امنیتی، بلکه فرصتی برای تقویت مهارتهای ذهنی، تعامل اجتماعی و تخلیه سالم انرژی جوانان محسوب میشود. محدود کردن این فضاها، بیش از آنکه یک مسئله فقهی باشد، به یک مسئله اجتماعی و حتی روانی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، برخورد با شطرنج پرسشی کلانتر را پیش میکشد: حدود آزادیهای فردی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان تا کجاست؟ اگر یک بازی فکری که در بسیاری از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی رایج است، به عنوان فعالیتی ممنوعه تلقی شود، معیار تشخیص مجاز و غیرمجاز بودن فعالیتهای مدنی بر چه اساسی تعیین میشود؟ نبود شفافیت در این معیارها، فضای نااطمینانی را در جامعه گسترش میدهد.
در نهایت، ماجرا تنها به تخته و مهره ختم نمیشود؛ مسئله بر سر نوع رابطه حاکمیت با جامعه است. جامعهای که در آن میدان رقابت فکری نیز بسته شود، چگونه میتواند بستر گفتوگو، خلاقیت و مشارکت مدنی را توسعه دهد؟ تجربه تاریخی افغانستان نشان داده است که سختگیریهای فرهنگی و اجتماعی نهتنها به انسجام منجر نمیشود، بلکه در درازمدت شکافها را عمیقتر میکند. پنجشیر اینبار صحنه یک بازی ناتمام بود؛ اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا حذف تدریجی فضاهای مدنی، امنیت میآورد یا بر دامنه نارضایتی میافزاید؟



