روز جهانی غذا؛ «مجبورم میان خرید غذا و دوا انتخاب کنم»؛ روایت یک دختر بازگشته از ایران

همزمان با روز جهانی غذا، یک دختر ۲۰ ساله که از ایران به افغانستان بازگشته است، میگوید بیکاری و نداشتن درآمد، خانوادهاش را با کمبود غذا و دشواری تأمین هزینههای درمان روبهرو کرده است.
این دختر که با پدر، مادر و دو خواهر و برادر کوچکترش زندگی میکند، میگوید از زمان بازگشت در اواخر سال ۱۴۰۲ خورشیدی، به یاد نمیآورد خانوادهاش گوشت خورده باشد. به گفته او، در بسیاری از روزها غذای خانواده به نان و چای محدود میشود و گاهی کچالو یا تخممرغ تنها غذای در دسترس است.
او پیش از بازگشت به افغانستان در ایران زبان انگلیسی تدریس میکرد، اما پس از بازگشت نتوانسته شغلی پیدا کند که هزینههای خانواده را تأمین کند. پدر و مادرش نیز به بیماری قلبی و دیابت مبتلا هستند و هزینه دارو و درمان آنها بر دوش او است.
این دختر میگوید پول اندکی را که در اختیار داشته، برای خرید روغن، لوبیا و برنج مصرف کرده و نتوانسته بل برق را بپردازد. اکنون خانوادهاش با کمبود غذا، بدهی و هزینههای درمان روبهرو است.
او میگوید: «اگر پول هم پیدا کنم، میان این همه چیز باید فقط یک چیز را انتخاب کنم؛ یا خرج دوا و درمان مادر و پدرم یا برای خوردن.»
به گفته او، گاهی برای آنکه خواهر و برادر کوچکترش غذا داشته باشند، خودش چیزی نمیخورد و شب را گرسنه به صبح میرساند.
روایت این دختر بازگشته از ایران، بُعدی از بحران معیشتی خانوادههای بازگشته به افغانستان را نشان میدهد؛ خانوادههایی که با از دستدادن منبع درآمد و نبود فرصتهای کاری، برای تأمین غذا، پرداخت هزینه برق و خرید دارو ناگزیر به انتخاب میان نیازهای اساسی زندگی شدهاند.




