طالبان نشرات تلویزیون ملی در پکتیا را به‌دلیل منع تصاویر موجودات زنده بستند؛ رسانه‌ها عملاً به رادیو تقلیل یافتند


خبرگزاری آگاه — ۲ قوس ۱۴۰۴

مرکز خبرنگاران افغانستان اعلام کرده است که نشرات تلویزیون ملی زیر کنترل طالبان در ولایت پکتیا پس از ابلاغ دستور «ممنوعیت نشر تصاویر موجودات زنده» متوقف شده و این رسانه به یک رادیوی صوتی کاهش یافته است. این محدودیت در کنار دستور طالبان برای منع مصاحبه تصویری، فعالیت رسانه‌های مستقل و دولتی را به شدت مختل کرده است.




مرکز خبرنگاران افغانستان روز یک‌شنبه، ۲ قوس، در خبرنامه‌ای اعلام کرده است که نشرات تلویزیون ملی در پکتیا پس از دستور طالبان مبنی بر ممنوعیت نشر هرگونه تصویر موجودات زنده، به‌طور کامل از کار افتاده و تنها به‌صورت صوتی ادامه می‌یابد.
طبق این گزارش، طالبان از مسئولان محلی خود خواسته‌اند که از هرگونه مصاحبه تصویری خودداری کنند و گزارش‌های‌شان را فقط به شکل صوتی یا نوشتاری ارائه دهند. این ممنوعیت نه تنها تلویزیون ملی را فلج کرده، بلکه فعالیت نمایندگی خبرگزاری دولتی باختر و رسانه‌های محلی چون «نَن»، «ژوند»، «هوا»، «پتَن غږ» و «سمکنی غږ» را در شبکه‌های اجتماعی نیز محدود ساخته است.
مرکز خبرنگاران افغانستان گفته است که این اقدام طالبان ادامه روند محدودسازی رسانه‌هاست که از سال گذشته با صدور دستور منع نشر تصاویر زنده‌جان آغاز شد و تا کنون در ۲۳ ولایت کشور عملی شده است.
این مرکز این تصمیم طالبان را «ضربه‌ای سنگین بر شفافیت، اطلاع‌رسانی و حق دسترسی مردم به اطلاعات» خوانده و از طالبان خواسته است که محدودیت‌های فزاینده بر رسانه‌ها را لغو کنند.
طالبان تاکنون درباره علت و جزئیات این تصمیم توضیح رسمی ارائه نکرده‌اند.

تحلیل آگاه — «افغانستانِ بی‌چهره»
وقتی طالبان در پکتیا دستور دادند که هیچ تصویری از موجودات زنده نباید نشر شود، بسیاری آن را یک حکم سخت‌گیرانه مذهبی خواندند؛ اما واقعیت این است که این تصمیم بخشی از روندی طولانی برای خاموش‌کردن چهره افغانستان است. توقف نشرات تلویزیون ملی در پکتیا تنها یک رویداد رسانه‌ای نیست؛ روایت بزرگ‌تری است از کشوری که آرام‌آرام از صفحه دید جهان حذف می‌شود. افغانستان، کشوری که همیشه خود را با تصویر گفته و با تصویر ثابت کرده—از عکس‌های جنگ تا مستندهای زندگی روزمره—اکنون وارد مرحله‌ای شده که در آن چهره‌ها ممنوع، دوربین‌ها تهدید و روایت‌ها تک‌صدا شده‌اند.
در ظاهر، طالبان می‌گویند تصویر موجودات زنده «ممنوع» است؛ اما در لایه پنهان این دستور، یک هدف واضح نهفته است: حذف قابلیت نظارت جامعه بر قدرت. تصویر همیشه ابزار دیده‌شدن بوده و دیده‌شدن همیشه خطرناک‌ترین چیزی است که اقتدارگرایی از آن می‌ترسد. وقتی تصویر نباشد، شکنجه‌ ثبت نمی‌شود، برخوردهای خشونت‌آمیز نیروی امنیتی قابل اثبات نیست، وضعیت مکاتب دخترانه سند نمی‌شود، و چهره‌هایی که باید شهادت بدهند، خاموش می‌مانند. آنچه باقی می‌ماند، تنها صدایی است که می‌تواند دست‌کاری شود و متنی است که می‌تواند بازنویسی شود. در واقع طالبان نیازی نداشتند تلویزیون را تعطیل کنند؛ کافی بود تصویر را حذف کنند تا رسانه بدون این‌که رسماً بسته شود، از معنا تهی گردد.
در پکتیا، تلویزیون ملی به رادیو تبدیل شد. اما این تبدیل، تصادفی نیست؛ این یک استراتژی است. افغانستان دارد به «جامعه صوتی» بدل می‌شود؛ جامعه‌ای که در آن تصویر—که حافظه جمعی است—به‌تدریج نابود می‌شود. تاریخی که تصویر نداشته باشد، هر لحظه می‌تواند بازنویسی شود. آینده‌ای که تصویر نداشته باشد، هر لحظه می‌تواند ناپدید شود. طالبان در ۲۳ ولایت این سیاست را پیاده کرده‌اند و پکتیا تنها یکی از نقاطی است که این پروژه را علنی‌تر کرده است.
و در این میان، حذف تصویر یک پیام پنهان‌تر نیز دارد؛ پیامی که همه می‌دانند اما کمتر گفته می‌شود: حذف زنان. وقتی دوربین خاموش است، زن نیز خاموش می‌شود. نبود تصویر یعنی نبود حضور. زنان خبرنگار پیشاپیش از صفحه تلویزیون ناپدید شده‌اند، زنان در نشست رسمی نشان داده نمی‌شوند، زنان معترض تصویر نمی‌شوند، و دخترانی که از حق آموزش محروم مانده‌اند، از قاب جهان حذف می‌شوند. طالبان شاید نامی از زنان نبرند، اما هر ممنوعیت رسانه‌ای به شکلی سیستماتیک به حذف کامل آنان کمک می‌کند.
پکتیا اکنون به مکانی تبدیل شده که رسانه‌هایش شبیه نسلی هستند که زبان دارند اما صورت ندارند. رسانه‌هایی که فقط صوت‌اند—بی‌چهره، بی‌تصویر و بی‌قدرت. این همان الگوی حکومت‌هایی است که نمی‌خواهند با هزینهٔ بین‌المللی تعطیلی رسانه روبه‌رو شوند؛ رسانه را نگه می‌دارند، اما روحش را می‌گیرند.
حتی تصمیم طالبان برای منع مصاحبه تصویری مقامات محلی، یک پیام روشن دارد: «قدرت باید بی‌چهره بماند.» قدرتی که دیده نشود، حساب‌ده نیست. قدرتی که شنیده شود اما دیده نشود، همیشه می‌تواند انکار کند، پس بقا می‌یابد. آنچه در پکتیا رخ داده، پیش‌نمایش یک افغانستان گسترده‌تر است؛ افغانستانی که دیگر دیده نمی‌شود، فقط روایت می‌شود. و این روایت را نه مردم، نه خبرنگاران، نه نهادهای مستقل—بلکه یک گروه واحد تولید می‌کند.
در نهایت، این تنها یک دستور رسانه‌ای نیست؛ روندی است که افغانستان را از حق «داشتن چهره» محروم می‌کند. کشوری که چهره‌اش پنهان شود، جهان از یادش می‌برد. و طالبان دقیقاً از همین فراموشی سود می‌برند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button