پیامدهای ماندگار انفجار زنبق؛ روایت گرسنگی یک مادر و تقلا میان مرگ و زندگی

در ارزان‌قیمت کابل، یک زن سرپرست خانواده می‌کوشد روزانه با ۱۵۰ افغانی، برای سه فرزندش غذا فراهم کند. شوهر او ۹ سال پیش براثر انفجار مرگبار در چهارراهی زنبق در قلب کابل کشته شد. کمک دولتی‌ که برای این تعیین شده بود نیز قطع شده است.

اکنون پسر ۹ ‌ساله‌ این زن گاهی از سبزی‌های دورریخته‌شده در بازار، غذای شب خانواده را تهیه می‌کند.

زندگی شبانه نمونه‌ای از سرنوشت میلیون‌ها افغان است که جنگ اعضای خانواده‌های‌شان را گرفته و فقر همچنان زندگی را برای‌ آنها تلخ کرده است.

در شرق کابل، در گوشه‌ای از ارزان‌قیمت، منطقه موسوم به احمدشاه بابا مینه، با فرارسیدن شام، هیاهو در کوچه‌ها به‌تدریج فروکش می‌کند. مردم از بازارها به خانه‌های‌ خود برمی‌گردند، بوی نان گرم و غذاهای در حال پخت از تنور و آشپزخانه برخی خانه‌ها بلند می‌شود و کودکانی که از بازی‌های روزانه خسته شده‌اند، به‌سوی خانه‌های‌ خود می‌دوند. یکی در انتظار ناز و محبت مادر و پدر است، دیگری چشم‌به‌راه غذای تازه‌پخته‌شده و برخی نیز امیدوارند که کسی برای‌شان میوه یا شیرینی‌ای به خانه آورده باشد.

اما شام در خانه شبانه متفاوت است. او در پایان هر روز با همان پرسشی روبه‌رو می‌شود که صبح با نگرانی از خانه بیرونش کرده بود: امشب کودکانش چه خواهند خورد؟

شبانه ۵۱ ساله با سه فرزندش در اتاق کوچکی به مساحت حدود ۱۲ متر مربع زندگی می‌کند. روی کف اتاق فرش کهنه‌ای پهن شده، در گوشه‌ای بخاری زنگ‌زده‌ای قرار دارد و وسایل اندک خانه در فضای تنگ آن جمع شده‌اند.

دستان او نه هنگام پاک‌کاری خانه خودش، بلکه بر اثر کار سخت در خانه‌های دیگران پینه بسته‌اند. کف خانه‌های مردم را می‌شوید، برخی او را برای نظافت خانه‌های‌ خود به کار می‌گیرند. برای بعضی تنور روشن می‌کند و گاهی نیز به رسیدگی به گاو، طویله یا باغچه دیگران مشغول می‌شود. از صبح تا شام به دنبال کار می‌گردد، اما حتی وقتی کاری پیدا می‌کند، مزد تمام روزش به سختی به ۱۵۰ افغانی می‌رسد.

برای شبانه، روزی که کسی او را برای کار بخواهد، مانند روز عید است. اما در بسیاری از روزها، حتی همین فرصت کار نیز نصیبش نمی‌شود. در چنین روزهایی، بیش از روزهای کاری خسته و نگران می‌شود؛ زیرا باید به هر طریقی چند قرص نان خشک برای فرزندانش فراهم کند تا شام را با چای تلخ، آب گرم و یک کاسه پیاز یا چند کچالوی آب‌پز سر کنند.

او هر صبح با این نگرانی از خانه بیرون می‌شود که اگر نتواند خانه‌ای را پاک‌کاری کند و مزدی به دست آورد، شب چگونه به چشمان فرزندانش نگاه خواهد کرد. گاهی نیز روزهایی بر او می‌گذرد که در خانه، جز آب گرم، چیزی برای خوردن پیدا نمی‌شود.

دختران ۱۴ و ۱۲ ساله و پسر ۹ ساله شبانه هنوز کودک‌اند، اما سفره خالی و کف بی‌فرش خانه، آنان را از همین حالا با نگرانی‌ها و دشواری‌های زندگی بزرگ‌سالان آشنا ساخته است.

شبانه در گذشته تا این اندازه و با چنین نگرانی‌هایی آشنا نبود. معاش شوهرش نان خشک و تر خانواده را تأمین می‌کرد. شوهرش کارمند وزارت معارف بود و مانند هزاران کارمند دیگر کابل، هر صبح به‌سوی محل کار می‌رفت.

در ۳۱ می ۲۰۱۷ نیز برای رفتن به کار از خانه بیرون شد، اما دیگر بازنگشت.

صبحی که زندگی شبانه را تغییر داد

در ۳۱ می ۲۰۱۷، ماه رمضان بود. در خیابان‌های کابل رفت‌وآمد صبحگاهی جریان داشت و کارمندان دولتی خود را به اداره‌های‌شان می‌رساندند.

حدود ساعت ۸:۲۵ صبح، در نزدیکی چهارراهی زنبق در منطقه وزیر اکبرخان، یک تانکر فاضلاب حامل مواد انفجاری منفجر شد.

حدود دو هزار کیلوگرام مواد انفجاری در این تانکر جاسازی شده بود. انفجار در وسط جاده گودالی به عرض حدود پنج متر و عمق بیش از سه متر ایجاد کرد. شیشه‌های سفارت‌خانه‌ها، دفترها و ساختمان‌های مسکونی نزدیک محل شکستند و موج انفجار در فاصله چند کیلومتری نیز احساس شد.

هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارش سالانه خود کشته‌شدن ۹۲ غیرنظامی و زخمی‌شدن ۴۹۱ تن دیگر را در این حمله ثبت کرده است. یوناما این رویداد را مرگ‌بارترین حمله انفرادی در افغانستان از سال ۲۰۰۹ به این‌سو خوانده بود.

در ساعت‌های نخست پس از رویداد، شمار تلفات کمتر از این اعلام شده بود، اما با شناسایی قربانیان و روشن‌شدن وضعیت زخمی‌ها، آمار افزایش یافت. برخی رسانه‌ها شمار کشته‌شدگان را حتی تا ۱۵۰ نفر نیز گزارش کرده بودند.

هیچ گروه مسلحی رسماً مسئولیت این حمله را برعهده نگرفت. نهادهای امنیتی افغانستان در آن زمان شبکه حقانی را متهم کردند، اما طالبان دست‌داشتن در این حمله را رد کردند.

برای شبانه، اختلاف بر سر مسئولیت حمله مهم‌ترین پرسش زندگی‌اش نبود. او شوهرش را از دست داده بود؛ مردی که بار هزینه‌های خانواده بر دوش او بود و برای آینده فرزندانش کار می‌کرد.

انفجار زنبق تنها برای یک روز کابل را نلرزاند؛ بلکه تمام حساب‌وکتاب زندگی را در خانه شبانه تغییر داد. معاش ماهانه قطع شد، اما کرایه خانه، غذای کودکان و دیگر نیازمندی‌ها همچنان باقی ماند. مسئولیت کامل نگهداری از سه کودک نیز بر دوش یک مادر افتاد.

پس از کشته‌شدن شوهرش، حکومت وقت نام او را در اسناد کارمندان دولتی کشته‌شده ثبت کرد و برای خانواده‌اش کمک ماهانه محدودی تعیین کرد.

این پول نمی‌توانست تمام هزینه‌های خانه را تأمین کند، اما دست‌کم در پرداخت کرایه، تهیه نان خشک و برآوردن برخی نیازهای کودکان کمک می‌کرد.

شبانه می‌دانست که در پایان هر ماه مقداری پول دریافت خواهد کرد، اما همین اطمینان اندک نیز بعدها از میان رفت.

برای یک قرص نان، پشت درهای بسیار

در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، طالبان بار دیگر وارد کابل شدند و نظام جمهوری سقوط کرد. پس از این تغییر سیاسی، وضعیت حقوق مالی و اسناد خانواده‌هایی مانند خانواده شبانه که از طریق حکومت پیشین کمک دریافت می‌کردند، نیز با مشکلات روبه‌رو شد.

شبانه می‌گوید کمک مالی‌ که به‌دلیل کشته‌شدن شوهرش برای او تعیین شده بود، نیز متوقف شد.

او برای دریافت دوباره حقوق تعیین شده به ادارات زیادی مراجعه کرد، دروازه اداره‌های بسیاری را کوبید و درباره سرنوشت پرونده‌اش پرس‌وجو کرد، اما این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌ای نداشته‌اند.

یکی از معاونان وزارت امور شهدا و معلولین طالبان در این باره به افغانستان اینترنشنال گفت روند ثبت و راجستر شهدا و معلولان حکومت پیشین به‌دلیل فساد و آمار نادرست نیاز به بازبینی داشت.

این مقام ادعا کرد که پرداخت کمک به شمار زیادی از افراد ثبت‌شده در نظام پیشین، برای بررسی اسناد آنان متوقف شده و پس از بررسی ادعاهای فساد و تقلب، امتیازات به افراد مستحق به‌گونه شفاف پرداخت خواهد شد.

با این حال، دلیل اداری مشخص قطع کمک شبانه، وضعیت نهایی پرونده او و این‌که پرداخت حقوق چه زمانی از سر گرفته خواهد شد، هنوز روشن نیست.

برای این خانواده، طولانی‌شدن بررسی اسناد تنها یک مشکل اداری نیست. هر ماهی که بدون حقوق می‌گذرد، کرایه اتاق، غذای کودکان و دیگر هزینه‌ها همچنان پابرجا می‌مانند.

هزینه ماهانه نیازهای اساسی خانواده شبانه دست‌کم هشت هزار افغانی برآورد شده است. این هزینه شامل کرایه اتاق، نان، دوا و دیگر نیازهای ضروری زندگی روزمره می‌شود.

اگر شبانه هر روز کار کند و روزانه ۱۵۰ افغانی به‌دست آورد، مجموع درآمدش ماهانه تنها ۴۵۰۰ افغانی خواهد شد؛ یعنی ۳۵۰۰ افغانی کمتر از هزینه برآوردشدهٔ خانه.

اما او هر روز کار پیدا نمی‌کند. اگر در ماه تنها ۲۰ روز کار بیابد، درآمدش به سه هزار افغانی کاهش می‌یابد و برای تأمین نیازهای اساسی خانه، پنج هزار افغانی کمبود خواهد داشت.

این حساب‌وکتاب چیزی نیست که شبانه روی کاغذ تجربه کند؛ بلکه آن را در زندگی روزمره خانه‌اش از سر می‌گذراند. گاهی پول کرایه کم می‌آید، گاهی پول نان و گاهی نیز برای برآوردن نیازهای کودکان هیچ پولی باقی نمی‌ماند.

همین کمبود درآمد، کودکان خانه را نیز در تلاش برای پیدا کردن غذا دخیل کرده است.

غذا شب از سبزی‌های دورریخته‌شده

در بازار ارزان‌قیمت، هر شام دکان‌داران سبزی‌ها و میوه‌های گندیده را از دیگر اجناس جدا می‌کنند. برخی دیگر قابل فروش نیستند و به گوشه‌ای انداخته می‌شوند.

به گفته شبانه، دختر ۱۴ساله و پسر ۹ساله‌اش گاهی پس از خلوت‌شدن بازار به آن‌جا می‌روند و از میان سبزی‌های دورریخته‌شده، آنچه را که بخشی از آن هنوز قابل خوردن باشد، جمع می‌کنند.

وقتی به خانه برمی‌گردند، مادرشان قسمت‌های گندیده را با چاقو می‌بُرد، باقی سبزی را پاک می‌کند و از آن چتنی یا سبزی سادهٔ آب‌پز می‌سازد.

در برخی شب‌ها، غذای شب این خانواده همین سبزی و نان خشک است. گاهی نیز چنین غذایی به‌اندازه کافی پیدا نمی‌شود.

دختر بزرگ شبانه ۱۴ سال دارد. به‌دلیل ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم از سوی طالبان، او نمی‌تواند به صنف‌های بالاتر برود. در سنی که باید درباره درس، امتحان و آینده‌اش فکر کند، پیدا کردن نان خانه نیز به بخشی از زندگی‌اش تبدیل شده است.

خواهر ۱۲ساله و برادر ۹ساله‌اش نیز از مشکلات اقتصادی خانه بی‌تأثیر نمانده‌اند. نیازهای آنان به غذا، لباس، آموزش و درمان به درآمد نامنظم مادرشان وابسته است.

شبانه تلاش می‌کند فرزندانش گرسنه نمانند، اما مزد کار او و نیازهای خانه فاصله زیادی با یکدیگر دارند.

داستان زندگی این خانواده تنها مشکل یک زن بیوه در کابل نیست. مانند میلیون‌ها خانواده دیگر در افغانستان، پیدا کردن غذا در این خانه نیز به بزرگ‌ترین نگرانی زندگی روزمره تبدیل شده است.

از سفرهٔ شبانه تا گرسنگی میلیون‌ها افغان

بر اساس ارزیابی سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد که در ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، از نوامبر ۲۰۲۵ تا مارچ ۲۰۲۶ حدود ۱۷.۴ میلیون افغان در مرحلهٔ سوم یا مراحل بالاتر ناامنی غذایی قرار داشتند.

این رقم نزدیک به ۳۶ درصد جمعیت ارزیابی‌شده را تشکیل می‌دهد. از این میان، حدود ۴.۷ میلیون نفر در مرحله چهارم یا مرحله اضطراری قرار داشتند؛ وضعیتی که در آن مردم با کمبود جدی غذا روبه‌رو هستند و به کمک‌های فوری نیاز دارند.

بر اساس پیش‌بینی همین ارزیابی، انتظار می‌رفت بین اپریل و سپتامبر ۲۰۲۶، به‌دلیل افزایش برداشت گندم و کارهای فصلی، وضعیت تا اندازه‌ای بهتر شود؛ اما با آن هم، حدود ۱۳.۸ میلیون نفر همچنان در معرض ناامنی شدید غذایی باقی ماندند.

از این میان، نزدیک به ۲.۹ میلیون نفر در مرحله چهارم یا مرحله اضطراری برآورد شده بودند.

معنای این ارقام آن نیست که در افغانستان غذا پیدا نمی‌شود. مشکل اصلی برای بسیاری از خانواده‌ها این است که توان خرید مواد غذایی موجود در بازار را ندارند.

سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد در ارزیابی‌های خود، بیکاری، کاهش درآمد مردم، پایین‌آمدن کمک‌های بین‌المللی و محدودیت مسیرهای تجاری را از عوامل مهم ناامنی غذایی دانسته است.

بسته‌شدن مسیرهای تجاری از سوی پاکستان، بر انتقال و قیمت مواد غذایی فشار وارد کرده است. پیامدهای تغییرات اقلیمی، خشکسالی و مشکلات تولید محصولات زراعتی نیز بر هزینه‌های زندگی مردم تأثیر می‌گذارد.

از سوی دیگر، بازگشت میلیون‌ها افغان از ایران و پاکستان، فشار بر منابع محدود کار، مسکن، خدمات صحی و دیگر امکانات اولیه را افزایش داده است.

برنامه جهانی غذا برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده است که نزدیک به ۳.۷ میلیون کودک و ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده با سوءتغذیه حاد روبه‌رو خواهند شد و به درمان نیاز خواهند داشت.

به این ترتیب، شمار تخمینی کودکان و مادرانی که در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند، به ۴.۹ میلیون نفر می‌رسد.

برنامه جهانی غذا می‌گوید کاهش کمک‌های مالی بین‌المللی، توانایی این سازمان را برای رساندن کمک‌ها محدود کرده است. این سازمان که زمستان گذشته به حدود چهار میلیون افغان کمک غذایی رسانده بود، بر اساس بودجه موجود تنها توانایی کمک‌رسانی به دو میلیون نفر در ماه را دارد.

بازارهای پُر و جیب‌های خالی

افزایش قیمت مواد غذایی در افغانستان برای خانواده‌هایی که درآمد ثابت دارند، به معنای افزایش هزینه‌هاست؛ اما برای خانواده‌هایی با درآمد نامنظم مانند خانواده شبانه، گاهی به معنای صرف‌نظرکردن از غذاست.

احسان‌الله پتمن، رئیس نهاد مستقل نظارت بر وضعیت بشردوستانه افغانستان، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال کاهش توان خرید مردم را مشکل اساسی بحران کنونی دانسته است.

به ارزیابی او، آسیب‌دیدن زراعت بر اثر تغییرات اقلیمی و بسته‌شدن مکرر مسیرهای تجاری مانند تورخم و اسپین‌بولدک در مرز با پاکستان، فشار بر قیمت مواد غذایی اولیه را افزایش می‌دهد.

به باور او، هنگامی که قیمت سبزی و دیگر مواد غذایی بالا می‌رود، خانواده‌هایی که از پیش درآمد کافی ندارند، به‌تدریج از شمار خریداران بازار خارج می‌شوند.

این وضعیت در خانه شبانه به‌روشنی دیده می‌شود. خانواده او گاهی به‌جای خرید سبزی تازه از دکان‌داران بازار، در پایان روز از سبزی‌های دورریخته‌شده غذا تهیه می‌کند.

برای شبانه، قیمت یک سیر سبزی، بهای یک بوجی آرد و کرایه اتاق، ارقام اقتصادی جداگانه‌ای نیستند؛ همه این‌ها در حساب همان ۱۵۰ افغانی‌ای می‌آیند که از کار یک روز به‌دست می‌آورد.

او چندین بار تلاش کرده است که در فهرست افراد مستحق نهادهای کمک‌رسان بین‌المللی شامل شود، اما به گفته خودش، تاکنون کمکی دریافت نکرده است که بتواند مشکلات زندگی خانواده‌اش را به‌گونه دوامدار کاهش دهد.

برای این خانواده، کمک غذایی می‌تواند گرسنگی چند روز را کاهش دهد، اما راه‌حل درازمدت مشکل به داشتن منبع درآمد ثابت وابسته است.

اگر کمک مالی‌ که به‌دلیل کشته‌شدن شوهرش به او پرداخت می‌شد دوباره فعال شود، اگر برایش کار منظم پیدا شود یا در یک برنامه دوامدار حمایت از خانواده‌هایی که سرپرست‌شان زن است شامل شود، بخشی از فشار هزینه‌های خانه کاهش خواهد یافت.

اما تاکنون چنین تغییری در زندگی شبانه رخ نداده است.

نه سال بعد؛ سایه زنبق هنوز بر این خانه سنگینی می‌کند

انفجار ۳۱ می ۲۰۱۷ یکی از مرگ‌بارترین رویدادهای سال‌های جنگ در کابل بود. در آن روز ده‌ها نفر کشته شدند، صدها تن زخم برداشتند، خانواده‌ها از هم پاشیدند و کودکان بسیاری بی‌پدر شدند.

نه سال پس از این رویداد، برخی خانواده‌های قربانیان هنوز هم زیان‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از ازدست‌دادن عزیزان‌شان را تحمل می‌کنند.

شوهر شبانه در یک صبح کشته شد، اما مشکلات خانواده پس از مرگ او در یک روز پایان نیافت.

مسئولیت نگهداری از کودکان بر دوش شبانه باقی ماند. او با کمک اندک دولتی زندگی را پیش می‌برد، اما پس از قطع آن کمک، دیگر نتوانست تمام هزینه‌های خانه را از طریق کار خود تأمین کند.
اکنون یکی از دخترانش تلاش می‌کند از سبزی‌های دورریخته‌شده بازار غذا پیدا کند، دو کودک دیگر با کمبودهای اقتصادی خانه بزرگ می‌شوند و مادرشان در انتظار یافتن کار برای روز بعد زندگی می‌کند.

در آمار ملی ناامنی غذایی افغانستان، شبانه تنها یک زن است؛ اما در زندگی این خانواده، این بحران شکل یک روز کامل، یک ماه کامل و آینده کودکان را به خود گرفته است.

شب در ارزان‌قیمت کابل فرامی‌رسد. رفت‌وآمد کوچه‌ها کمتر می‌شود و خانواده‌ها برای شام دور هم جمع می‌شوند.

شبانه نیز با سه فرزندش در اتاق کوچک است. هنوز هیچ کار مطمئنی برای فردایش ندارد و نشانه‌ای هم از بازگشت کمک مالی‌ که به نام شوهرش پرداخت می‌شد، دیده نمی‌شود.

در پایان روز، آرزوی شبانه چندان بزرگ نیست. او نه رؤیای ثروت دارد و نه خواهان زندگی مرفه است. تنها می‌خواهد فردا کسی او را برای کار بخواهد تا بتواند چند قرص نان برای شام به خانه ببرد. در زندگی او، تمام امیدهای فردا در همین یک دعا خلاصه شده است: خدا کند کاری پیدا شود و کودکانم گرسنه به خواب نروند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button