
بنبست دیپلماسی در پرونده ایران و آمریکا؛ اختلاف میان آمریکا و ایران بر سر یک توافق جامع همچنان پابرجاست
در حالیکه تلاشها برای پیشبرد مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن ادامه دارد، تحلیلگران میگویند فاصله مواضع دو طرف همچنان عمیق است و چشمانداز رسیدن به یک توافق جامع در وضعیت مبهم قرار دارد؛ وضعیتی که میتواند پیامدهای آن فراتر از مرزهای دو کشور، کل منطقه را درگیر سازد.
خبرگزاری آگاه:
بر بنیاد گزارش Al Jazeera، در دور تازه گفتوگوهای غیرمستقیم میان ایالات متحده و ایران، اختلافات اساسی همچنان پابرجا مانده و دو طرف بر سر چارچوب یک توافق جامع به نقطه مشترک نرسیدهاند.
در این گزارش، به نقل از علی واعظ، مدیر پروژه ایران در «گروه بینالمللی بحران»، تأکید شده است که تهران بعید است به توافقی تن دهد که صرفاً به یک آتشبس محدود خلاصه شود. او تصریح کرده که در شرایط کنونی، «راهحل جامع عملاً در دسترس نیست» و ادامه این وضعیت میتواند پیامدهای منطقهای گستردهای بههمراه داشته باشد.
واعظ هشدار داده است که در صورت شکست دیپلماسی و تشدید تنشها، کشورهای منطقه بهویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس در معرض پیامدهای مستقیم قرار خواهند گرفت. به گفته او، گسترش درگیری میتواند توازن امنیتی منطقه را بهشدت تضعیف کند و در این میان، اسرائیل در موقعیتی قویتر و تأثیرگذارتر ظاهر خواهد شد.
در بخش دیگری از این تحلیل، نگرانی کشورهای خلیج فارس نسبت به امنیت مسیرهای انرژی از طریق تنگه هرمز برجسته شده است؛ مسیری که نقش حیاتی در انتقال نفت و گاز جهان دارد و هرگونه ناامنی در آن میتواند بازارهای جهانی انرژی را با اختلال روبهرو کند.
همچنان اشاره شده که مصر نیز نسبت به افزایش تنشها در بابالمندب و تأثیر احتمالی آن بر کشتیرانی دریای سرخ و کانال سوئز ابراز نگرانی کرده است؛ مسیری که از شریانهای مهم تجارت جهانی به شمار میرود.
تحلیل آگاه
پرونده ایران و آمریکا در مقطع کنونی بیش از آنکه به سمت توافق حرکت کند، در وضعیت «مدیریت بحران» قرار گرفته است. نبود اراده سیاسی مشترک برای تعریف یک توافق جامع، سبب شده تا دیپلماسی در حد کنترل تنش باقی بماند، نه حل آن.
در چنین فضایی، نگرانی اصلی نه فقط شکست مذاکرات، بلکه «سرریز شدن بحران» به کشورهای پیرامونی است. تنگه هرمز، بابالمندب و مسیرهای انرژی، عملاً به نقاط شکنندهای تبدیل شدهاند که هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند آنها را به کانون بحران جهانی بدل کند.
واقعیت این است که در صورت تداوم وضعیت فعلی، منطقه وارد مرحلهای از بیثباتی مزمن خواهد شد؛ مرحلهای که در آن نه جنگ تمامعیار قطعی است و نه صلح پایدار در دسترس.



